اسناد منتشر شده از ریخت و پاشهای مالی فدراسیون فوتبال در دوره ریاست عزیزیخادم هیچ توجیه منطقی ندارد. گویی سفرهای پهن بوده که هیچکس از دستدرازی به آن ابایی نداشته است. حیف و میلی که نشان از بیدر و پیکری فدراسیونی دارد که بهزعم واعظآشتیانی، مدیرعامل اسبق استقلال نه فقط رئیس معزول که هیئت رئیسه، ذیحساب و بسیاری دیگر باید پاسخگوی آن باشند و جبران خسارت کنند. اسناد منتشر شده از ریخت و پاشهای مالی فدراسیون فوتبال در دوره ریاست عزیزیخادم هیچ توجیه منطقی ندارد. گویی سفرهای پهن بوده که هیچکس از دستدرازی به آن ابایی نداشته است. حیف و میلی که نشان از بیدر و پیکری فدراسیونی دارد که بهزعم واعظآشتیانی، مدیرعامل اسبق استقلال نه فقط رئیس معزول که هیئت رئیسه، ذیحساب و بسیاری دیگر باید پاسخگوی آن باشند و جبران خسارت کنند.
طی روزهای گذشته اسنادی از فدراسیون عزیزیخادم منتشر شده که اذهان عمومی را شوکه کرده است.
متأسفانه نبود نظارت باعث شده اتفاقات رنگارنگی را شاهد باشیم. از عقد قراردادهای نامتعارف تا پرداختیهای غیرقابل توجیه که البته صرفاً مربوط به این دوران نیست و در دوران قبل هم وجود داشته است!
یعنی مهمترین عامل رخ دادن چنین اتفاقاتی، نبود نظارت است؟
صددرصد. نظارت حلقه مفقوده ورزش ایران است. هر سازمان و تشکیلاتی که فعالیت اقتصادی انجام میدهد باید بر امور آن نظارت داشت و فدراسیونهای ورزشی نیز از این مقوله مستثنی نیستند. درست همان چیزی که ما در ورزشمان نداریم، بهخصوص فوتبال، چراکه وقتی نظارت نباشد اتفاقاتی که تصورش را هم نمیتوان کرد رخ خواهد داد.
در فدراسیونی که هیچ نظارتی بر آن نیست و رئیس به عنوان اصلیترین مرجع تخلف شناخته میشود، چه چیزی میتواند مانع باشد؟
بناست به چنین اتفاقات اقتصادی در فدراسیون فوتبال رخ داده رسیدگی شود، قبل از هر چیز باید به خزانهدار یا ذیحساب رجوع شود. این ذیحساب است که وقتی میبیند هیچ اصول و مستنداتی در خصوص پرداختیها نیست باید ممانعت کند. پرداختهای اینچنینی باید توسط هیئت رئیسه تأیید و توسط آن مصوب شود، اما حتی اگر مصوبات هیئت رئیسه نیز خارج از منطق و اصول باشد، ذیحساب میتواند برابر آن ایستادگی کند. یعنی قرار نیست تمام مصوبات هیئت رئیسه نیز قانونی نباشد. پس ذیحساب باید قبل از هر چیز به رئیس فدراسیون تذکر دهد، اگر افاقه نکرد باید مراتب را به هیئت رئیسه منتقل کند، اگر هیئت رئیسه نیز توجهی نکرد، وظیفه دارد به مراجع دیگر به خصوص دستگاههای نظارتی گزارش دهد.
ممانعت از اعمال دستورات رئیس فدراسیون و هیئت رئیسه به برکناری ذیحساب نمیانجامد؟
ذیحساب وامدار هیچکس نیست. این اقتضای شغل اوست، مگر آنکه تطمیع شده باشد. ممانعت از پرداخت هزینههای غیرمتعارف اگر به برکناری او بینجامد، میتواند افشاگری کند. میتواند افشاگری و شفافسازی کند. بگوید به این دلیل که برابر بیقانونی مقاومت کردهام، مرا کنار گذاشتهاند. خیلی راحت میتواند مدارک و مستنداتش را در اختیار نهادهای نظارتی قرار دهد و مانع بروز تخلفات اینچنینی شود، وگرنه یک چنین روزی باید پاسخگو باشد.
گفتید هیئت رئیسه یکی از مراجعی است که ذیحساب میتواند تخلفات را به آن گزارش کند. بعد از هیئت رئیسه این گزارشات میتواند در اختیار چه مراجع یا ارگانهایی قرار گیرد، خصوصاً اگر هیئت رئیسه خود نیز تخلفاتی داشته باشد.
کمیته اخلاق و دیوان محاسبات با توجه به اینکه بخشی از درآمدهای فوتبال از سوی دولت تأمین میشود، گزارش تخلفات را میتوان حتی به بازرسی کل کشور و البته وزارت ورزش نیز منتقل کرد، چراکه ذیحساب بهطور مستقیم با بخش مالی وزارت ورزش در ارتباط است و باید گزارش هرگونه تخلفی را ارائه دهد، نه آنکه سکوت کند تا روزی که موضوع رو شود.
