کد خبر: 110798
تاریخ انتشار: ۰۲ آذر ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۶
پارادوکس در اصلاح‌طلبان
عبدالله گنجی - اگر چه حوادث بعد از انتخابات امسال، آسیب‌ها و تهدیدهای فراوانی را به همراه داشت و بدعت‌هایی را در تاریخ سیاسی کشور ثبت کرد اما در درون خود شفافیت و فرصت‌هایی را نیز به همراه داشت که نباید از آن غفلت کرد.
حوادث اخیر دو مورد از مسلمات اصلاح‌طلبان را که جزء مبانی مبارزه آنان با اسلامیت نظام بود به چالش کشید و دروغین بودن مدعای آنان را برملا کرد:
1- تبلیغ و طرفداری از جمهوریت طی 12 سال گذشته که این مدعا با عدم پذیرش رأی اکثریت در انتخابات اخیر از حیز انتفاع ساقط شد.
2- طرفداری از نهادهای مدنی و تلاش جهت گسترش آنها برای کاهش قدرت حاکمیت و حرکت به سمت امتیازگیری از حاکمیت پس از ایجاد چالش بین حکومت و نهادهای مدنی خودساخته و NGO ها. اما حوادث اخیر نشان داد که نه تنها آنان به نهادهای مدنی که سال‌ها مدعی ایجاد آن در حوزه عمومی بودند، اعتقادی ندارند، بلکه برای فشار به نظام اسلامی جهت تمکین نظام به خواسته‌های غرب‌پسند خود، فشار توده‌ای را طراحی و عملیاتی کردند. ذیلاً به بررسی این پارادوکس خواهیم پرداخت و تناقضات آنان در عرصه طراحی و نگرش را روشن‌تر خواهیم ساخت.
بعد از دوم خرداد 1376، حرکت به سمت جامعه مدنی، با نهادسازی در عرصه اجتماعی شروع شد. شخص خاتمی شعار جامه مدنی را از برجسته‌ترین شعارهای انتخاباتی قرار داد و بدون اینکه مبانی آن را بداند، آن را به مدینه‌ الرسول ارجاع داد. سازمان ملی جوانان، وزارت کشور و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مأمور تشکیل NGO‌ها و نهادهای غیردولتی و مؤسسات مختلف صنفی و فرهنگی شدند به طوری که در دوره اول ریاست جمهوری خاتمی بیش از 2500 نهاد مدنی تشکیل شده بود و این تابلوهای یک الی سه نفره از بودجه عمومی کشور نیز در قالب حمایت‌های دولتی سوبسید دریافت می‌کردند. حضور حماسی مردم در مراسم‌های سیاسی نظیر راهپیمایی 22 بهمن و روز قدس و صحنه‌های حمایت مردمی از انقلاب اسلامی بار ارزشی منفی دریافت کرد و حرکتی غیرعقلانی و پوپولیستی نامیده شد و حتی برای مردمی که در صحنه‌های مختلف دفاع از انقلاب به میدان می‌آمدند واژه گوسفند نیز به کار برده شد. رجبعلی مزروعی عضو مرکزیت حزب مشارکت و نماینده وقت اصفهان در مجلس ششم راهپیمایی 22 بهمن را ملاک حمایت مردم از نظام ندانست و آنچه از صندوق رأی بیرون می‌آید را امری عقلانی و توأم با شناخت دانست و با یادآوری رأی مردم به خاتمی طرفداران واقعی اصلاحات را آن مقدار دانست و حرکت‌های توده‌ای را فاقد بصیرت و شناخت معرفی کرد.
در سند تأملات راهبردی حزب مشارکت که در حوادث پس از انتخابات به دست دادستانی تهران افتاده است، از اینکه حکومت به مردم احترام می‌گذارد و نهادهای مدنی را در اولویت تعامل خود قرار نمی‌دهند به شدت انتقاد شده است و می‌نویسند:«تقدس بخشیدن به سیاست، تأکید بر رسالت دینی و جهانی حکومت و تقدس بخشیدن به عامه مردم در مقابل نهادهای مدنی است.»
