يك طرف ماجرا فردي به كام مرگ ميرود و خانوادهاش سوگوار ميشود و سوي ديگر ماجرا، فرد مرتكب است كه بازداشت ميشود و به دليل ارتكاب قتل يا قصاص ميشود يا در صورت نجات از مرگ 10 سال از عمرش را بايد در زندان سپري كند و بعد از آزادي با برچسب قاتل به حيات خود ادامه دهد. انتشار اين دسته از خبرها به جامعه يادآور ميشود كه هر فرد چقدر در معرض آسيب قرار دارد و در صورت نداشتن مهارت و كسب نكردن آموزشهاي لازم براي برقراري روابط اجتماعي ممكن است به خود و ديگران آسيب برساند. بررسي اين انگيزهها در جريان دادرسي و براساس محتوياتي كه در پروندهها موجود است، انجام ميشود، چراكه ممكن است عوامل ديگري بر انگيزه حادثه تأثير داشتهباشد؛ عواملي مثل مصرف موادمخدر، مشروب يا اختلافهاي زمينهاي كه بروز حادثه را منجر ميشود. با اين حال يك موضوع كلي در بررسي اين دسته از انگيزهها مطرح است و آن اينكه آستانه تحمل جامعه به شدت پايين است و تعامل اجتماعي به راحتي به تقابل افراد و بروز جرم منجر ميشود. نابساماني آموزش عمومي و عدم تمکين از قانون، نقش مهمي در بروز اين حوادث دارد. بررسي اين دسته از اخبار نشان ميدهد افرادي كه از سطح آگاهي لازم برخوردارند، عمدتاً مهارت مديريت ميدان را دارند و در صورت قرار گرفتن در موقعيت، از آن عبور ميكنند. انتشار اين دسته از اخبار همچنين به ما يادآور ميشود كه جامعه به شدت از فقدان آموزش رنج ميبرد و فقر اين موضوع سبب ميشود كه افراد بر سر موضوعاتي دمدستي به شدت پرخاشگر شوند و به دليل نداشتن مهارت، كنترل خشم دست به ارتكاب جرم بزنند.