
ترافیک یکی از آن دردهایی است که هر از چند گاهی می گیرد و درد می آزارد و گاهی ول میکند. ولی مرضی است که همیشه قلب تهران را مورد آزار قرار می دهد و به آن گوشزد میکند که در حال انفجارم.
مسؤولان نیز هرگاه این درد به سراغشان میآید، دست در جیبشان میکنند و طرحی از آن خارج می نمایند تا با این کار بگویند که ما هم به فکر تهرانیم و می خواهیم ترافیک را ساماندهی کنیم.
چند سال پیش که این درد همچون یک زلزله چند ده ریشتری تهران را به لرزه در آورد، مسؤولان شهری به این فکر افتادند تا شهر را محدوده بندی کنند و با اجرای طرحی به نام طرح ترافیک قلب شهر را از هجوم خودروها در امان دارند، بدون اینکه توجهی به این موضوع داشته باشند که اگر میخواهیم ترافیک را کم کنیم و مردم را تشویق به استفاده از وسایل عمومی. باید اتوبوسهای بیشتری را به کالبد ارتباطی شهر تزریق کرد. به هر صورت این طرح به اجرا در آمد بدون توجه به بایدها و نبایدها.
وقتی کارشناسان دیدند این طرح حتی در پس آرمهای طرح ترافیک قابلیت چندانی برای کنترل ترافیک ندارد و بسیاری از افراد لاییکشی از سوراخ سنبه را یاد گرفتهاند دست به دامن پلاکها شدند تا شاید پلاک هایی که با عنوان لیزری به ماشینها چسبیده حدود را برای اتومبیلها تنگتر کند و با بازی زوج و فرد هم در مصرف سوخت صرفه جویی شود و هم ترافیک و هم آلودگی هوا فروکش کند.
مثل طرح اول پلاک های زوج و فرد نیز راه به جایی نبرند تا علت به گردن تولید انبوه خودرو انداخته شود.
طرح پشت طرح و ایده پشت ایده در اتاق مسؤولان مرتبط با ترافیک از جمله دولت، شهرداری و پلیس راهور ارائه شد، ولی کار به جایی نرسید تا شهر از هجوم ملخها ( اتومبیلها) در امان بماند.
ترافیک شهر کم بود که آغاز سال تحصیلی قوز بالا قوز شد تا در دومین ماه باز هم مسؤولان را مجبور کرد تا دست در جیبشان کنند و طرحی نو در اندازند؛ طرحی که با بایدها و نبایدهای بسیاری دست به گریبان است.
تغییر ساعت کار ادارات طرحی است که از سوی شورای عالی ترافیک به تصویب رسید تا شاید با اجرایش که یک ماه به تعویق افتاد در آذر ماه کمر ترافیک را بشکند.
مطابق این طرح کارمندان، نظامیان، کارگران، دانش آموزان و دانشجویان در ساعات مختلف صبح از خانه خارج می شوند و ساعت بازگشتشان به منزل هم با یکدیگر تفاوت دارد. بر اساس این مصوبه، ساعت کار مراکز صنعتی و نظامی از 6 تا 6:30 شروع و بین ساعت 13 الی 13:30 برای گروههای نظامی و 14 الی 14:30 برای گروههای صنعتی تمام می شود. ساعت کار بانکها هم از 7 تا 15 و ساعات کار ادارات دولتی 7:30 تا 15:30 است. ساعات آغاز به کار مدارس و دانشگاهها 8 تا 8:30 و پایان آن هم 13 تا 15 خواهد بود. همچنین ساعت کار صنوف و بازاریان هم از ساعت 9:30 تا 16 تعیین شده است.
من زودتر برم یا تو؟
باید به این نکته توجه داشت که در شهر تهران خانوادههایی وجود دارند که زوجین شاغل بوده و به کار بیرون از منزل اشتغال دارند. از قضا این خانواده سرپرست فرزندانی هستند که باید کودک خود را به مدرسه یا مهد ببرند. اولین مشکلی که برای این دست از خانوادهها به وجود میآید این است که وقتی ما برای کار میرویم بچهها چه میشوند؟، سرویس دنبالشان میآید؟ در را قفل میکنند؟ ندزدنشون؟ و هزار سوال دیگر اما باز شورای عالی ترافیک برای این مشکل جیبی از قبل دوخته بود تا برای مواجه با این چنین مشکلی دست در جیبش کند و باز طرحی نو در اندازد. در این طرح آمده خانوادههایی که با این درد سر رو به رو هستند یکی از اعضا میتواند یک ساعت مرخصی بگیرد و دیرتر به محل کارش مراجعه کند تا از این طریق خانواده دیگر مشکل چه کنم و چه شد را نداشته باشد.
اما نکته اینجاست کسی که ساعت کاریاش ساعت 6 الی 6:30 شروع میگردد حداقل باید ساعت 5 الی 5:30 از خانه خارج شود تا به موقع به محل کار برسد حال اگر فرد بخواهد یک ساعت مرخصی بگیرد باز کار به جایی نمی برد چرا که کودک حداکثر ساعت 8 باید از خانه خارج شود. اگر فرض کنیم دو ساعت مرخصی داده شود و 8 ساعت کاری فرد به شش ساعت تقلیل یابد باز 45 دقیقه کسری وجود دارد و باز این دل پدر و مادر هستند که قلبشان میتپد که ای وای فرزندم چه میشود؟
اگر از این موضوع نیز بگذریم خواهیم دید که این طرح یک مشکل بر مشکلات خانوادگی می افزاید به این نحو که تا دیروز دعوا بر سر چرا به خواهرت زنگ زدی به من زنگ نزدی؟ تو مادرتو بیشتر از من دوست داری و. . . افزوده میشود که کی زودتر و کی دیرتر برود.