البته پای اکثر فاکتورها ایرادهای قانونی آن قید شده است. برای نمونه در خصوص اعزام افرادی که به عنوان مشاور رسانهای تیم ملی را در سفرهای مختلف همراهی کردند، قید شده این افراد فاقد مجوز شورای برونمرزی، وزارت ورزش و مصوبه هیئت رئیسه بودند و فاکتور مربوط به هتل، ویزا و بلیت هواپیما، پرداختیها با وجود قید عدم ارائه مستندات به امور مالی انجام شده است.
این خودش تخلف است. جایی هم شنیدهایم ذیحساب گفته این موارد را به رئیس فدراسیون تذکر داده است، اما عزیزیخادم گفته به تعهد من پرداخت و انجام شود. اینها نافی مسئولیت ذیحساب نیست و نمیتواند او را تبرئه کند. باید در خصوص این موارد گزارش شود که رئیس فدراسیون با وجود تذکر ذیحساب تصمیمگیری کرده است، مگر میشود بدون ارائه مستندات پرداختی انجام شود.
علاوه بر پرداختیهای عجیب و غریب به نفراتی تحت عنوان مشاور رسانهای که ضمن دریافت پول توجیبی به یورو و تنخواههایی که هیچ مستنداتی برای خرج آن ارائه نشده و پاداشهای پرداختی به این افراد، شاهد در نظر گرفتن ارقام قابل توجهی برای سرپرست و مربی تیم هم بودهایم، به گونهای که حرف از ماهی ۳۵ میلیون برای خورشیدی (سرپرست قبلی)، ۱۰۰ میلیون برای کریم باقری (مربی) و استیلی (سرپرست فعلی) هستیم. آیا این ارقام خصوصاً با شرایط اقتصادی امروز جامعه متعارف است؟
پرداختیها باید متر و معیار داشته باشد، یعنی شما دلیل و منطق داشته باشید برای مصوب کردن پرداختیها در هیئت رئیسه. باید مشخص شود فلان مربی یا مثلاً سرپرست چرا و به چه دلیل باید این ارقام را دریافت کنند. چرا باید یک خبرنگار ۱۲۵ میلیون تحت عناوین مختلف دریافت کند. افراد اگر قرار است به عنوان مشاور یا تحت هر عنوان دیگری در فدراسیون مشغول باشند باید هزینههای پرداختی به آنها متر و معیار داشته باشد، حتی اگر احیاناً پاداشی برای هیئت رئیسه نیز در نظر گرفته شده در صورت غیرعرف و غیرمنطقی بودن، ذیحساب باید تذکر میداد و اگر کسی توجه نمیکرد، موضوع را به دستگاههای نظارتی ارجاع میداد، چراکه شاید رئیس برکنار شده مدعی شود من براساس مصوبات هیئت رئیسه پرداختها را انجام دادهام، اما این دلیل نمیشود.
یعنی حتی مصوبات هیئت رئیسه نیز نمیتواند تضمین چنین پرداختیهایی باشد؟
هر مصوبهای وجاهت قانونی ندارد. شاید هیئت رئیسه تصمیم به فروش تمام اموال فدراسیون بگیرد. هیئت رئیسه نیز تا یک جایی اختیارات دارد. خوب است هیئت رئیسه نیز وقتی مشغول به کار میشود، اساسنامه فدراسیون و اختیارات خود را مطالعه کند تا بداند حیطه وظایفش تا کجاست. هر چیزی را که هیئت رئیسه مصوب کرد، قانونی نیست. شما در شرکتهای اقتصادی هم میبینید هیئت رئیسه یک وظایفی دارد، هیئت مدیره وظایفی دیگر که این خودش قابل پیگرد است و تضامنی ایجاد میکند. پس باید هرگونه وجهی که در طول یکسال ریاست رئیس برکنار شده رد و بدل شده، شفافسازی و توسط نهادهای نظارتی بررسی شود که آیا براساس قانون و عرف بوده یا نه.
نقش مجمع در این میان چه میشود؟
بعد از شفافسازیهای ذیحساب (البته در وقتش، نه بعد از آنکه کار از کار گذشت) براساس اساسنامه فدراسیون فوتبال یک تعداد خاصی میتوانند درخواست مجمع عمومی فوقالعاده بدهند و این موضوع را مورد بررسی قرار دهند، اما این به معنای سلب مسئولیت از هیئت رئیسه نیست. در هر صورت هیئت رئیسه، مسئول هر اتفاقی است که رخ داده و اگر هیئت رئیسه در نظارت خود کوتاهی کرده باید پاسخگو باشد، چراکه هیئت رئیسه همانطور که مصوباتی دارد باید به اندازه همان مصوبات نظارت هم داشته باشد و اگر کوتاهی و اغماضی در ماجرا داشته باشد باید پاسخگو باشد.