تقریباً یک سال از حضور سجادی به عنوان وزیر در ورزش ایران میگذرد، اما عملکرد او با وجود آنکه از بدنه ورزش بوده طی این مدت چنگی به دل نزده و انتقادهای بسیاری را به دنبال داشته است. تنها سه روز از شهریور ماه سال ۱۴۰۰ گذشته بود که حمید سجادی با کسب ۱۶۵ رأی موافق از مجلس به دوران پرانتقاد سلطانیفر پایان داد و تحت عنوان وزیر راهی ساختمان وزارت ورزش و جوانان شد. حضور او در رأس ورزش اگر چه مخالفانی هم داشت، اما برای جامعه ورزش کورسوی امید بود چراکه سجادی برخلاف وزیر قبلی سابقه طولانی در ورزش کشور داشت و این میتوانست دلیل خوبی برای امیدواری جامعه ورزش ایران باشد، اما با گذشت تقریباً یک سال از حضور سجادی در رأس ورزش کشور، برخلاف آنچه تصور میشد او نتوانسته انتظارات را آنطور که باید و شاید برآورده کند.
صد البته که سجادی از عملکردش در طول این مدت رضایت کامل دارد و مدعی است ۶۲۲ پروژه ناتمام را در طول تنها هفت ماه به سرانجام رسانده است: «پیگیری پروژههای ورزشی نیمهتمام یکی از دستوراتی بود که در اولویت کار قرار داشت، در هفت ماه شروع کار در سال ۱۴۰۰ تعداد ۶۲۲ پروژه نیمهتمام را به پایان رساندیم. بحث تمرکز روی مدالآوری و حضور پررونق در مسابقات بینالمللی جهانی و آسیایی یکی از مهمترین برنامههای ما در وزارت ورزش بود که الحمدلله اتفاقات خوبی در این زمینه رخ داد»، اما واقعیت با آنچه او با زبان آمار تحویل میدهد، تفاوتهای بسیاری دارد.
احضار وزیر ورزش به مجلس، طرح سؤال از او و گرفتن کارت زرد از نمایندههای مردم در خانه ملت خود گواه عملکرد نهچندان قابل قبول سجادی است؛ مرد اول ورزش کشور که در همان گام نخست با انتخاب پولادگر به عنوان معاون ورزش قهرمانی کشور نشان داد دیدگاهش تفاوت چندانی با سلطانیفر ندارد! چراکه یکی از عمده ایرادهای وارده به وزیر قبلی، حضور معاونانی در وزارت بود که با وجود تأثیرگذاری بالا در تصمیمات، هیچ گونه عملکرد مثبتی نداشتند و تصور میشد این داستان با حضور سجادی پایان یابد، اما انتصاب پرحاشیه پولادگر به عنوان معاون قهرمانی بعد از عملکرد ضعیفی که او در تکواندو داشت، خیلی زود نشان داد نباید از سجادی هم انتظار زیادی برای ایجاد تغییرات و گام برداشتن در مسیر درست و اصولی انتظار داشت.
بلاتکلیفی برخی فدراسیونهای ورزشی نظیر دوچرخهسواری و ژیمناستیک برای برگزاری انتخابات از دیگر انتقادات وارده به عملکرد وزیر ورزش در طول یک سال گذشته است، آن هم در شرایطی که در سفر اخیر وزیر به زوریخ بود که فدراسیونهای جهانی این دو رشته و همچنین کمیته بینالمللی المپیک تأکید کردند هیچ گونه مشکلی برای برپایی انتخابات این فدراسیونها نیست، البته در کنار این دو فدراسیون، همچنان فدراسیونهایی، چون وزنهبرداری نیز با سرپرست اداره میشوند.
مهاجرت ورزشکاران به دلایل مختلفی که اهم آن بیتوجهی و مشکلات مالی بود، از دیگر مواردی است که انتظار میرفت با توجه به اینکه سجادی خود از بدنه ورزش بوده با کاهش چشمگیری مواجه شود، اما این اتفاق رخ نداد. هر چند گلایهها تنها از سوی آنها که ناچار به جلای وطن شدند، مطرح نمیشود و به رغم اینکه سجادی مدعی است برای صندوق حمایت از قهرمانان و همچنین بیمه ورزشکاران خیلی فکرها شده و وزارت ایدههای زیادی دارد، اما آنچه از زبان ورزشکاران، قهرمانان و مدالآوران شنیده میشود، تفاوت بسیاری با گفتههای وزیر دارد؛ گلهگذاریهایی که نه تنها کم نیست بلکه متأسفانه کاملاً نیز برحق است!
سجادی را میتوان وزیر فعالی خواند، اگر سفرهای پرتعداد و حضورش بر سر پروژههای مختلف را جزو فعالیتهای مثبت او در نظر گفت. او از همان ابتدا پای ثابت مراسم و برنامههای مختلف بود و افتتاحیه هیچ طرحی را از دست نمیداد، به طوری که در طول ۱۰۰ روز ۹ سفر انجام داده بود و سعی داشت به این شکل خود را نزدیک اهالی ورزش نشان دهد، حال آنکه ورزش کشور نیاز به حمایت و کار داشت نه سفرهای پرتعداد و بیشک. اگر سجادی جای حضور در سفرهای پرتعداد پای درددل ورزشکاران مینشست و گامی برای حل و فصل مشکلات آنها برمیداشت، اوضاع بهتر از آنچه امروز است، بود.
عملکرد وزیر ورزش طی یک سال اخیر تا آن اندازه پرانتقاد بود که مجلس چندمرتبهای او را برای پاسخگویی احضار کرد که حاصل آن دریافت دو کارت زرد بوده است! نخستین بار، قرارداد شائبهبرانگیز فدراسیون فوتبال و توافق مشکوک با شرکتی هنگکنگی بود که شواهد از وابستگی آن به دولت تلآویو خبر میداد و حساسیت رسانهها و سپس نهادهای نظارتی و مجلس را به دنبال داشت و باعث شد پای وزیر ورزش به مجلس کشیده شود. مرتبه دوم، اتفاقات رخ داده در جریان دیدار ایران و لبنان در مشهد بود که باعث شد وزیر ورزش و جوانان جهت پاسخگویی به مجلس فراخوانده شود و مرتبه سوم، طرح یک سؤال وزیر ورزش و جوانان را به صحن علنی کشاند. احمد راستینههفشجانی، نماینده شهرکرد، بن و سامان و تعدادی دیگر از نمایندگان از حمید سجادی، وزیر ورزش و جوانان پرسیدند چرا با وجود گذشت ۱۸ماه از تصویب قانون شرح وظایف و اختیارات وزارت ورزش و جوانان هنوز آییننامه اجرایی این قانون به تصویب هیئت دولت نرسیده و عملاً ظرفیتهای این قانون فعال نشده است؟
یکی از مواردی که باعث حساسیت مجلس روی سجادی شده بود، داستان تاج و ویلموتس بود، به طوری که در مجلس از او خواسته شده بود درباره اینکه چرا شخصی مانند تاج بار دیگر به عرصه فوتبال بازگشته توضیح دهد که سجادی هم گفته بود اختیاری در این موضوع ندارد و این موضوع از حیطه وظایف وی خارج است. این در حالی است که وزیر ورزش بیشک باید بر عملکرد تمامی فدراسیونها نظارت داشته باشد و مبارزه با فساد و مقابله با مفسدان در این راستا جزو اولویتهایش باشد، اما پاسخ او به مجلس نشان داد وزیر حساسیت خاصی روی این مقوله ندارد! سجادی در حالی پای خود را از ماجرای تاج و ویلموتس کنار میکشد که یکی از انتقادهای وارده به او، دخالت مستقیم در امور تیم ملی بود که حاشیههای بسیاری را به دنبال داشت. گفته میشد او در دیدار مستقیم با ورزشکاران در رختکن از آنها در خصوص بازگشت کیروش پرسیده بود؛ مسئلهای که البته تکذیب شد اما... بیشک تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها.