
زهرا صادقیان
انگار همین دیروز بود جناب عزیزمحمدی شمشیرش را از رو بست و چند تایی از مربیان و بازیکنان متخلف را قلع و قمع کرد. رئیس سازمان لیگ در همان روزهای آغازین لیگ نهم با قاطعیت از اجرای منشور اخلاقی سخن گفت و اعلام کرد که این بازیکنان و مربیان منشوری تا یک سال اجازه نفس کشیدن هم نخواهند داشت چه رسد به فعالیت فوتبالی، اما هیچ کدام از این متخلفان محترم برای حرف جناب عزیزمحمدی تره هم خرد نکردند.
دو بازیکن سرخابی محروم یعنی عمرانزاده و نیکبخت هر روز در مصاحبههایشان وعده بازگشت به لیگ را میدادند، مربیان تبعید شده به لیگ یک (فیروز کریمی و میثاقیان) هر روز با مصاحبهها وحرکاتشان منشور اخلاقی رئیس سازمان لیگ را زیر سؤال بردند. در این بین یکی از «ف.ک»های محترم واقعاً محروم بود و هیچ تیمی نداشت و البته صدایش هم درنمیامد. تا اینکه ابومسلم تصمیم گرفت امکان هدایت تیمش را به همین آقای محروم، یعنی جناب فرهاد کاظمی ملقب به دایی فرهاد بسپارد. با آمدن فرهاد کاظمی جنگ رسانهای بین عزیزمحمدی از یکسو و کاظمی و مسؤولان سازمان لیگ آغاز شد. جرقه این درگیری بعد از بازی پرسپولیس- ابومسلم زده شد.
دایی فرهاد که کارت مربیگری نداشت نتوانست روی نیمکت بنشیند و مجبور شد از جایگاه باخت تیمش را به نظاره بنشیند. در پایان بازی کاظمی نتوانست جلوی خودش را بگیرد و به عنوان سرمربی در کنفرانس مطبوعاتی حاضر شد و بعد از این ماجرا، محمدی بالافاصله علیه کاظمی موضع گرفت و گفت: برای سرمربی ابومسلم کارت مربیگری صادر نمیکنم. کاظمی باید مدارکش را تکمیل کند و البته تست اعتیاد هم بدهد؟! کاظمی هم از این شرایط سفت و سخت رئیس سازمان لیگ به شدت عصبانی شد و گفت: من بچه جوادیهام و از سرزمین پابرهنهها به این فوتبال آمدهام و زیر بار این حرفها هم نمیروم. مثل اینکه این روزها محلههای جنوبی پایتخت اهمیت زیادی در فوتبال ایران پیدا کرده اون از حاجیمایلی و قلعهنویی که بر سر بچهپایین شهر بودن با هم دعوا دارند این هم از دایی فرهاد که شجاعتش را به محله جوادیه نسبت داده. حالا باید منتظر ماند و دید که عزیزمحمدی بچه کدام محله است و در این جدال محلهای و زورآزمایی جغرافیایی، زور عزیزمحمدی به فرهاد کاظمی و باشگاه ابومسلم میرسد یا نه. اگر کاظمی بتواند کارت مربیگریاش را هم با همین جار و جنجالها بگیرد آن وقت باید رسماً فاتحه منشور اخلاقی را خواند.