کد خبر: 1108413
تاریخ انتشار: ۱۶ مهر ۱۴۰۱ - ۲۲:۳۰
ربا‌خواران آب پژوهشگر حوزه آب در گفتگو با «جوان»: هر چقدر فریاد می‌زنیم پروژه‌های انتقال آبی، وعده‌های دروغی است که بعضاً شرکت‌های مشاور برای تأمین کسب سود مادی شدید پیشنهاد می‌کنند و این‌ها راهکار نیست، هیچ‌کس نمی‌شنود. «شرکت‌مشاورها» و برخی پیمانکاران و افراد ذی‌نفوذی که سراغ مسئولان شهر‌ها می‌روند و این راهکار‌های هزینه‌ساز و پرخرج و غیرمؤثر را توصیه می‌کنند، همان رباخواران یا نزول‌بگیران بازار هستند
مهسا گربندي
در خشک‌ترین نقطه کشور، صنعت فولاد راه انداخته‌ایم و بی‌توجه به منابع آبی موجود در حال مصرف آب بدون توجه به آمایش سرزمین در حوزه‌های مختلف کشاورزی، صنعت، شهری و روستایی هستیم. آنطور که مشخص است حال منابع آبی کشور خوب نیست و در کنار آن تغییر اقلیم نیز مشکلاتی را ایجاد کرده‌است. یعنی نه‌تن‌ها حواسمان به دخل و خرج منابع آبی کشورمان نیست، بلکه برای مسئله تغییر اقلیم و تبعات ناشی از آن نیز برنامه‌ای نداریم. نتایج یک تحقیق جدید در دانشگاه آنگلیا شرقی (UEA) که روی شش کشور هند، چین، اتیوپی، غنا، برزیل و مصر انجام شده، نشان می‌دهد که جهان با سرعت در حال پیشروی به سوی افزایش دمای متوسط جهانی به بیش از ۵/۱ درجه سانتیگراد است. روند فعلی افزایش گرمایش زمین، خشکسالی‌هایی را ایجاد می‌کند که سال‌ها ادامه خواهد داشت. افزایش دمای کره زمین باعث خشکسالی‌هایی می‌شود که مکررتر و طولانی‌تر هستند و خطرات قابل‌توجهی برای مردم و اکوسیستم‌ها به همراه دارد. این مسئله برای کشور ما که گرم و خشک است، تبعات منفی زیادی خواهد داشت و تا دیر نشده باید فکری به حال آن شود. در این رابطه «جوان» با حجت میان‌آبادی، پژوهشگر حوزه آب و عضو هیئت علمی گروه مهندسی آب دانشگاه تربیت مدرس گفتگو کرده‌است. 
 
آقای میان آبادی! تحقیقات جدید در دانشگاه آنگلیا شرقی نشان می‌دهد که خشکسالی‌ها شدیدتر و طولانی‌تر خواهد شد. با توجه به اینکه کشور ما کشوری گرم و خشک است، آیا برای این خشکسالی‌ها و تغییرات اقلیم برنامه‌ریزی یا تصمیمی گرفته شده‌است؟
چندین دهه است که تغییر اقلیم مورد بحث متخصصان بین‌المللی بوده و هست. در چند سال اخیر نیز سیاستگذاران و برخی از سیاستمداران در دنیا به این مسئله ورود کرده‌اند. به همین دلیل مسئله تبعات تغییر اقلیم برای سیاستمداران و سیاستگذاران کم و بیش ملموس شده و تا حدودی مسئله تغییر اقلیم اهمیت جدی‌تری پیدا کرده‌است، اما این مسئله هنوز به معنای واقعی کلمه در کشور ما اولویت چندانی پیدا نکرده‌است؛ بنابراین ما در سیر برنامه‌ریزی‌های کلان آبی در کشور و مهم‌تر از آن سیاستگذاری‌های کلان‌مان اهمیت توجه به تغییر اقلیم را نمی‌بینیم. 
 
