یکی از مهمترین ابعاد منظومه فکری حضرت امام خمینی (ره) نگاه ایشان به استقلال و خودکفایی و رهایی از وابستگی به بیگانگان است. این بُعد از اندیشه ایشان آنقدر مهم و وسیع است که خود به تنهایی باید بهعنوان یک منظومه فکری مستقل مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد. یکی از مهمترین ابعاد منظومه فکری حضرت امام خمینی (ره) نگاه ایشان به استقلال و خودکفایی و رهایی از وابستگی به بیگانگان است. این بُعد از اندیشه ایشان آنقدر مهم و وسیع است که خود به تنهایی باید بهعنوان یک منظومه فکری مستقل مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد. اصل ضد استعماری «نه شرقی، نه غربی» تنها بخش کوچکی از منظومه فکری استقلال طلبانه ایشان را تشکیل میدهد. اساساً قیام امام علیه حکومت طاغوت پهلوی به دلیل مبارزه با وابستگی حکومت پهلوی به امریکا و رژیم صهیونیستی بود. «استقلال» و «نفی سلطه و وابستگی»، مهمترین رکن مکتب سیاسی امام و از «محکمات» و «اصول ثابت» اندیشه امام خمینی (س) محسوب میشود. بررسی اجمالی دیدگاههای معمار کبیر انقلاب اسلامی به خوبی گویای این حقیقت است که کلمه «جمهوری اسلامی» در شعار «نه شرقی، نه غربی؛ جمهوری اسلامی» واجد همه دغدغهها و آمال و آرزوهای امام راحل و در برگیرنده تمام ابعاد «استقلال و خودکفایی» است.
مقابله با کاپیتولاسیون
از مبارزه امام با لایحه استعماری و ننگین کاپیتولاسیون بهعنوان یکی از مهمترین جلوههای استقلالطلبی و مبارزه با سلطه بیگانگان یاد میشود که بر اساس آن به مستشاران و تبعه امریکایی، مصونیت قضایی داده میشد و پای امریکا را به امور داخلی ایران باز میکرد و عزت و استقلال کشور را که پیش از آن نیز دستخوش تعرض مستمر بیگانگان بود، بهکلی نابود میکرد. بیانات امام (ره) علیه کاپیتولاسیون در چهارم آبان سال ۱۳۴۳ نقطه اوج استقلال طلبی و سرآغاز قیام علنی ایشان برای رهایی از وابستگی به بیگانگان (شرق و غرب) است. اگر چه به ظاهر مخاطب امام در قیام ۱۳۴۲ غرب و مشخصاً امریکاست، اما ایشان از همان آغاز حرکت، مسیر استقلال طلبی را به قطع هرگونه وابستگی به قطبهای قدرت ترسیم کردند.
توجه به اصل استقلال
موضوع استقلال و خودکفایی و نفی سلطه اجانب و بیگانگان از آغاز نهضت در سال ۱۳۴۲ تا پایان عمر پر برکت امام راحل همواره از جایگاهی برجسته برخوردار بوده و مهمترین دغدغه ایشان بوده است تا جایی که در وصیتنامه خود ۱۳ بار از واژه استقلال به صورت مستقل و حدود ۴۰ بار به صورت زیرمجموعههای آن استفاده کرده و اهمیت آن را گوشزد نمودهاند که این توجه، از دغدغه جدی و اهمیت آن در اندیشه امام خبر میدهد. از جمله مفاهیم و تعابیری که در ادبیات امام خمینی در تبیین استقلال مورد استفاده قرار گرفته است، میتوان به خودکفایی، نفی وابستگی، نفی سلطه غرب و شرق، نفی شرقزدگی و غربزدگی اشاره نمود. مهمترین اصل در سیاست خارجی امام خمینی رحمهاللهعلیه و در ارتباط با سایر کشورها، اصل حفظ استقلال و ارتباط بر مبنای احترام متقابل با کشورهایی است که خوی سلطهگری و استکبار ندارند. ایشان بارها میفرمودند که «در آینده، سیاست خارجی ما بر مبنای اصل حفظ آزادی و استقلال کشور و احترام متقابل خواهد بود. آنها با رعایت این اصل باید تصمیم بگیرند.»
نگاه دینی امام به استقلال و خودکفایی
موضع امام (ره) در شعار نه شرقی، نه غربی، تنها مخالفت با گرایش به غرب و شرق نیست، بلکه مفهوم عملی خودشناسی و بازیابی هویت افراد امت است و رسیدن به این هدف، جز از طریق روی آوردن به اصول و اعتقادهای تاریخی و فرهنگی، امکانپذیر نیست. از نظر امام راحل سیاست نه شرقی، نه غربی به منزله «تجدید بیعت مبارزه و تمرینی برای سازماندهی صفوف مجاهدان برای رسیدن به مرحله پیکار با کفر و شرک و بت پرستی است و تنها به یک «شعار» محدود نمیشود، بلکه سرآغازی است بر اعلام بیعت مبارزه و بسیج نیروهای الهی در برابر لشکریان شیطان و پیروان او و یکی از اصول اولیه توحید است» و این مفهوم برخاسته از توحید، به طور کامل با مفهوم برائت که جنبه دیگر توحید است، انطباق دارد: (لااله الّاالله). فریاد برائتی که امام (ره) با طرح سیاست نه شرقی، نه غربی سر میدهند، تأکید دارد که «امروز، فریاد ما در برائت از مشرکین و کافرین، فریادی است برخاسته از رنج ناشی از ظلم ستمگران. فریاد امتی است که از تجاوزگریهای شرق و غرب و در رأس آنها امریکا و اذنابش، به تنگ آمده و سرزمینها و ثروتهایش غارت شده است.»
نگاه چند وجهی امام به استقلال
در نگاه امام خمینی (س) موضوع استقلال بسیار فراتر از نفی سلطه بیگانگان مورد توجه قرار گرفته است. معمار کبیر انقلاب اسلامی همه مصادیق وابستگی، از وابستگی فرهنگی تا وابستگیهای سیاسی و اقتصادی، با همه صورتها و ابعاد مختلف آن را محکوم کردهاند. امام خمینی رضوان الله تعالیعلیه در تأکید بر ابعاد استقلال، تعبیرها و عبارتهای متعددی نظیر: «بازگشت به اصالت و شخصیت اسلامی خویش بهعنوان شاخص مخالفت با وابستگی فرهنگی»، «سیاست نه شرقی، نه غربی بهعنوان شاخص مخالفت با وابستگی سیاسی» و «توسعه متکی به خود و تلاش برای خودکفایی بهعنوان شاخص مخالفت با وابستگی اقتصادی» دارند که نشان دهنده جامعیت نظر ایشان در بحث استقلال است: «ما باید ایران را به کشوری مستقل از نظر سیاسی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی تبدیل کنیم که از اتّکا به امریکا و شوروی و انگلیس، این قدرتهای سیریناپذیر جهانی رها شود. ما باید هویت اصیل خود را به دنیا اعلام کنیم. متأسفانه بعضی از روشنفکران نمیتوانند از وابستگی به شرق و غرب رها شوند. امیدواریم این افراد جدا شده از ملت، در سایه تحول فرهنگی اسلامی موجود، آگاه شوند و اصالت خود را بازیابند.»