بی اغراق هرگز گمان نمیبردم که مردم از تمامی اقشار، اینچنین در این شور و نشور خودنمایی کنند. متوجه نشدم که از خیابان، ولی عصر تقاطع فاطمی، تا نزدیکی خیابان میرداماد را که فشردگی مانع از آن شد که پیشتر بروم، چگونه طی کردم و بازگشتم! همراهی با مردمی که به پای محبت علی (ع)، ایضاً واکنش به جنگ روانی علیه ضروریات اسلام در روزهای اخیر، خیابانها را با حضور خویش آذین بسته بودند، کافی بود تا هر شاهدی را مالامال از امید و انگیزه سازد. این مسیر محملی شده بود تا خلق الله هم علایق مذهبیشان را بروز دهند، هم شادیطلبی خود را ارضا کنند و هم اینکه به شکل مداوم مورد پذیرایی قرار گیرند. آزمایشی بود با این نتیجه که از این پس، به راحتی میتوان به راهپیمایی گسترده از میدان راه آهن تا میدان قدس نیز اندیشید. مردمی که با بمباران تبلیغات ضدمذهب، مشتاقانه به اینگونه دعوتها دل میدهند، چرا باید خیابانها را به دونصفتانی واگذارند، که روزی به نمایش کشف حجابشان میخوانند و احتمالاً در پس آن به کارناوالهای بدننمایی، برهنگی، همجنسگرایی و رابطه با محارم و حیوانات؟ همیشه شکستهای تاریخی، در بزنگاه ترک صحنه صورت گرفته است. دو نمونه معاصرش مشروطیت و نهضت ملی. بدخواهان از آنجا که مردم را به یأس و انفعال کشاند، زدند و بردند! اساساً سیاهکاریهای بزرگ، در غیاب و عزلت جامعه تحقق یافته است. وقتی میتوان مردم را در موسمهای شادی و غم دینی و ملی، اینچنین عظیم و آکنده از معنا گرد هم آورد، چرا باید آنها را با عربده مستنکر بوقهای معاند تنها گذارد و اجازه داد تا فلان شیطان پرست، در بی آر تی شهیدنمایی و آن را به عنوان گزارش ایران امروز، به دنیا حقنه کند؟ اگر رسانههای ما بلد کار بودند، میتوانستند از همایش دو روز پیش، دهها خبر، گزارش، تصویر و مستند جذاب بسازند. بله، ما در بازنمایی حقیقت جاری خویش هم ضعف داریم و میدان را، به ابواب جمعی شلتاق سپردهایم! مباد که به این ناراستی خو کرده باشیم و رهیدن از آن را وجهه همت خود نسازیم.