مدرسه چه کارست؟ زودتر واکنه
در حالی که این طرح پیشاروی اجرایش علامت سؤالهای بسیاری را می بیند بعضی از مسؤولان رسانهای مبادرت به ارائه راهکار نمودند تا از این طریق ذهن خانوادهها مشغول نگردد و پدر و مادر با خیال راحت به سر کار بروند. راهکار ارائه شده به این نحو است که مدارس درهای خود را زودتر از موعود به روی دانش آموزان باز کنند تا خانوادهها بتوانند کودک را به مدرسه بسپارند تا شاید آنها در حیاط مدرسه به بازی مشغول شوند و اگر ته دلشان یادی از درس کرد کتابهایشان را باز کنند و بوی تازگی را از آن بزدایند.
آیا این راهکار می تواند گزینهای مناسب باشد تا از این طریق دلواپسیها را به حداقل رساند؟
به قطع یقین خیر چرا که در فصل سرما همه به دنبال پیدا کردن فضایی گرم برای کودکانشان هستند تا خدای ناکرده مریض نشوند. پس چگونه میتوانند آنها را یک و نیم الی دو ساعت زودتر به حیاط یخ بسته مدرسه بسپارند؟
بهتر است اجرا شود بعد نظر دهیم
حمید فرجی یکی از نقشه برداران شرکت توانیر است. او اجرای صحیح این طرح را راهکاری مناسب برای عبور از مشکلات ترافیک میداند و میگوید: ما کارمندها علاقه زیادی به اضافه کاری داریم وقتی ساعت کاری ما از ساعت 17 به 15:30 تغییر کرده پس زمان را مناسب میبینیم تا اضافه کار کنیم. مطمئنا این دید در بین بسیاری از کارمندان وجود دارد پس اگر بخواهیم یک نگاه کلی به ماجرا داشته باشیم خواهیم فهمید که باز هم ترافیک با مشکل مواجه است و ما فقط ساعات کار را اضافه کردهایم که معلوم نیست این ساعت کاری چه میزان بازدهی دارد و چه میزان افراد در این ساعت توان کار دارند. به هر حال باید منتظر بود و دید که طرح چگونه اجرا میشود و بعد برایش تصمیم نهایی را گرفت.
از کی آمار گرفتند؟
مصطفی جعفری، کارمند بانک سپه وقتی با این موضوع رو به رو شد که 74 درصد از مردم با طرح تغییر ساعات ادارات موافقت کردهاند میگوید: «از کی آمار گرفتن؟ از من؟، از شما؟ از دوستانمان؟ من از هر کس پرسیدم از آمارگیری خبر نداشت. حتی از مشتریهای بانک هم پرسیدم بازم چیزی به دست نیاوردم که چه کسانی در آمارگیری شرکت کردند.
او می افزاید: به هر حال این طرح به تصویب رسیده و ما هم باید در اجرای صحیح آن کمک کنیم چون خواستههای شهری بسیار ارزشمندتر از خواستههای فردی است. امیدوارم با اجرای صحیح این طرح زخمهای شهر ترمیم شود نه اینکه با اجرای ناصحیح و بدون کارشناسی زخم تازهای به جسم ضعیف شده تهران وارد شود.
تهران با جمعیتی لبریز
هادی ترابی، دانشجوی جغرافیای شهری و خبرنگار خبرگزاری شبستان نیز می گوید: ظرفیت شهر تهران به علت حضور گسترده جمعیت و تولید انبوه خودرو پر شده و اگر بخواهیم با ظرافت بیشتری به این شهر نگاه کنیم جمعیت آن لبریز شده است. پس نمی توان توقع داشت که خیابانهای شهر پاسخگوی این سیل جمعیتی باشد. حال با توجه به این مقوله طرحها باید با ظرافت بیشتری اجرا شوند و تمام ابعاد موضوع از جمله مسائل خانوادگی و تاثیرات آن مد نظر قرار گیرد تا در کنار یک طرح شهری یک مشکل اجتماعی پدیدار شود.
این طرح قابل اجرا نیست
محمد افشار یکی از بازاریان چراغ برق است، او میگوید: به نظر من با اجرای این دست از پروژهها کار به جایی نمیرسد چرا که ظرفیت تهران اشباع شده و دیگر خیابانهای این شهر توانایی پاسخگویی به سیل این همه خودرو را ندارد. ما به جای اینکه بیاییم ساعت خواب مردم را عوض کنیم و درصد بالایی از کارایی را از آنها بگیریم باید طرح را در ساخت خیابانها و اتوبانهای دو طبقه متمرکز کنیم تا به شهر جان دوباره بدهیم.
با حرکات ضربتی مثل این طرح کار به جایی نمیتوان برد و فقط مشکل روی مشکل انباشته میشود و مردم بیشتر از قبل درهم گره میخورند. به هر حال این طرح نه دست من است نه دست شما، پس بهتر است منتظر باشیم و ببینیم چه پیش خواهد آمد.
امیدوارم کاستیها اینقدر زیاد نباشد که این بار به جای ساعت 9:30 ساعت 10، 11 یا 12 سرکار بیاییم و کاملاً نان خوردن را تعطیل کنیم.
به هر حال ابتدای آذر شروع این طرح به حساب می آید و باید یک ماه به طور آزمایشی آن را مورد تحلیل قرار داد تا مشخص شود که آیا قابلیت اجرا دارد یا خیر.
ضروری به نظر می رسد که در کنار اجرای طرح تغییر ساعت کار ادارات فعالیت های گسترده فرهنگسازی برای استفاده از وسایل عمومی و بالا بردن ظرفیت شرکت اتوبوس واحد و مترو لحاظ شود تا از این طریق شاهد انجام یک حرکت تمام عیار باشیم.