نزدیک به هفت ماه از جنگ روسیه در اوکراین میگذرد و نیروهای اوکراینی توانستند در عرض چند هفته اخیر موفقیتهای قابل توجهی به دست آورند. این بر خلاف روند کلی جنگ از ابتدای آن در ۲۴ فوریه بود، چراکه هر چند پیشروی نیروهای روسیه در روزهای اولیه جنگ به سمت کییف، پایتخت اوکراین و خارکیف، دومین شهر بزرگ اوکراین به نتیجه نرسید و روسیه در نهایت مجبور به عقب کشاندن نیروهایش از اطراف این دو شهر شد، اما باز هم دست برتر خود را در میادین جنگ حفظ کرد و بیشتر بر مناطق شرق و به خصوص منطقه دونباس متمرکز شد. وضعیت میدانی به این نحو پیش میرفت که روسیه نیروی مهاجم و اوکراین طرف مدافع بود که به تدریج مجبور میشد از شهرهای شرقی عقبنشینی کند، اما وضعیت در این چند هفته به طور کلی تغییر کرد و حالا این اوکراین است که پیش میتازد و روسها یا عقبنشینی میکنند یا در موضع دفاعی قرار گرفتهاند. شکی نیست که این وضعیت مایه دلگرمی هواداران ادامه جنگ در کشورهای غربی تا شکست روسیه است، اما دو عامل زمان و پول بیشتر از نیروها در میادین جنگ تعیین کننده هستند.
امریکا در پشت صحنه
عملیات نیروهای اوکراینی به سمت شرق و رسیدن آنها به مرز این کشور با روسیه برای نخستین بار از شروع تهاجم روسیه به این سو در ۲۴ فوریه اتفاق غیر منتظرهای بود و کمتر کسی حتی در ساعات اولیه این عملیات انتظار چنین نتیجهای را داشت. با این حال، مسئله اصلیتر این است که چرا نیروهای روسیه با وجود برتری نظامی نتوانست مقاومت کند و آیا میتوان گفت که روسها در این عملیات غافلگیر شده بودند؟ در واقع، سؤال اصلی اینجاست که چرا روسیه خود را برای این حمله آماده نکرده بود و آیا دستگاه اطلاعاتی روسیه آنقدر ضعیف عمل کرده بود که نتوانست وقوع این حمله را پیشبینی کند؟ چنین چیزی بعید به نظر میرسد. شکی نیست که کییف در ابتدا سعی کرد با یکسری حملات و درگیریهای ایذایی در منطقه خرسون واقع در جنوب شرق اوکراین توجه مسکو را به این سمت جنگ منحرف کند تا عملیات اصلی خود را در شمال شرق کشور انجام دهد. با این حال، نمیتوان گفت که عملیات اوکراین در خرسون آنقدر نگاه دستگاه اطلاعات روسیه را به خود جلب کرده بود که نتواند تحولات در جبهه شمال شرق و تقویت نیروهای اوکراینی را در آن منطقه نبیند. نکتهای که اینجا اغلب نادیده گرفته میشود، همکاری پشت پرده امریکا با ارتش اوکراین است. این چیزی است که روزنامه امریکایی نیویورک تایمز پرده از آن برداشت و اعلام کرد سازمان اطلاعاتی امریکا به ارتش اوکراین کمک کرد تا آماده حمله در حومه شهر خارکیف شود. به نوشته این روزنامه، نمایش نظامی در خرسون برای آمادگی در حومه کییف «شیوه کلاسیک ارتش امریکا برای سردرگم کردن دشمن» است. شبکه خبری سیانان نیز از مارک وارند، رئیس کمیته اطلاعات مجلس سنا نقل کرد ضد حمله نیروهای اوکراینی نتیجه کار اطلاعاتی امریکا با همکاران اوکراینی و انگلیسی بود. بنابراین باید در پشت صحنه عملیات اوکراین در حومه خارکیف به دستگاه اطلاعاتی امریکا توجه داشت که کل این عملیات را با اطلاعات ماهوارهای، تجسسی و میدانی کارگردانی میکرد و توانست با اشراف اطلاعاتی بر نقاط ضعف در خطوط روسیه، نیروهای اوکراینی را به سمت جلو هدایت کند. در واقع، نمیتوان تصور کرد که نیروهای اوکراین بدون نقش پشت صحنه امریکا میتوانست دستکم به این صورت روسها را با وجود برتری نظامی عقب برانند و به مرز کشورشان به روسیه برسند.
