اعتراضات در همه جای دنیا در ابعاد گوناگونی انجام میگیرد که عموماً تظاهرکنندگان پس از بیان اعتراض یا تحقق خواسته خود، دست از اعتراض برمیدارند، اما متأسفانه در کشورمان پدیدهای با عنوان «کاسبان اعتراض» شکل گرفته است که با شروع هر اعتراضی به دنبال سودجویی و منفعتطلبی خود هستند. این سبک از معترضان در نوع خود بسیار قابل تأمل و توجه هستند. طیفهای گوناگونی از کاسبان اعتراض وجود دارد که نیاز است جامعهشناسان و مقامات امنیتی و قانونگذاری در ارتباط با این افراد تدابیر و اقدامات مناسبی را انجام دهند. بر این اساس برای درک بهتر موضوع به تبیین هر یک از این گروههای منفعتطلب میپردازیم.
نخستین گروه از کاسبان اعتراض مهاجران هستند. این گروه به هیچ وجه دغدغه فردی و شخصی با اصل مسئله اعتراض اعم از اینکه اعتراض اقتصادی، سیاسی یا اجتماعی باشد، ندارند. عمده دغدغه آنها دستمایه قرار دادن اعتراضات به منظور مهاجرت است، چراکه با سختتر شدن قوانین مربوط به مهاجرت در کشورهای اروپایی و امریکایی و همچنین هزینه بالای روند مهاجرت، بسیاری را به این امر واداشته است این مسیر پیچیده و دشوار را به صورت میانبر و آسان طی کنند، از این رو اعتراضات بستر مناسبی را برای آنها فراهم میکنند که با شرکت در آن و انجام اقدامات محدود و کنترلشده پرونده مهاجرت خود را تکمیل کنند. در این شیوه، چون هدف و برنامه شخص صرفاً مهاجرت تعریف شده، پس به دنبال عملیات ایذایی در اعتراضات است. با این توضیح شخص باید بسیار حسابشده و دقیق عملی را انجام دهد که باعث دستگیری او شود یا مورد تعرض قرار بگیرد، البته کار به اینجا هم ختم نمیشود، چراکه فرد یا افرادی این دستگیری یا تعرض را برای مستندسازی فیلمبرداری یا عکاسی میکنند یا مدارک قضایی که بعد از دستگیری برای او تشکیل میشود، خود جواز و مدرکی میشود تا از آن سند برای اداره مهاجرت در اروپا یا امریکا مورد استفاده قرار بگیرد.
برای نمونه خانم «نیلوفر فولادی» که سالها در ترکیه امکان اخذ ویزای اروپا را به هیچ روش و بهانهای پیدا نکرده بود، این بار در یک تجمع اعتراضی در کشور هلند آگاهانه عریان شده و سخنرانی میکند تا با این پوشش بتواند اقامت آن کشور را به دست بیاورد. تعداد بیشماری از این قبیل افراد وجود دارد. برای جلوگیری از تکرار و تکثیر این قبیل اقدامات و رفتار سودجویانه میتوان به ضبط پاسپورت و ممنوعالخروج کردن آنها برای زمان طولانی اقدام کرد که هزینه این نوع منفعتجویی بالا برود.
دومین گروه از کاسبان اعتراض خودنمایان و شهرتطلبان هستند. این گروه به دلیل ضعف شخصیتی و مشکلات روحی، تمایل به خودنمایی و کسب شهرت بسیار بالا در بطن وجودی خود دارند. از آنجا که کسب شهرت بر پایه تخصص و تبحر، شایستگی، تلاش و پشتکار بنا شده است، اما این افراد به دنبال راه آسان و میانبر هستند. با این توضیح اعتراضات بستر مناسبی برای آنها فراهم میکند که اینگونه خودنمایی و کسب شهرت کنند. این گروه از شبهمعترضان هدفشان صرفاً معرف شدن است، پس هر اقدامی برای این کار را مجاز و جایز تلقی میکنند، حتی اگر جان خود را هم از دست بدهند. دغدغه این گروه هم هیچ ارتباطی با مسئله اعتراضات و دلیل آن ندارد. این مسئله یکی از بحرانهای جدی جامعه است که عمدتاً بین نوجوانان و جوانان مرسوم است. از جمله عواملی که باعث میشود این افراد اقدامات اینچنین داشته باشند، اعم از تربیت نادرست در خانوادهها، بیتوجهی خانوادهها به خواست منطقی فرزندان، شکاف نسلی، رشد شبکههای اجتماعی و کمرنگ شدن مقوله پرورش در مدارس است.
گروه سوم را شبهرسانهها و شیادان رسانهای تشکیل میدهند. این گروه همیشه در فضاهای متشنج و ناآرام ظهور و بروز پیدا میکنند و رشد قارچ گونهای دارند. این طیف عمدتاً به دلیل دانش پایین، بیمحتوایی مطالب، عدمرعایت اصول حرفهای و شخصیتی در رسانه از سوی جامعه و مردم در فضای آرام اقبال چندانی به آنها وجود ندارد، از این رو اعتراضات بستر مناسبی است که این افراد و رسانهها بتوانند با شایعپراکنی، نشر اخبار جنجالی، پخش و بیان محتواهایی که امکان بیان و پخش آن از سوی رسانههای رسمی و شخصیتهای حقیقی وجود ندارد، مخاطب جذب میکنند. هدف این افراد و رسانهها عمدتاً دلایل شهرتطلبی و کسب منافع مالی است. هدف و اصل اعتراضات برای این گروه از کاسبان هیچ محلی از اِعراب ندارد، آنچه حائز اهمیت است به آشوب کشیدن اعتراض و ادامهدار بودن اعتراضات است. ظهور و بروز این گروه را میتوان با بالا بردن سواد رسانهای مردم و همین طور حضور پررنگ رسانههای رسمی تقلیل و کمرنگ کرد.
مطلب جالبی است شایسته تر بود گسترده تر به ان می پرداختید
یه گروه هم هستن که کنار تشک می ایستند و میگویند لنگش کن
مقاله ای جامع و پرمحتوا و دقیق ...متشکرم
متاسفانه سواد رسانه ای ما در جامعه پایین است