بنابر این اصلاح‌طلبان نمی‌پذیرند که حکومت به مردم تقدس!؟ ببخشد و باید به نهادهای مدنی روی آورد. در بخشی دیگر از سند مذکور، تشکیل نهادهای قومی و صنفی در دستور کار قرار می‌گیرد، مشارکت مردمی را که بر اساس نگاه شرعی به انتخابات پای صندوق رأی می‌آیند به سخره می‌گیرند، آن را «مشارکت توده‌وار و بسیج شده از بالا» قلمداد می‌کنند و معتقدند باید «مشارکت خودجوش، سازمان‌یافته، آزاد و مبتنی بر نهادهای مدنی» باشد. واژه سازمان‌یافته را در حالی برای مشارکت مردم به کار می‌بردند که طیف مقابل خود را به
«حضور سازمان‌یافته» در پای صندوق‌های رأی متهم می‌کنند و عبارت «مبتنی بر نهادهای مدنی» را در مقابل حضور مستقل مردم، در پای صندوق‌های رأی که بدون توجه به احزاب و گروه‌ها انجام می‌شود، قرار می‌دهند اما تناقض و روی دیگر سکه این جریان در مواجهه کردن مردم با نظام اسلامی نیز قابل تأمل و تعجب است. در همین سند حزب مشارکت که مشارکت توده‌ای مردم تقبیح شده است، آمده است:«بخش مردم‌سالار حاکمیت در بهره‌گیری از فشار توده‌ای برای رسیدن به سازش باید استقلال عمل قابل ملاحظه‌ای پیدا کند.»
فشار توده‌ای ترجمه «فشار از پایین» سعید حجاریان است که در حوادث پس از انتخابات به کار گرفته شد. برای فشار توده‌ای بر نظام سعید حجاریان در جلسه 19/4/87 حزب مشارکت با اشاره به مدل جین شارپ می‌گوید: این راه یعنی جلوی پارک ملت و اینطور جاها شلوغی راه بیفتد و کم‌کم از این گوشه و آ‌ن گوشه شروع بشود و این حرکت کارگر شود و رهبر (رهبر این حرکت توده‌ای) برود با رژیم چانه بزند.
در راستای عملیاتی حرکت حرکت‌های توده‌ای علیه نظام زهره آغاجری در جلسه‌ای که بعد از انتخابات امسال تشکیل شده بود، می‌گوید:‌ «جوانانی که الان دارند بیرون کتک می‌خورند، مسؤولشان ما هستیم چون همه را ما آوردیم و ما آنها را وارد صحنه کردیم.» بنابر این طرفداران نهادهای مدنی و مخالفان حرکت «پوپولیستی» پس از شکست‌های پی‌درپی در پای صندوق‌های رأی، به حرکت‌های توده‌ای و پوپولیستی که تا دیروز امری غیرارزشی و غیردموکراتیک بود روی آورده‌اند. پهن کردن مردم در خیابان‌ها پیش از برگزاری انتخابات نیز بر اساس فشار توده‌ای شکل گرفت و موسوی را نیز به این بازی وارد کردند.
موسوی به خبرنگار تایمز در جواب این سؤال که اگر پیروز شوید چگونه شعارها و طرح‌های خود را به اجرا درمی‌آورید؟ خبرنگار را به راهپیمایی‌های قبل از انتخابات ارجاع می‌دهد و می‌گوید:«حرکت‌های چشمگیر هفته‌های گذشته احتمالاً ماهیت ساختار قدرت را به نحو بنیادین دگرگون خواهد ساخت.» بنابر این معلوم می‌شود که موسوی نیز به شرط پیروز شدن باز از فشار توده‌ای یاد می‌کند لذا معلوم نیست که اگر موسوی پیروز می‌شد حرکت‌های خیابانی قبل از انتخابات را در راستای کدام هدف، برای فردای انتخابات می‌خواسته است. سعید حجاریان پس از آزادی از زندان در مصاحبه‌ای مکتوب با ایرنا می‌نویسد:«هدف ما از نوشتن سند تأملات راهبردی اهداف خاصی را تعقیب می‌کرد و ضمن برشمردن شش دلیل یکی از این دلایل را «بسیج توده‌ای بر پایه دموکراسی‌خواه درون حاکمیت و تثبیت آن جهت بالا بردن قدرت چانه‌زنی با طرف مقابل» می‌داند بنابر این اصلاح‌طلبان تا دیروز نهادهای مدنی را به جای توده مردم می‌نشاندند و امروز توده مردم را در مقابل نظام می‌خواهند و شاهکار جدید آنان که موسوی را نیز در آن گرفتار کردند، تشکیل شبکه‌ای از جنبش‌های اجتماعی و سیاسی کردن همه صفوف است در حالی‌که دیروز، سیاسی و حکومتی کردن انجمن‌های علمی، مساجد، مدارس و... را امری خلاف می‌دانستند و خواستار عدم‌ورود حاکمیت به عرصه‌های مذکور بودند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار