کد خبر: 1109682
تاریخ انتشار: ۲۲ مهر ۱۴۰۱ - ۲۲:۰۰
سیدرحیم لاری

جنگ در اوکراین و اقدامات تحریک‌آمیز امریکا در مورد جزیره تایوان، دو حوزه تعیین‌کننده در تحولات بین‌الملل طی چند ماه اخیر بوده‌اند. تحولات این دو حوزه خود به خود بر موقعیت کشور‌هایی تأثیر می‌گذارد که شاید در نگاه اول ارتباط مستقیمی با هیچ کدام از این دو ندارند، اما به هر دلیل، نمی‌توانند بی‌تأثیر از آن باشند، ژاپن مشخصاً یکی از این کشورهاست. جدای از مشکلات ارضی این کشور با روسیه بر سر جزایر چهارگانه‌اش در شمال، تقابل اخیر چین و روسیه بر سر جزیره تایوان فرصت طلایی به ژاپن داده تا از حاشیه‌نشینی امنیتی- نظامی پس از جنگ جهانی دوم خارج شود و برنامه جاه‌طلبانه‌ای را در پیش بگیرد تا اینکه بتواند جایگاه ویژه‌ای را به عنوان قدرت نوظهور نظامی در عرصه بین‌الملل به دست بیاورد. شکی نیست افزایش سرسام‌آور هزینه‌های نظامی پایه و اساس این برنامه است، اما باید گفت که ژاپن با در پیش گرفتن این مسیر خود را در رقابت تسلیحاتی اساسی با چین قرار می‌دهد که بی‌تردید بر وضعیت ژئوپلتیک شرق آسیا تأثیر قابل توجهی خواهد گذاشت.

دکترین یوشیدا
یوشیدا شیگه‌ور، دیپلمات و سیاستمدار ژاپن بود که طولانی‌ترین مدت نخست‌وزیری ژاپن را بعد از جنگ جهانی دوم داشته است. شهرت یوشیدا تنها مربوط به دوره قابل توجه نخست‌وزیری او نمی‌شود بلکه او پایه‌گذار دکترین ژاپن در دوره بعد از جنگ جهانی بود که به طور کلی می‌توان گفت این دکترین متکی بر سه اصل بود: نخست، ژاپن در جنگ سرد موضع علیه کمونیسم در پیش می‌گیرد و به این دلیل از متحدان نزدیک امریکا به شمار می‌رود و دوم، ژاپن به لحاظ قدرت نظامی متکی به قدرت امریکا می‌شود و نیرو‌های دافعی خود را به حداقل ممکن می‌رساند و سوم، ژاپن به جای قدرت نظامی بر دیپلماسی اقتصادی تکیه می‌کند. هایاتو ایکدا اصل سوم و رویکرد اقتصادی ژاپن در عرصه بین‌الملل را در دولت یوشیدا تقویت کرد و بعد که به پست نخست‌وزیری ژاپن رسید، آن را مبدل به اصل اساسی رفتار ژاپن در این عرصه کرد. اصل دوم دکترین یوشیدا در ماده ۹ قانون اساسی بعد از جنگ ژاپن تبلور یافت که مقرر می‌دارد: «ملت ژاپن از جنگ به عنوان یک حق حاکمیتی برای کشور برای همیشه چشم‌پوشی می‌کند» و نیرو‌های نظامی را «هیچ گاه حفظ نخواهد کرد.» شکی نیست دکترین یوشیدا و این ماده قانونی به منظور تأمین نظر امریکا به عنوان کشور اشغالگر تدوین شده بود و باعث شد ژاپن به لحاظ نظامی و امنیتی در طول جنگ سرد متکی به قدرت نظامی امریکا و پایگاه‌هایی باشد که امریکا از آن موقع تاکنون در این کشور مستقر کرده است، البته باید این را نیز گفت که یوشیدا برای احیای ژاپن بعد از جنگ چاره‌ای جز طرح این سه اصل نداشت تا اینکه بتواند از تمامی امکانات کشور برای بازسازی کشور ویران از جنگ استفاده کند. اگر بتوان گفت دکترین یوشیدا توانست ژاپن ویران را مبدل به قدرت اقتصادی مهم در عرصه جهانی بکند، اما وابستگی شدید نظامی به امریکا اجازه استقلال عمل را به این کشور نمی‌داد و این موضوع به خصوص بعد از پایان گرفتن جنگ سرد مبدل به محور مهمی در گفتمان سیاسی ژاپن و دوری از دکترین یوشیدا شد.
تغییر استراتژی
پایان جنگ سرد و به خصوص سال‌های ابتدایی قرن بیست‌ویکم بهانه کافی به کسانی می‌داد که نظر خوشی به سال‌ها حاکمیت دکترین یوشیدا بر سیاست خارجی ژاپن نداشتند و به دنبال استراتژی کاملاً متفاوتی چه در زمینه نظامی و چه در عرصه سیاست خارجی ژاپن بودند. شاید بتوان گفت یوکیو هاتویاما یکی از شخصیت‌های قابل توجه در چرخش از دکترین یوشیدا به موضع فعال‌تر نظامی و دیپلماسی ژاپن بود. او نخستین فرد از حزب لیبرال دموکرات (DPJ) ژاپن بود که با وعده برچیدن پایگاه نظامی امریکا در جزیره اوکیناوا در سال ۲۰۰۹ به نخست‌وزیری ژاپن رسید، اما قصور در انجام این وعده باعث شد سال بعد از مقام خود کنارگیری کند. هاتویاما به دنبال استراتژی جایگزین برای دکترین یوشیدا بود تا ژاپن با فاصله گرفتن از امریکا بتواند روابطش را با جهان خارج و به خصوص کشور‌های حوزه اقیانوس آرام تدوین و تقویت کند. هر چند دوره کوتاه نخست‌وزیری هاتویاما اجازه اقدامات انقلابی مورد نظرش را به او نداد، اما توانست نگاه نقادانه به دکترین یوشیدا و لزوم تبیین استراتژی جایگزین آن را در ژاپن نهادینه کند. کریستوفر هیوز، استاد مطالعات ژاپن و سیاست بین‌الملل در دانشگاه وارویک بریتانیا معتقد است که ژاپن امروز به دنبال استقلال بیشتر از امریکاست و سیاستگذاران ژاپنی دیگر معتقد نیستند دکترین یوشیدا بتواند یک استراتژی قابل دفاع برای ژاپن در عرصه‌های اقتصادی و نظامی و واکنشی مناسب در برابر چالش‌هایی باشد که ژاپن امروز در مواجهه با آنهاست.
نظامیگری جدید ژاپن
دوری از دکترین یوشیدا در گفتمان قرن بیست‌ویکم ژاپن به طور مشخص در نظامی‌گری نوینی ریشه دارد که ژاپن به تدریج در پیش گرفته است. در واقع، ژاپن هزینه‌های نظامی خود را بر مبنای دکترین یوشیدا محدود به یک‌درصد از تولید ناخالص داخلی کرده بود، اما حالا با دو برابر شدن این میزان، ژاپن به دنبال این است که بودجه نظامی خود را در سال آینده میلادی به ۱/۵۳ میلیارد دلار و حتی به ۴/۷۰ میلیارد دلار تا ۲۰۲۷ برساند. این میزان افزایش به معنای رشد سالانه ۳/۷ درصدی در هزینه‌های نظامی ژاپن است و نشان می‌دهد این کشور هدف بلندپروازانه‌ای را برای هزینه‌های نظامی خود دنبال می‌کند تا جایی که بعد از امریکا و چین، جایگاه سوم جهانی را به دست آورد. این میزان هزینه در وهله نخست به منظور تقویت بنیه نظامی نیرو‌های سه‌گانه این کشور است، چنانکه قرارداد ۲۰۱۹ این کشور با شرکت امریکایی لاکهید مارتین برای خرید ۱۰۵ فروند جنگنده اف- ۳۵‌ای و ۴۲ فروند اف‌بی یکی از نمونه‌های این موضوع است. این جدای از قرارداد داخلی با شرکت میتسوبیشی برای تولید تقریباً ۱۰۰ فروند جنگنده نسل ششمی رادارگریز اف- ایکس است. توسعه ناوگان دریایی ژاپن جنبه دیگری از نظامی‌گری جدید ژاپن است تا اینکه حضور گسترده‌ای در دریا‌های آزاد داشته باشد و برای این کار، قصد دارد ناو هلیکوپتربر کلاس ایزومو را مبدل به ناو‌های هواپیمابری کند که قادر به حمل جنگنده‌های اف- ۳۵ بی باشند. این جدای از توسعه ناوگان زیرسطحی ژاپن است که شامل زیردریایی‌های کلاس سوزیو می‌شود که قرار است زیردریایی‌های کلاس تایگی به زودی جایگزین آن‌ها شود.
رقابت با چین
هیوز در کتاب خود به نام «ژاپن به عنوان قدرت نظامی جهانی»، نظامی‌گری نوین ژاپن را در راستای اتحاد «به نحو فزاینده‌ای توانمند، قابل اعتماد و حیاتی» برای امریکا ارزیابی می‌کند. با توجه به این نکته می‌توان این نظامی‌گری را بیش از هر چیز در رقابت نظامی ژاپن با چین ارزیابی کرد چراکه رشد قابل توجه هزینه و قدرت نظامی چین طی سال‌های اخیر یکی از انگیزه‌های نظامی‌گری نوین ژاپن نیز بوده است. برای مثال، برنامه ژاپن برای تغییر کاربری ناو‌های کلاس ایزومو به نوعی واکنش این کشور در برابر برنامه تولید ناو‌های هواپیمابر چین است که نمونه اخیر ۸۰ هزارتنی آن در اوایل تابستان جاری و توسط نیروی دریایی ارتش آزادیبخش خلق چین به آب انداخته شد. برنامه تولید جنگنده نسل ششم اف- ایکس توسط شرکت میتسوبیشی نیز واکنشی به تولید جنگنده نسل ششم چین است که برنامه آن در ژانویه ۲۰۱۹ و از سوی وانگ هایفنگ، طراح ارشد شرکت چینی هوافضای چنگدو اعلام شد. هر چند به نظر می‌رسد اولویت توکیو در این رقابت محافظت از جزایر جنوبی و به خصوص جزایر مورد مناقشه سن‌کاکو، به چینی دیائویو باشد، اما به نظر می‌رسد توکیو اهداف بلندپروازانه‌تری در نظر دارد و شدت حمایتش از تایوان طی چند ماه اخیر نشان داد می‌خواهد در مناقشات حوزه اقیانوس آرام نقش یک بازیگر کلیدی را به عهده بگیرد. هر چند این رویکرد توکیو نه تنها مورد استقبال واشنگتن است بلکه به آن دامن می‌زند، اما با توجه به سابقه استعماری ژاپن، معلوم نیست نظامی‌گری نوین ژاپن و رقابت آن با چین محدود به همسویی آن با امریکا بشود، همچنین نباید احتمال توسعه‌طلبی ژاپن برای احیای امپراطوری سابق را نادیده گرفت.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار