کد خبر: 1097786
تاریخ انتشار: ۳۱ تير ۱۴۰۱ - ۲۲:۳۰
۳ گزینه متناقض پایان جنگ در اوکراین جنگ اوکراین از ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ با تهاجم نیرو‌های نظامی روسیه به خاک اوکراین شروع شد. روسیه این تهاجم را به نام «عملیات نظامی ویژه» خوانده است تا فرقی بین آن و یک جنگ تمام‌عیار قائل شود، هر چند میادین نبرد چیزی جز یک جنگ تمام‌عیار را نشان نمی‌دهد.
سیدرحیم نعمتی

جنگ اوکراین از ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ با تهاجم نیرو‌های نظامی روسیه به خاک اوکراین شروع شد. روسیه این تهاجم را به نام «عملیات نظامی ویژه» خوانده است تا فرقی بین آن و یک جنگ تمام‌عیار قائل شود، هر چند میادین نبرد چیزی جز یک جنگ تمام‌عیار را نشان نمی‌دهد. گستردگی اولیه جنگ حاکی از این بود که روسیه انتظار نتیجه‌ای سریع و قاطع از تهاجم خود را داشت، اما حالا با گذشت قریب پنج ماه از این جنگ، روند جنگ به نحوی شده که همه انتظار جنگی طولانی‌مدت را دارند، با این حال پیامد‌های مخرب این جنگ آنقدر گسترده است که ادامه یافتن آن تنها بر اوکراین، روسیه یا کشور‌های همجوار آن تأثیر نمی‌گذارد و تأثیر آن از همین حالا در حوزه‌های مختلف انرژی، امنیت غذایی، امنیت و صلح جهانی نشان داده که افزایش قیمت سوخت در اروپا و امریکا از نشانه‌های اولیه آن است. روشن است که هر چه این جنگ بیشتر طول بکشد، آثار مخرب آن گسترده‌تر از این خواهد شد، اما به نظر می‌رسد تنها دو راه‌حل برای پایان دادن به این وضعیت در پیش رو است.
۲ راه‌حل متناقض
نخستین راه‌حل چیزی است که به طور عمده و از ابتدای کار توسط دولت جو بایدن، رئیس‌جمهور امریکا و بوریس جانسون، نخست وزیر بریتانیا مطرح می‌شد و تا اینجای کار هم دیدگاه اصلی این دو را تشکیل می‌دهد، بنابراین دیدگاه، حمله روسیه به اوکراین غیرقانونی، ناموجه و غیرقابل قبول است و فقط باید روسیه را در انجام این حمله ناکام گذاشت. دولتمردان امریکایی و بریتانیایی برای تبیین این راه‌حل به چیزی کمتر از شکست روسیه راضی نمی‌شوند و حتی بیشتر از این، می‌گویند که اوکراین نه تنها باید اراضی اشغال‌شده توسط روسیه از ۲۴ فوریه را پس بگیرد بلکه باید سرزمین‌های سابق بر این و از جمله شبه‌جزیره کریمه نیز به اوکراین بازگردانده شود.
راه‌حل دوم عمدتاً نه از سوی دولت‌های ذی‌نفوذی مثل امریکا بلکه از سوی شخصیت‌های قابل توجهی نظیر نوآم چامسکی، لولا داسلیوا، هنری کیسینجر و حتی پاپ فرانسیس مطرح شده است. این راه‌حل مبتنی بر مذاکره و مصالحه برای پایان دادن به جنگ است که در عمل به معنای رضایت اوکراین برای چشم‌پوشی از مناطقی نظیر شبه‌جزیره کریمه، دونباس و احتمالاً مناطقی دیگر و گرفتن تضمین از روسیه برای عدم‌مداخله در امور اوکراین و تهدید آن در آینده است. هر دو دیدگاه به صورت قابل توجهی در رسانه‌ها مطرح شده است و تحلیلگران از هر دو طرف سعی در توجیه نظر خود داشته‌اند و حتی کار را به افترا و تهمت‌زنی هم رسانده‌اند، به نحوی که طرفداران راه‌حل دوم را به عناوینی نظیر دوستداران پوتین، طرفدار روسیه، اهل مماشات با فاشیسم روسیه و مانند این مورد حمله قرار داده‌اند.
مشکلات راه‌حل اول
واضح است که تناقض تنها مشکلی نیست که این دو راه‌حل دارند بلکه هر کدام نیز چه به لحاظ نظری و توجیه سیاسی و چه از نظر عملی مشکلاتی دارند. مشکل راه‌حل اول در تصوری از این جنگ است که عمدتاً توسط رسانه‌های غربی تبلیغ می‌شود، به نحوی که گویا اوکراین کشوری با گذشته تاریخی خاص خود است که روسیه به عنوان متجاوز، با حمله به آن اصول و هنجار‌های بین‌المللی را نقض کرده است. شاید بتوان نقض حاکمیت ملی و یکپارچگی سرزمین اوکراین را به واسطه این تهاجم مورد بحث قرار داد، اما نکته در این است که اوکراین همانند بسیاری از دیگر کشور‌ها برخوردار از تاریخ و هویت سیاسی خاص خود نیست. در واقع اوکراین به عنوان یک کشور تا قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ تنها سه سال بعد از انقلاب اکتبر، یعنی از سال ۱۹۱۷ تا ۱۹۲۰ وجود خارجی داشت و آنچه بعد از فروپاشی شوروی به عنوان جمهوری اوکراین اعلام استقلال کرد، چیزی جز ادامه جمهوری سوسیالیستی شوروی اوکراین نبود، بنابراین مسئله اوکراین از نگاه روسیه مسئله یک کشور همسایه با هویتی مستقل نبوده و نیست چراکه کی‌یف در تاریخ خاستگاه اولیه و اساسی تبار روس بوده است. گذشته از این، راه‌حل ادامه جنگ تا شکست روسیه به لحاظ عملی نیز مشکل اساسی دارد چراکه نه معلوم است آیا واقعاً چنین چیزی امکانپذیر است و نه اینکه در صورت امکان‌پذیر بودن آن، هزینه‌های آن روشن است. چیزی که دست‌کم طی این پنج ماه معلوم شده این است که درآمد‌های نفتی روسیه با وجود تحریم‌های امریکا و اتحادیه اروپا بیشتر از گذشته شده و این کشور‌های اروپایی و امریکا هستند که باید پیامد‌های منفی این جنگ را با کمبود انرژی، افزایش نگران‌کننده قیمت کالا‌ها و هزینه انرژی تحمل کنند.
راه‌حل بی‌رمق
در این میان، به نظر می‌رسد راه‌حل سومی نیز باشد که بتوان این جنگ را با آن پایان داد. این راه‌حل برگزاری همه‌پرسی در سرزمین‌های شرقی مورد مناقشه در اوکراین آن هم تحت نظر سازمان ملل است. به عبارت دیگر به جای جنگ یا مصالحه و کوتاهی اوکراین از سرزمین‌هایش، حق تعیین سرنوشت به مردم مناطق دونباس یا دیگر سرزمین‌های مورد مناقشه داده شود تا اینکه آن‌ها به وسیله‌ای کاملاً مسالمت‌آمیز تعیین کنند از گزینه‌های ماندن در تحت حاکمیت کی‌یف، استقلال یا الحاق به روسیه کدام یک را می‌خواهند و نتیجه این همه‌پرسی برای تمام طرف‌ها لازم‌الاجرا باشد. شاید این راه‌حل معقول به نظر برسد، اما باید گفت که مورد حمایت هیچ یک از طرف‌های مناقشه نیست، گذشته از اینکه تجربه کریمه و برگزاری همه‌پرسی در آنجا نشان داد غرب و بیشتر از هر کشوری، امریکا زیر بار این روش نمی‌رود. در واقع این راه‌حل با وجود دموکراتیک‌بودن آن، اما مطلوب قدرت‌هایی نیست که به دنبال حل مسائل از طریق جنگ هستند. شکی نیست که این قدرت‌ها منافع خاص خود را در این جنگ دنبال می‌کنند و شعار‌های نخ‌نما از اصول و هنجار‌های بین‌الملل تنها توجیهی برای آنهاست تا منافع خود را از این جنگ تأمین کنند. این منافع طیف وسیعی از سود شرکت‌های بزرگ اسلحه‌سازی در امریکا تا نفوذ ژئوپلتیک واشنگتن در قاره اروپا و به خصوص شرق این قاره را در برمی‌گیرد. آمار منتشرشده از سوی شرکت اسلحه‌سازی ریتون امریکا نشان می‌دهد درآمد این شرکت طی این چند ماه از جنگ در مقایسه با سال گذشته سه برابر افزایش یافته است. شرکت‌های اسلحه‌سازی اروپا نیز وضع مشابهی دارند و برای مثال، شرکت اسلحه‌سازی آلمانی راین متال خبر از پر شدن فهرست سفارش‌های خود می‌دهد و می‌گوید که سفارش‌های مربوط به تجهیزات و مهمات توپخانه پنج برابر گذشته و به سقف ۱/۱ میلیارد یورو رسیده است. این واقعیت نشان می‌دهد چرا امریکا و متحدان اروپایی‌اش تأکید بر راه‌حل اول دارند و تا وضعیت به این صورت باشد نمی‌توان نه انتظار مذاکره و مصالحه داشت و نه همه‌پرسی تا این جنگ ویرانگر از طریق دیپلماسی و مسالمت‌آمیز پایان یابد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار