اغتشاشات جزیرهای و کور شنبه که در ادامه رخدادهای دانشگاههای تهران و حوادث تروریستی زاهدان و آشوبهای شهرهای کشور بود، در برخی محلهها و میادین تهران و سنندج به صورت پراکنده اتفاق افتاد. اغتشاشات دنبالهدار این سؤال و ذهنیت را ایجاد میکند که آیا این حوادث ادامهدار خواهد بود و سؤال دیگر آن است که چرا مثل سال۸۸ که بعد از ۹دی یا پس از آبان۹۸ که مردم برای محکومیت اقدامات آشوبگران به خیابانها آمدند و اغتشاشات پایان یافت، این بار بعد از تجمعات امت رسولالله در شهرهای مختلف باز آشوبها در فاز دیگری و حمله به بازار و تهدید کسبه برای بستن مغازهها و ایجاد اعتصابات ادامه پیدا کرده است. برای پاسخ به این سؤالات باید با واقعبینی سراغ ریشه این وقایع برویم و تحلیل جامع و صحیح ارائه دهیم.
اول اینکه بدانیم ما با مفهوم آشوب و اغتشاش روبهرو هستیم و در هیچ کدام از وقایع حتی در دانشگاهها اثری از تجمع بدون خشونت و شعارهای رادیکال نیست. در ثانی این اقدامات بدون مطالبه خاصی بوده و مورد تشویق شبکههای معاند و تروریستی خارجی بوده است و دست دشمن خارجی و سرویسهای جاسوسی غربی و تروریستهای تجزیهطلب و تکفیری کاملاً عیان بوده، به حدی که در خیلی از موارد مشخص شده است راهبرد و رهبری کلان و آموزش اغتشاشگران تحت مدیریت سرویسهای جاسوسی بوده است و در همین رابطه رهبر معظم انقلاب در دانشگاه افسری و تربیت پلیس امام حسن مجتبی بیان داشتند: «این اغتشاش برنامهریزی داشت، این اغتشاش برنامهریزیشده بود. اگر قضیه این دختر جوان هم نبود، یک بهانه دیگری درست میکردند برای اینکه امسال در اول مهر به دلیلی که عرض خواهم کرد، در کشور ناامنی درست کنند، اغتشاش درست کنند. چه کسی این را برنامهریزی کرده؟ بنده به صراحت میگویم این برنامهریزی کار امریکا، کار رژیم غاصب و جعلی صهیونیستی و دنبالهروهای آنهاست، نشستهاند برنامهریزی کردهاند. عَمَله و مزدوران و حقوقبگیران آنها، بعضی از ایرانیهای خائن هم که در بیرون از کشور هستند، به اینها کمک کردند»، البته مهمتر از همه این موارد ما با اغتشاشاتی روبهرو بودهایم که سطح خشونت بالایی چه در شعارها و چه درگیری با نیروهای امنیتی و مردم داشته است. نکته قابل توجه در مقوله این حوادث عدمهمراهی مردم با آشوبگران بوده و فراگیری اقدامات هرگز در سطح عمومی و تعداد بالای جمعیت نبوده است. نکتهای که در بحث برخورد با اغتشاشات وجود دارد و از فرماندهان فراجا و یگان ویژه باید پرسید، این است که چرا در بلوای اخیر از واحدهای اسبسوار و کماندار و از سگهای ضداغتشاش استفاده نکردید؟!
اثر این واحدها برای کاستن از آشوب و خشونت قابل توجه است و باید فرماندهان فراجا از این امکانات استفاده میکردند.
تجمعات و شعارهای کور عدهای از اراذل و اوباش و چند فریبخورده که حالا دیگر همه مردم فهمیدهاند در انتهای آن هیچ خبری غیر از ناامنی و کساد شدن بازار و فتنهانگیزی نیست، کاملاً عیان شده است لذا میتوان صریحاً به سؤال اصلی پاسخ داد که این حوادث و رخدادهای کور نیز با عنایات حضرت ولیعصر (عج)، تدبیر حاکمیت و بصیرت مردم که باطلالسحر دشمنان است، تمام خواهد شد و عصای موسی (ع) در مقابل کید ساحران پیروز خواهد شد.
بیان این نکته ضروری است که اعتراض یا تجمعی که مردم (در مفهوم واقعی) در آن حضور داشته باشند، مشخصات خاصی دارد. از جمله اینکه مجوز دارد، در خطوط و محدوده تعیینشده از سوی پلیس برگزار میشود، مسئول مشخص حقیقی و حقوقی دارد، خبری از توهین به کشور در آن نیست، لیدر خارجی ندارد و پرچم کشور به نشانه احترام به پلیس، امنیت ملی و آرمان یک کشور در آن حمل میشود. این فاکتورها یک مرز دقیق تمایز بین اراذل با مردمی است که اگر هم اعتراضی دارند، اعتراض عقلانی خود را در چارچوب قوانین و ظرفیتهای دموکراتیک نظام مطرح کنند. تأکید میشود که «ژست لزوم اعتراض مسالمتآمیز در ایام وقوع اغتشاشات کور» نیز در واقع بازی در زمین آشوبگران است و مردم و چشمان آگاه جامعه باید نسبت به کسانی که چنین بهانههایی را در بحبوحه خرابکاریها مطرح میکنند به دیده تردید نگاه کنند.
این اعتراضی رو که به رسمیت میشناسین یه بار نشونمون بدین