تغییر اقلیم در کشور ما اثرات منفی به جا گذاشته و می‌گذارد. برای مواجهه با آن چه کاری می‌توان انجام داد؟ 
تغییر اقلیم به اصطلاح جریان و روند طبیعی حاکم بر اقلیم زمین را بر هم می‌زند و در برخی از مناطق که خشک و نیمه‌خشک است، ممکن است خشکسالی اتفاق بیفتد و در برخی مناطق دیگر سبب افزایش بارندگی‌ها نیز می‌شود؛ یعنی این تغییر اقلیم می‌تواند بر کلانشهر‌های مختلف اثرات مثبت یا اثرات منفی داشته‌باشد، اما در کشور ما اثرات تغییر اقلیم به صورت عمده منفی خواهد بود. 
مهم‌ترین رویکردی که در حال حاضر متخصصان به آن رسیده‌اند و توصیه می‌کنند، به سیاستگذاران که در دستور کار سیاستمداران قرار بگیرد و کما بیش جواب مثبت از آن گرفته شده‌است، رویکردی با نام سازگاری با اقلیم است. این فکر که انسان با غلبه و تسلط بر طبیعت می‌تواند مشابه صد سال گذشته به جنگ با طبیعت برود، تفکر غلطی است. توهم صد سال اخیر انسان‌ها در این رابطه یکی از عوامل بسیار مهمی بوده که سبب ایجاد مشکلات اخیر شده‌است، بنابراین اصلی‌ترین باوری که باید در ذهن سیاستگذاران و مهم‌تر از آن سیاستمداران شکل بگیرد، این باور است که انسان قابلیت جنگیدن با طبیعت را ندارد. 
گر چه طبیعت صبرش زیاد است، اما نشان داده که زور و در نتیجه قهرش بر انسان غلبه می‌کند، بنابراین ما انسان‌ها دو راه بیشتر نداریم؛ یا تصمیم می‌گیریم که دنبال منافع کوتاه‌مدت باشیم و فکر کنیم که در ۱۰، ۲۰ یا ۵۰ سال آینده اتفاقی نمی‌افتد و خوشحال و خرسند از روند توسعه غلط‌مان باشیم، یا اینکه باور‌ها و رویکردهایمان را تغییر بدهیم. 
ما می‌بینیم که در بازه‌های کوتاه و استراتژی‌هایی که رویکرد‌های انسان‌محور غالب و پیروز بر طبیعت و با دکترین مهار طبیعت وجود داشته، شکست خورده‌است؛ بنابراین اصلی‌ترین کاری که باید در میان سیاستگذاران و سیاستمداران بین‌الملل و همچنین در داخل کشورمان صورت گیرد، کنار گذاشتن آن تفکر و رویکرد شکست خورده توان مهار طبیعت است. 
نکته جالب این است که باور قدرتمند‌بودن طبیعت در تفکرات مدیریتی و حکمرانی ایران قدیم ما و همچنین در باور‌های دینی و اسلامی ما بوده‌است. مثال بارز و بدیهی آن نیز سیستم‌های مدیریت آبی برای نمونه در یزد است؛ سیستمی مثل قنات که ماحصل سازگاری انسان با طبیعت است و در عین اینکه از طبیعت بهره‌برداری می‌کند حواسش است که این بهره‌برداری از طبیعت به بهره‌کشی نرسد. 
بزرگ‌ترین مشکلی که در حوزه مواجهه با تغییر اقلیم داریم، چیست؟
به قول دکتر مرتضی فرهادی که می‌گوید اگر طبیعت را به مثابه یک موجودی که به انسان نفع می‌رساند، در نظر بگیریم، فرق است بین اینکه انسان، شیر آن حیوان را بمکد یا خون آن را؛ بنابراین از دل سازگاری با طبیعت، راهکار‌هایی درمی‌آید که شیر را از آن می‌مکیم و از دل رویکرد مهار طبیعت، خون و شیره آن را می‌مکیم. بنابراین بین برداشت «شیر طبیعت» و «شیره طبیعت» تفاوت بسیار است و این بزرگ‌ترین مشکلی است که ما در حوزه سیاستگذاری مواجهه با تغییر اقلیم داریم. 
 
اصلاً برنامه‌ریزی یا سیاستگذاری در خصوص مواجهه با تغییر اقلیم داشته‌ایم؟
در برنامه پنجم و ششم توسعه برنامه ویژه‌ای برای مواجهه با تغییر اقلیم وجود ندارد. حتی بر فرض اینکه در سیاستگذاری برنامه‌های میان مدتی مثل برنامه توسعه پنج‌ساله به این مسئله پرداخته شود، سؤال اینجاست که آیا اگر یک بند یا یک ماده از برنامه توسعه پنج ساله را به مسئله تغییر اقلیم اختصاص دهیم، مسئله تغییر اقلیم ما حل می‌شود؟ خیر! همانطور که مسئله الگوی کشت در سه تا چهار برنامه توسعه آورده‌شد، اما حل نشد، مسئله مواجهه با تغییر اقلیم نیز همان مسیر را طی خواهد کرد. 
 
