کد خبر: 1091956
تاریخ انتشار: ۱۸ خرداد ۱۴۰۱ - ۱۷:۳۷
هرمز راسخی

اپوزیسیون در دوران قبل از انقلاب تا به امروز ضمن استفاده از تمام اهرم‌های سیاسی، نظامی، فرهنگی و اجتماعی موجود به سوی شیوه‌های افراطی‌تر کشیده شده و برای رسیدن به اهدافش حاضر است تا کشور خود را نیز بفروشد.
 با معنای "اپوزیسیون" چقدر آشنایی دارید؟ " این سئوالی است که در مدت چهار دهه انقلاب اسلامی بار‌ها مطرح شده و در یک دهه گذشته نیز برای برخی‌ها به ارزشی برای کسب منافع مادی و ویزای تردد و اقامت دائم و اخذ حقوق شهروندی کشور‌های غربی تبدیل گشته است.

این مفهوم امروز چنان اهمیتی یافته است که به مرور واژه دیگری بنام "دو تابعیتی ها" نیز در کنار اپوزیسیون قرار گرفته است. زیرا می‌توان دو تابعیتی را نیز کسی دانست که اگر مخالفت میدانی و براندازانه هم نداشته باشد، اما برای حفظ رابطه خود با غرب مجبور است منافع ملی کشور مادر خود را فدای کشوری که تابعیت آنرا توامان در اختیار دارد نمایند که این نیز خود نوعی قرار گرفتن در سنگر اپوزیسیونی است.

برای شناخت میدانی اپوریسیون می‌توان آنرا به دوران قبل و بعد از انقلاب تقسیم بندی نمود. بطور قطع و یقین اپوزیسیون قبل از انقلاب با بعد از انقلاب در ماهیت و میدان عمل خود شدیدا در تضاد است.

در اینجا به برخی وجوه این ادعا ذیلا اشاره کرده و ایمان داریم که اطمینان به اپوزیسیون قبل از انقلاب بسیار مقبول‌تر از اپوزیسیون بعد از انقلاب است و اگر با مبارزان قبل از انقلاب شدیدا می‌توان به یک زبان مشترک رسید، اما با اپوزیسیون بعد از انقلاب بیگانه بودن در زبان و عمل در اوج خود قرار دارد:

یک: در اپوزیسیون قبل از انقلاب موضوع فرهنگ اسلامی – ایرانی بعنوان شاه بیت ستون اتحاد و وحدت گرو‌های مخالف شناخته می‌شود. اما در اپوزیسیون بعد از انقلاب نمی‌توان یک زبان مشترک را پیدا نمود که بتواند وحدت مستحکمی را بین آنان بوجود آورد لذا موضوع شاخه شاخه شدن، جدایی و قتل‌های سازمانی یاران دیروز و دشمنان امروز به فراوانی یافت می‌شود.

دو: اپوزیسیون قبل از انقلاب ممکن است در شاخه‌های مختلف ظهور و بروز کند، اما درموضوع اسلامیت و ایرانیت بسیار پررنگ و یکدست عمل می‌کند، ولی اپوزیسیون سیاسی بعد از انقلاب در شاخه‌ها و وابستگی به خارج از کشور و نگاه به شرق و غرب بسیار رنگارنگ دیده می‌شوند. یکی به شرق و یکی به غرب، یکی ملی گرایی هرهری مذهب و یکی جا مانده در تاریخ ایران باستان که نه برنامه‌ای دارد و نه هدفی؛ لذا اینان در نهایت شکست خورده و برای ادامه حیات خود به اتحاد‌های درون سارمانی تن می‌دهند و این دور باطل همچنان ادامه پیدا می‌کند.

سه: اپوزیسیون قبل از انقلاب دارای خطوط قرمزی همچون فرهنگ ملی- مذهبی، مردم مداری، دفاع از مردم در برابر تهاجمات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و. است. در میان مردم است، با آنان زندگی می‌کند، حرفهایشان را می‌شنود و با ایشان همدرد است، اما اپوزیسیون بعد از انقلاب نه تنها در میان مردم که اصولا بیشترشان در خارج کشور زندگی می‌کنند و اگر هم در داخل باشند و خود را اپوزیسیون جمهوری اسلامی معرفی کنند، اما هم خارج نشینان و هم داخل نشینانشان چنان از مواهب مالی دزدیده شده قبل از انقلاب و رانت خواری‌های بعد از انقلاب از مواهب مالی برخوردار شده اند که اصولا شعار مردسالاری آنان به ظنز تلخی می‌ماند که فقط خودشان باور می‌کنند و بس.

چهار: جدای از تفاوت‌های سه گانه فوق باید موضوع مهم و آخرین خصوصیت تفاوت‌های اپوزیسیون قبل و بعد از انقلاب را در پیروزی انقلاب اسلامی و رهبری و ولایت دید. اپوزیسیون قبل از انقلاب در رهبری و ولایت مداری همچنان روندی ثابت و بدون فراز و فرود‌های سیاسی را تجربه کرده و بعد از انقلاب نیز در جایگاه حامیان انقلاب و ولایت همان نگاه به توانمندی‌های داخلی را مد نظر دارد و دیگر خود را اپوزیسیون هم نمی‌داند، اما اپوزیسیون بعد از انقلاب بسیار افراطی بوده و برای رسیدن به اهداف خود شیوه‌هایی چون: بمب گذاری، ترور، همکاری با دشمنان بیرونی و کشور‌های متخاصم و. را مجاز می‌داند.

در نتیجه باید پذیرفت که اپوزیسیون در دوران قبل از انقلاب تا به امروز ضمن استفاده از تمام اهرم‌های سیاسی، نظامی، فرهنگی و اجتماعی موجود به سوی شیوه‌های افراطی‌تر کشیده شده و برای رسیدن به اهدافش حاضر است تا کشور خود را نیز بفروشد. والسلام

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار