مدیریت هنری است که بسیاری از مدیران ما فاقد آن هستند و فوتبالمان دقیقاً از همینجا بارها و بارها ضربه خورده و به ورطه نابودی رسیده است. جمعوجور کردن اوضاع در شرایط سخت و برخورد حرفهای و منطقی هم در زمره همین فعالیتها قرار میگیرد و از این حیث نیز همیشه دچار کمبود شدید بودهایم.
ناکامی تیمهای بزرگ همیشه بازتاب زیادی در رسانهها داشته است. نتایج ضعیف منچستریونایتد در لیگ جزیره علاوه بر نرسیدن به جام، نتیجهای نداشت، جز از دست دادن سهمیه لیگ قهرمانان اروپا. شاید تصورش برای ما سخت باشد، اما بازیکنان و مربیان این تیم بعد از پشت سر گذاشتن یک فصل سراسر ناکام هم انتقادهای تند هواداران، کارشناسان و پیشکسوتان را به جان خریدهاند و هم با کاهش ۲۵ درصدی دستمزدهایش در فصل آتی مواجه شدهاند. آنها طی یک فصل، نهتنها در مقابل کوهی از انتقادها دم نزدند و طغیان نکردند، بلکه به خاطر عملکرد ضعیف و باختهای تحقیرآمیز زیادشان اعتراضی به کاهش دستمزدهایشان نداشتهاند. برای ما شنیدن چنین اخباری عجیب و بعضاً غیرقابل باور است، ولی فوتبالی که بخواهد لیگش یکی از پنج لیگ معتبر جهان باشد باید هم چنین قوانین و مقرراتی را اعمال کند که در غیر این صورت به حال و روز ما دچار خواهد شد.
اینجا لیگمان مثلاً حرفهای شده، ولی تنها مورد حرفهایگری در حوزه افزایش بیرویه دستمزدها بوده و هست. درحالیکه قبل از هر چیز مدیریت فوتبال باید حرفهای میشد که متأسفانه نشده است. آنها که ادعای مدیریت در این رشته را دارند سالهاست که به پسرفت آن کمک میکنند و با تصمیمات خود فوتبال ایران را به ورطه نابودی کشاندهاند، دریغ از یک مدیریت صحیح، باید هم برایمان اعمال جریمه باشگاه منیونایتد غیرقابل تصور باشد، چراکه عادت کردهایم به پرداخت پولهای هنگفت به بازیکنان و مربیانی درجه چندم، آن هم در شرایطی که نه کارایی لازم را داشتهاند و نه کمکی به رشد فوتبال باشگاهی کردهاند. در عوض به اندازه بازیکنان حرفهای پول میگیرند و صدها برابر آنها ادعا دارند، ادعاهایی پوچ و توخالی که فقط به درد شبکههای مجازی میخورند. در لیگ برتر خودمان خیلی از تیمها برخلاف هزینههایشان نتایج ضعیفی گرفتهاند، ولی خبری از اعمال جریمه و این صحبتها نیست. هنوز جریمه نشده همه طلبکار هستند و از عالم و آدم شاکی. ما حتی جرئت جریمه و مجازات بازیکنی را که افتضاح اخلاقی به بار آورده نیز نداریم. البته این فقط مشکل لیگ نیست، بلکه فدراسیون و تیمملی نیز همین شرایط را دارند. از رو شدن بذل و بخششهای مدیریت قبلی فدراسیون به اطرافیان خود زمان زیادی نمیگذرد و دیگر همه میدانند سرپرست، اعضای تیم رسانهای و سایرین چندین برابر حق خود پاداش ریالی و ارزی دریافت کردهاند. یادمان نرفته که ملیپوشان در برههای حتی برای برد در بازیهای تدارکاتی نیز پاداش میگرفتند و در بازیهای رسمی هم پاداشهای پرداخت شده بسیار بیشتر از حد تصور بوده و هست.
وقتی میبرند همه خود را عامل پیروزی معرفی میکنند و ژست قهرمانی به خود میگیرند، ولی زمانی که میبازند همه مقصرند، الا خودشان. پرداخت جریمه هم که در فوتبال ما سرابی بیش نیست. این واقعیت وجود دارد و راه گریزی نیز نداریم. با این تفاسیر حرف زدن از پیشرفت و حرکت در مسیر رشد، بیهوده و حتی خندهدار است، وقتی ابتداییترین شیوه مدیریت را نیز بلد نیستیم، چطور میتوانیم انتظار موفقیت داشته باشیم. یونایتدها سالها قدرت اول انگلیس، اروپا و جهان بوده و حالا چند سالی است که دوران افول را پشت سر میگذارند، اما از آنجا که مدیرانشان چشمشان را روی واقعیت نمیبندند و از اسم ستارهای، چون کریس رونالدو نمیترسند، به گذراندن روزهای سخت و بازگشت به اوج امیدوارند. ولی فوتبال ایران چه چیزی برای امیدواری دارد؛ از یکطرف بلبشوی فدراسیون، از طرف دیگر دعواهای تمام نشدنی در لیگ برتر، بحث تبانی، زد و بند، اتهامزنیهای گسترده و افشاگریهای گاه و بیگاه. عجیب است، در این آشفتهبازار هم هنوز مدیران فوتبالی راههای زیادی برای پرداخت پاداش و بالا بردن ارقام دستمزدها پیدا میکنند و بدون ترس از پاسخگویی، تصمیماتشان را به مرحله اجرا میرسانند!