چند ماه پیش «جان بولتون» مشاور سابق امنیت ملی امریکا در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ به برنامهریزیهای امریکا برای اجرای کودتا در ایران به طور رسمی اذعان کرد و حتی نسبت به ناتوانی ترامپ در برنامهریزی مناسب برای کودتا منتقد بود.
جمله طنزی وجود دارد که، به این دلیل در ایالات متحده کودتا نمیشود که امریکا در واشنگتن سفارت ندارد! این جمله شاید در ظاهر شوخی به نظر برسد اما با نگاهی به تاریخچه مداخلههای امریکا در سایر کشورها که از تلاش برای راهانداختن جنگ داخلی، تغییر حکومت، کودتا تا مداخله مستقیم نظامی را شامل میشود، میبینیم ریشه در واقعیت دارد.
گروه پژوهش ایرنا در گزارشی تحقیقی به قلم الهام عابدینی نوشته است: معمولاً وقتی صحبت از آغاز بحران سوریه میشود، روایت از مارس ۲۰۱۱(اسفندماه ۱۳۸۹) آغاز میشود که گروهی از دانشآموزان در درعا روی دیوار با اشاره به موج بیداری اسلامی (بهار عربی) که مدتی بود در کشورهای عربی آغاز شده بود، نوشتند «حالا نوبت توست دکتر» که منظور برکناری «بشار اسدِ چشم پزشک» بود. پس از آن این دانشآموزان بازداشت شدند و این خبر پخش شد که نیروهای امنیتی آنان را به شدت شکنجه کردهاند که البته بعدها در این روایت به صورت جدی تشکیک ایجاد شد اما به هرحال این اخبار سبب تظاهرات مردم در حمایت از این دانشآموزان و آغاز بحران شد. چند روز پیش نیز نشریه کرادل در گزارشی اختصاصی با اشاره به گزارشهای پیشین گرافیکا و استنفورد که نشان داده بود حسابهای کاربری جعلی زیادی متعلق به پنتاگون امریکا علیه ایران در فضای مجازی نفرتپراکنی میکرده، نوشت تازهترین اعتراضها در ایران از خارج مهندسی و تحریک میشود.
پیش از آغاز بحران اما امریکا در سال ۲۰۰۴ به بهانه حمایت سوریه از تروریسم، تحریمهای اقتصادی سنگینی را علیه این کشور اعمال کرد. پیش از بحران سال ۲۰۱۱ سوریه، کشاورزی در سوریه بسیار گسترش یافته بود و گفته میشود حدود ۴۰ درصد از شهروندان سوریه در آن زمان به کشاورزی وابسته بودند اما پنج سال پیش از آغاز بحران، سوریه با یکی از بدترین خشکسالیهای تاریخ خود مواجه و این موضوع سبب شد حدود ۸۰ درصد از دام و احشام تلف شوند. سازمان ملل نیز در سال ۲۰۱۰ اعلام کرد خشکسالی در این کشور سبب شده ۲ تا ۳ میلیون نفر از مردم سوریه به فقر مطلق بروند.
در سال ۲۰۱۱ گزارشی در استراتفور منتشر شد که نشان میداد «بندر بن سلطان» سفیر سابق سعودی در امریکا با همکاری «جفری فلتمن» سفیر سابق امریکا در لبنان، برنامهای با جزئیات دقیق برای سرنگونی دولت سوریه طراحی کردهاند. برابر این طرح که با بودجه ۲ میلیارد دلاری برنامهریزی شده بود، قرار شد با سوءاستفاده از خواسته سوریها برای آزادی و ایجاد اصلاحات، انقلابی تمام عیار اجرا شود. به عنوان مثال در جزئیات این طرح آمده است افرادی «داد زن» در میانه ازدحام حضور پیدا کنند و شعار دهند. اگر هیچ کس به آنان حمله و اعتراضی نکرد، عدهای دیگر با برنامهریزی قبلی به آنان حمله کنند و این موضوع تصویری فوقالعاده به رسانهها میدهد.
در این طرح آمده بود شورایی از وزیران، تاجران و مقامهای امنیتی باید تشکیل شود که از سوی امریکا، فرانسه، عربستان سعودی و مصر به رسمیت شناخته شود. در هر تجمع که باید در نقاط شلوغ مثلاً در مساجد پس از برپایی نماز برگزار شود، سه گروه از افراد باید قرار بگیرند: دادزنها، عکاس و افراد مخفی. دادزنها باید شعار دهند، افراد مخفی به آنان یورش ببرند و عکاسان هم تصویر تهیه کنند.
این طرح برای سه منطقه شامل شهرهای بزرگ، شهرهای کوچک و روستا با پنج شبکه برنامهریزی شد:
گروه نخست، شامل جوانان بیکار و تحصیل کرده که به صورت غیرمتمرکز به هم متصل میشوند.
گروه دوم، شامل اراذل و مجرمان که اغلب از نقاط دورافتاده و ترجیحاً غیرسوری هستند.
گروه سوم، شامل جوانان از اقلیتهای قومی و مذهبی که تحصیلات کمی دارند. این افراد باید زیر ۲۲ ساله باشند.
گروه چهارم، شبکه رسانهها متعلق به رهبران جامعه مدنی که از سوی اروپا و نه امریکا تأمین مالی شوند.
گروه پنجم، شبکه سرمایهای که تجار، بانکها و صاحبان شرکتهای مستقر در دمشق، حلب و حمص را به هم متصل میکند.
نویسنده در پایان پژوهش خود نتیجه گرفته است: پروژه سوریسازی، جز ایران درباره ونزوئلا هم اجرایی شد که البته در هر دو مورد سوریه و ونزوئلا در نهایت تغییراتی رخ داد و در هر دو مورد، ایران به درخواست دولت مشروع این کشورها، به آنها کمک کرد و پروژه آنگونه که برنامهریزی شده بود پیش نرفت. با توجه به این سابقه ایران در مواجهه با سناریو، موفقیت آن در ایران امری بسیار بعید است.