
اگر در محتوای بیانیهها، نامهها و مصاحبههای آقای مهدی كروبی طی وقایع بعد از انتخابات دقت شود، غیر از ایراد اتهامات و اهانتهای بی سابقه به نظام جمهوری اسلامی و رهبران آن، یك محور كلیدی دیگر نیز به چشم میخورد و آن تبرئه و تطهیر رژیم پهلوی و خفیف جلوه دادن جنایات حكومت دیكتاتوری شاه است. به این جملات دقت كنید: «در رژیم گذشته هم چنین تظاهراتی در تهران و جلوی دانشگاه انجام میشد. دانشجویان شعار میدادند، پلیس هم میآمد و متفرق میکرد. چنین برخوردهایی نبود.» «یادم میآید در زمان پهلوی هرجا زنان وارد میشدند، حتی در اتوبوسها که مختلط بود، مردان به احترام بلند میشدند و جایشان را به آنها میدادند، ... اما در جمهوری اسلامی با زنان به قدری با خشونت رفتار میشود و اخبار متواتری از زدن بانوان با باتوم به اطلاع میرسد.»«اتفاقی در زندانها رخ داده است كه چنانچه حتی اگر یك مورد نیز صدق داشته باشد، فاجعهای است برای جمهوری اسلامی كه تاریخ درخشان و سپید روحانیت تشیع را تبدیل به ماجرای سیاه و ننگین میكند كه روی بسیاری از حكومتهای دیكتاتور از جمله رژیم ستمشاهی را سفید خواهد كرد.» «گمان نمیكنم زندانیان دوران 15 ساله مبارزات قبل از انقلاب كه از افراد توده گرفته تا گروههای مسلح مبارز التقاطی تا اعضای نهضت آزادی و مؤتلفه و حزب ملل اسلامی كه در زندان با هم زندگی كردهاند (چنین برخوردهایی را) دیده یا شنیده باشند. »اینها نمونههایی از موضعگیریهای آقای كروبی در ماههای اخیر است كه به شدت مورد توجه رسانههای ضدانقلاب و سلطنتطلبها نیز قرار گرفته و به طور مداوم در این رسانهها تكرار میشود. این مطلب، مجال بررسی ادعاهای كروبی درباره شرایط قبل و بعد از انقلاب نیست و البته آنها كه شرایط خفقان قبل از انقلاب و جنایات دیكتاتوری پهلوی را به خاطر دارند به خوبی میدانند كه مقایسه بین جمهوری اسلامی و آن رژیم خونریز چه مقایسه نابجایی است و آقای كروبی تعمداً چه ظلم ناروایی را در حق نظام اسلامی روا داشته است. اما آنچه مدنظر است، رمزگشایی از دلایل روند انحرافی و دشمن شادكنی است كه آقای كروبی در پیش گرفته است. تبرئه رژیم منحوس پهلوی و خفیف جلوه دادن جنایات آن یا خطی است كه برخی اطرافیان كروبی به وی القا كردهاند و او جاهلانه به این وادی افتاده است یا اینكه او عامدانه و با علم بدانچه میگوید، چنین روندی را آغاز كرده است. تأمل در سوابق برخی عناصری كه اخیراً در حلقه اول اطرافیان كروبی قرار گرفتهاند، بیانگر آن است كه خط تطهیر رژیم پهلوی میتواند از جانب آنان به شیخ سابق اصلاحات القا شده باشد. «ع.ب» یكی از این افراد است كه گفته میشود برخی بیانیههای كروبی را او مینویسد و تأثیر زیادی بر مواضع او دارد. این فرد كه سیر زندگی سیاسی اش زیگزاگی بوده و تذبذب سیاسی عجیبی از خود به نمایش گذاشته است، چند سال پیش كتابی منتشر كرد كه در آن با ارائه تحلیلها و اسناد مخدوش تلاش شده بود تا آمار نیروهای انقلابی و مبارز از تعداد شهدای جمعه خونین 17 شهریور 57 غیرواقعی جلوه داده شده و به نحوی از بار جنایت رژیم پهلوی در این خصوص كاسته شود. از سوی دیگر در هفتههای منتهی به انتخابات دهم ریاست جمهوری كه مهدی كروبی برای كسب چند رأی بیشتر به آب و آتش میزد، «ع. ب» توانست امضای كروبی را پای بیانیهای بنشاند كه در آن ادعا شده بود جمهوری اسلامی كودكان را اعدام میكند. در این بیانیه، كنار امضای كروبی، امضای برخی چهرههای مخالف نظام به چشم میخورد كه همگرایی شیخ سابق اصلاحات با آنان موجب بهت و حیرت تحلیلگران سیاسی گردید. بیانیه مذكور با تیتر «اعدام كودكان را متوقف كنید» بر پیشانی روزنامه كروبی به گونهای حك شد كه اگر كسی با واقعیات جامعه ایران آشنا نبود، تصور میكرد هر روز بامداد در میادین شهرهای ایران، كودكان را حلق آویز میكنند! ناشی گری صورت گرفته در این تیترزنی به گونهای بود كه هم كروبی و هم روزنامه اش مجبور به عذرخواهی از این اقدام غیرحرفهای شدند. اما اگر خط تطهیر رژیم پهلوی توسط كروبی از جانب دیگران به او تلقین نشده و یا خود او چنین باوری نداشته باشد، اصرار بر این خط انحرافی ناشی از چیست؟ آیا كروبی به درك جدیدی از ماهیت رژیم دیكتاتور شاه رسیده است؟ آیا او از سوابق انقلابی و مبارزاتی خود كه بسیار به آن اشاره میكند، پشیمان شده است؟ آیا او حافظه تاریخی خود را از دست داده است یا اینكه كروبی احساس میكند طی 30 سال بعد از انقلاب از مفاد بیانیه «سپاس اعلیحضرتا» - كه به خاطر آن در سال 1355مورد عفو ملوكانه قرار گرفت – دور شده و به نوعی در حق رژیم اعلیحضرت ناسپاسی كرده است و اكنون باید وفای به عهد نموده و جبران مافات كند؟
نکته:تصویر تعهد نامه شیخ غلامحسین کرباسچی مسئول ستاد انتخاباتی شیخ مهدی کروبی به ساواک در سال 1352