پس چه باید کرد؟
تا زمانی که باور‌ها و رویکرد‌های سیاستگذاران و سیاستمداران ما، نسبت به توسعه و تغییر اقلیم اصلاح نشود، گنجاندن متن مسئله تغییر اقلیم در برنامه توسعه پنج ساله نیز فایده‌ای ندارد. ما فقط دلخوش هستیم که مسائل مختلفی را در برنامه پنجم توسعه دیده‌ایم. 
مگر آمایش سرزمین را در برنامه توسعه ندیده‌بودیم؟ این همه فولادی‌ها در مناطق کویری و خشک کشور چه کار می‌کنند؟ این همه توسعه بی‌ضابطه کلانشهر‌هایی مثل مشهد، اصفهان و تهران کجاست؟ آن‌ها را در برنامه دیده ایم، اما اتفاقی نیفتاده‌است، زیرا قبل از اینکه مسائل در برنامه توسعه بیاید، باید باور‌ها و رویکرد‌ها اصلاح شود که بتواند اثرگذار باشد. 
 
گفتید مهم‌ترین راهکار مواجهه با تغییر اقلیم، سازگاری با آن است. منظورتان از سازگاری با طبیعت چیست؟ 
مسئله‌ای که در سازگاری وجود دارد این است که سازگاری یک رویکرد و راهکار میان‌مدت است. برای اینکه مفهوم سازگاری را به خوبی توضیح بدهم یک مثال می‌زنم. فرض کنید یک خانواده از لحاظ اقتصادی، وضعیت مناسبی ندارد. پسر خانواده، آیفون به‌روز و مک‌بوک می‌خواهد و دختر خانواده تبلت و لپ‌تاپ آخرین مدل را خواسته است. مادر خانواده نیز هر سال، مبلمان و پرده خانه را عوض می‌کند و می‌خواهد سالی دو بار، سفر خارجی برود. در کنار این‌ها «پدر» و «مادر» هر کدام سه شیفت کار می‌کنند و پنج جا هم وام گرفته‌اند. با این اوصاف توصیه هر فرد عاقلی به این خانواده چیست؟ به طور قطع این است که خرج را با دخل سازگار کنند. 
کشور ما کشوری خشک و نیمه‌خشک است و وضعیت منابع آبی خوبی ندارد، اما می‌بینیم که وضعیت توسعه‌مان به گونه‌ای است که گویا غنی هستیم! میزان چمنی که در شهر مشهد دیده‌ام در آمستردام هلند وجود ندارد. یا میزان چمن‌کاری که در تهران انجام شده و برای آن آب زیادی مصرف می‌شود در بوستون امریکا که یک شهر کنار دریا و اقیانوس است، وجود ندارد. یا میزان فولادی که در مناطق خشک و نیمه‌خشک کشورمان راه‌اندازی‌شده را هیچ کشور پرآبی در دنیا ندارد، بنابراین مسئله سازگاری می‌گوید که اگر کشوری خشک و نیمه‌خشک هستید، برای توسعه‌یافتگی در کرمان، قم، زابل، مشهد، تهران و اصفهان نباید فضای طراحی شهری‌تان چیزی به نام «چمن» باشد. نه اینکه بگوییم مشکل آب ایران فقط چمن‌کاری است، نه، اما مثل این می‌ماند که در خانواده‌ای با درآمد متوسط که نمی‌تواند برای پسرش تبلت بخرد، بگوییم که خب مگر مشکلت فقط خرید تبلت است؟ 
به همین دلیل می‌بینیم که در همه بخش‌های صنعت، فولاد، شرب، توسعه شهری و کشاورزی مشکلات عدیده‌ای وجود دارد. در صورتی که اگر به مسئله سازگاری توجه کنیم، سازگاری با طبیعت مشخص می‌کند که آیا در منطقه خشک و نیمه‌خشک، توسعه‌ای که درحوزه کشاورزی، صنعت، شرب و توسعه شهری می‌دهید متناسب با شرایط است یا نه. 
اما مشکل اصلی زمانی ایجاد می‌شود که پدر خانواده به جای اینکه بیاید رویکرد‌های خرج کردن خانواده را اصلاح کند، دنبال گرفتن وام یا ربا باشد. حالا مسئولان حوزه زاینده‌رود، مسئولان حوزه کشف‌رود مشهد، مسئولان بخش‌های مختلف و حتی بخش آب شرب در تهران نیز به جای اصلاح رویکردشان به دنبال منبع جدید آبی برای انتقال آب از شهری به شهر دیگر هستند که من به آن «ربای آبی» می‌گویم. از آنجایی که در «ربای آبی» عمدتاً شهر‌های مبدأ، ناراضی هستند، از دل آن‌ها مناقشات اجتماعی و بعد از آن مناقشات سیاسی بیرون می‌آید و در مرحله نهایی ممکن است منجر به مسائل امنیتی هم بشود. 
 
