بیتردید هیچ لحظهای شکوهمندتر از تماشای ورزشکار ایرانی بر سکوهای نخست جهانی نیست. یک سر و گردن بالاتر ایستادن از سایرین، کسب مدالهای خوشرنگ و به اهتزاز درآوردن پرچم پرافتخار ایران بر فراز دنیا که بیشک موفقیتی لذتبخش است، از به تصویر کشیدهشدن توانمندیهای ورزش ایران. موفقیتهایی که گاه به قدری شکوهمند است که نه از حافظه تاریخ پاک میشود و نه گرد فراموشی بر آن مینشیند. موفقیتهای شکوهمند بسیاری، چون هتتریک زهرا نعمتی در کسب طلای پارالمپیک، رکوردهای به جا مانده از رضازاده، پهلوانیهای ماندگار تختی، گلزنی استیلی و کیا به امریکا و دهها و صدها موفقیت فراموشنشدنی که مرور خاطرات آن نیز حلاوتی شیرین در پی دارد. شیرینی فراموشنشدنی که میتواند ماندگار باشد نه مقطعی، اگر برنامهای اصولی پشتوانه آن باشد؛ برنامهای که در اکثر مواقع جای خالی آن به شکلی نگرانکننده در ورزش کشور توی ذوق میزند.
لازمه تداوم موفقیت، نه شعار که برنامهریزی اصولی و پیشبرد برنامهای حساب شده است؛ همان مسئله نگرانکنندهای که بعد از رقابتهای قهرمانی جهان که تلنگری جدی بود برای کمانداران پارالمپیکی، از سوی مجید کهتری، سرمربی تیم ملی پاراتیروکمان ایران گوشزد شد. نگرانی و دغدغهای که البته مختص تیم ملی پاراتیروکمان ایران نیست و نمونه آن را میتوان در بسیاری از رشتههای ورزشی ایران که روزگاری موفق را سپری میکنند به وضوح دید.
آنچه امروز سرمربی تیم ملی پاراتیروکمان ایران تحت عنوان ساخته نشدن جانشینی برای زهرا نعمتی فریاد میزند، واقعیت تلخی است که ورزش ایران چندان با آن بیگانه و غریبه نیست. این همان داستانی است که تیم ملی فوتبال ایران سالها پیش و بعد از پایان دوران علی دایی در تیم ملی فوتبال تجربه کرد؛ اتفاقی مشابه آنچه در بسیاری از رشتههای ورزشی تکرار و تکرار شده و نتیجه بیتوجهی به پشتوانهسازی در ورزش ایران است؛ مسئلهای که البته بارها و بارها توسط مربیان گوشزد شده، اما با وجود تأکیدهای بسیار، کمتر به آن بها داده شده است! حال آنکه تجربه نشان داده ایران مملو از استعدادهای ناب ورزشی است که نیازمند توجه برای شکوفایی هستند، با وجود این، اما یکی از معضلات در این زمینه عدمپشتوانهسازی و توجه به مقوله جایگزینی است که باعث میشود با وجود کسب افتخارات فراوان، بعد از پایان دوره قهرمانان در رشتههای مختلف ورزشی، شاهد خلأیی باشیم که به شدت توی ذوق میزند، درست مانند آنچه کهتری در خصوص عدمپشتوانهسازی در پاراتیروکمان میگوید و روزهایی که این رشته ورزشی باید شاهد خداحافظی بانوی افتخارآفرینی باشد که اگر چه سه طلای پارالمپیک را برای ایران به ارمغان آورده و علاوه بر کسب سهمیه پارالمپیک، جواز حضور در المپیک را هم کسب کرده، اما آنچه مسلم است اینکه این رشته همواره تکیهاش به زهرا نعمتی بوده و کمتر به فکر جایگزینی برای او بوده است! مسئلهای که باعث خالی بودن مشهود جای او در تیروکمان پارالمپیک دنیا بعد از آنکه نعمتی کمانش را آویزان کرد، میشود! درست مشابه آنچه سالها بعد از خداحافظی دایی در تیم ملی شاهد بودیم.
ورزش ایران در برخی عرصهها سرآمد است و نگاهها را به خود خیره میکند، اما خوابیدن در باد قهرمانیها و بیتوجهی به پشتوانهسازی برای تداوم آن باعث میشود هرازچندگاهی با غروب کردن ستارههای درخشان ورزشی، خلأیی گزنده را شاهد باشیم! حال آنکه گام برداشتن در مسیر پشتوانهسازی همزمان با لذت بردن از موفقیتهای مختلف میتواند افقی روشن و آیندهای پربار را برای ورزش کشور به دنبال داشته باشد؛ مقوله مهمی که نیازمند توجه، برنامهریزی و صد البته دلسوزی است نه حرف و شعاری که عاقبتش حسرت است و...