دلارهای بیشتر
در این بین نباید به سرمایهگذاری هنگفتی بیتوجه بود که امریکا برای شکست دادن روسیه در جنگ آن با اوکراین کرده است. وبسایت رسپانسیل استیتکرافت در گزراش ۱۲ سپتامبر خود گزارشی از درخواست جو بایدن، رئیسجمهور امریکا به کنگره داد که از کنگره میخواهد تا ۷/۱۳ میلیارد دلار بیشتر به اوکراین برای مبارزه با روسیه کمک شود. نکته قابل توجه در این درخواست دولت بایدن به کنگره این است که آن را نه به صورت یک لایحه مجزا بلکه به صورت یک بسته هزینه اضطراری در ضمن لایحه هزینههای ضروری بودجه نظامی کشور مطرح میکند. این کار باعث میشود تا نمایندگان کنگره نتوانند به صورت مستقیم بر سر آن به شور و مشورت بنشینند بلکه گنجاندن این بسته از هزینه اضطراری در لایه هزینههای ضروری بودجه کلی دفاعی باعث میشود آنها از بررسی این بسته محروم شوند. به عبارت دیگر، بایدن برای تزریق دلار بیشتر به اوکراین درصدد برآمده است با این ترفند حقوقی کنگره را دور بزند به خصوص اینکه میداند نمایندگان جمهوریخواه در کنگره چندان تمایلی به همراهی او در این زمینه ندارند. از طرف دیگر، این بسته اضطرار میزان دلارهای اهدایی امریکا به اوکراین را به میزان قابل توجهی افزایش میدهد. باید توجه داشت که این بسته سومین کمک مالی امریکا به اوکراین طی کمتر از هفت ماه است که مجموع رقم آن به ۶۹ میلیارد دلار میرسد. به عبارت دیگر، امریکا در بسته اول کمک مالی به اوکراین متعهد پرداخت ۶/۱۳ میلیارد دلار به این کشور شده بود و در بسته دوم ۶/۴۱ میلیارد دلار و حالا با این رقم ۷/۱۳ میلیارد دلار، جمع این کمکها ۶۹ میلیارد میشود. نکته جالب توجه اینجاست که ۶۹ میلیارد دلار سه برابر بیشتر از هزینهای است که امریکا در یک سال بعد از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ برای جنگ و اشغال افغانستان هزینه کرده بود و گذشته از این ۶۹ میلیارد دلار بیش از کل بودجه نظامی روسیه در سال پیش میلادی است. این مقایسه حجم بالای کمک مالی امریکا به اوکراین با هدف شکست دادن روسیه را نشان میدهد و میتوان از این موضوع نتیجه گرفت که امریکا در جنگ اوکراین به طور کامل روی شکست روسیه شرطبندی کرده است.
روسیه در انتظار زمان
تردیدی نیست که عقبنشینی نیروهای روسیه از حومه خارکیف تا پشت مرزهای خود نه تنها به معنای باخت روسیه در این جنگ است بلکه حتی نمیتوان در این مورد نتیجهگیری مشخصی به دست آورد. شاید روسیه به فکر تجدید قوا برای بازپسگیری مناطق از دست رفته باشد و شاید هم اصولاً چنین فکری نداشته باشد و حتی عقبنشینی نیروهایش از حومه خارکیف به معنای تغییر در استراتژی جنگی روسیه باشد. لازم به یادآوری است که روسیه پیش از این نیروهایش را از اطراف کییف عقب راند تا اینکه بتواند متمرکز بر شرق و منطقه دونباس باشد و حالا هم میتوان احتمال داد چنین نقشهای در سر دارد. در واقع، رسیدن نیروهای روسیه به بندر اودسا به لحاظ استراتژی نظامی بسیار مهمتر از حفظ این نیروها در حومه خارکیف است، چراکه روسیه در صورت رساندن نیروهایش به این بندر مهم میتواند ارتباط اوکراین با دریا را به طور کلی قطع و آن را محصور به خشکی کند. بیشک قطع دسترسی اوکراین به دریای سیاه به مراتب برای روسیه مهمتر است تا حفظ نیروهایش در جبههای که تحرک چندانی ندارد. بنابراین فقط زمان است که میتواند نشان دهد مسئله عقبنشینی روسها از حومه خارکیف پیروزی نظامی چشمگیر اوکراینیها بوده یا یک تغییر جبهه هوشمندانه از سوی روسها. از سوی دیگر، کرملین نگاهی نیز به زمستان دارد تا کمبود انرژی و فشار اقتصادی کشورهای اصلی اروپایی را به فکر تجدید نظر در حمایتشان از اوکراین بیندازد. همانگونه که تحلیلگران فارین پالیسی در مقاله ۱۵ سپتامبر این وبسایت گفتهاند؛ برخی کارشناسان اوکراین بر این باورند که اگر پوتین بتواند زندگی اروپاییهای محتاج به گاز را در زمستان بسیار سخت کند، خواهد توانست از آن برای حمله در بهار بهرهبرداری کند. در واقع میتوان گفت کرملین از عامل زمان در دو زمینه استفاده میکند؛ نخست تغییر جبهه از شمال شرق به جنوب اوکراین و دوم به عنوان اهرم فشار بر کشورهای اروپا. این دو زمینه میتواند در نهایت تا اوایل بهار برای کرملین نتیجهبخش باشد و حتی باعث تغییر اساسی در جنگ اوکراین شود. از این رو، باید صبر کرد و دید آیا زمان همانگونه که ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه انتظار دارد به نفع او کار میکند یا نه؟!