کارشناسان و متخصصانی مانند شما این نکات را گفته‌اند و می‌گویند، رسانه‌ها نیز این راهکار‌های مطرح شده را گوشزد می‌کنند، اما چرا توجهی به آن‌ها نمی‌شود؟
متأسفانه همینطور است. هر چقدر فریاد می‌زنیم پروژه‌های انتقال آبی، وعده‌های دروغی است که بعضاً شرکت‌های مشاور برای تأمین کسب سود مادی شدید پیشنهاد می‌کنند و این‌ها راهکار نیست، هیچ‌کس نمی‌شنود. ما می‌گوییم پروژه‌های انتقال آب اگر هم راهکار باشد، مقطعی است. «شرکت‌مشاورها» و برخی پیمانکاران و افراد ذی‌نفوذی که مدام می‌چرخند و سراغ مسئولان شهر‌ها (همان والدین خانواده‌ای که مشکل مالی دارد) می‌روند و این راهکار‌های هزینه‌ساز و پرخرج و غیرمؤثر را توصیه و تجویز می‌کنند، همان رباخواران یا نزول‌بگیران بازار هستند. آن‌ها به مسئولان می‌گویند، نگران نباشید! به شما نزول آب می‌دهیم، اما مسئولان نمی‌خواهند حرف ما را بپذیرند که این پیشنهادات نه‌تن‌ها مشکل را حل نمی‌کند، بلکه مشکل را بیش از پیش افزایش می‌دهد. 
 
پیشنهاد شما برای شهر‌هایی که مشکلات کمبود آب دارند، چیست؟ در شهری که آب ندارد و در آن مشکلاتی ایجاد شده، اگر انتقال آب صورت نگیرد، چه کاری باید انجام شود؟
باید در هر شهر و هر منطقه‌ای متناسب با شرایط خودش مطالعات مدیریت و تقاضا انجام شود؛ مثلاً برای گزینه انتقال آب عمان به مشهد با توجه به مصوباتی که در ریاست جمهوری انجام شده‌بود، قرار شد تا مطالعات مدیریت و تقاضای آن انجام شود. مشاور هم موظف شد، اما کارفرما حاضر نیست زیربار این کار برود. 
در صورتی که به جای نزول آبی، گزینه‌هایی وجود دارد که تأمین آب را با هزینه کمتر و پایدارتر انجام می‌دهد. حتی مطالعات خود صورتجلسه از سوی «شرکت آب منطقه‌ای خراسان رضوی» در «مجله علمی پژوهشی مطالعات راهبردی سیاستگذاری مرکز بررسی استراتژیک ریاست جمهوری» هم با همکاری دانشگاه فردوسی مشهد چاپ شد که نشان داد بدترین گزینه و ناپایدارترین گزینه برای تأمین آب مشهد گزینه انتقال آب از عمان به مشهد است. در حالی که گزینه‌های جایگزین دیگری نیز برای تأمین آب موردنیاز وجود دارد، اما سؤال اینجاست چرا سراغ گزینه‌های پایدار نمی‌روند؟! آن چیزی که من می‌دانم مسئله اقتصادسیاسی آب است که تعیین‌کننده است نه راهکار و رویکرد عقلانی و منطقی، اما حتماً این سؤال را شما رسانه‌ها از مسئولان بپرسید، شاید جواب دیگری به آن داده شود. 
 
علاوه بر اصلاح تفکر که به آن تأکید دارید، با توجه به شروع فصل سرما می‌توانیم از بارندگی‌های احتمالی برای استفاده از روز‌های خشکسالی استفاده کنیم؟ 
استفاده منطقی و مناسب از منابع آبی یک کار عقلانی است، اما باید تکرار کنم که دقت کنیم بین مکیدن شیر و مکیدن شیره طبیعت فرق است و به این موضوع توجه کنیم. 
هر چند بین «استفاده» و «مهار» طبیعت فاصله کوتاهی وجود دارد، اما فرقشان بسیار زیاد است. برای ذخیره آب باران با راهکار‌های معقولانه‌ای مثل آبخیزداری به شرط اینکه در این حوزه نیز مثل سدسازی دچار افراط نشویم، تا حدودی به خشکسالی‌های پیش رو کمک خواهد کرد. قرار بود سدسازی‌ها نیز تبدیل به ذخایر منابع آبی شود، اما در حال حاضر در زمینه سدسازی از آن طرف بام افتادیم و تبعات آن سر و صورتمان را زخمی کرده‌است؛ برای همین نگرانم که در حوزه آبخیزداری دچار این اشتباهات نشویم. 
در پایان باید تکرار کنم که باید توجه کنیم اول باور‌ها و سپس رویکردهایمان را اصلاح کنیم تا به دنبال آن، ابزار‌ها مؤثر واقع شوند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار