اصلاحطلبان همواره به سوی غرب غش کردهاند. در ماجرای جنگ روسیه و اوکراین که غربیها منافعشان ایجاب میکند علیه روسیه اقدام کنند و ایران نیز در این زمینه طرف بیطرف است و طرفین را به سمت صلح دعوت میکند، اصلاحطلبان نشان دادهاند بیطرف نیستند و همواره رو به سوی منافع غرب چرخیدهاند. این جریان سیاسی حتی در تحلیلهای خود نیز به گونهای عمل میکند که طرفداری از غرب را سرلوحه کار خود قرار داده است. یکی از تحلیلهای قابل تأمل که این جریان سیاسی مطرح میکند این است که حمله روسیه به اوکراین درواقع یک تله امریکایی بوده است و درآن بایدن و ناتو به گونهای عمل و روسیه را تحریک کنند که این کشور را به باتلاق اوکراین بیندازند و تضعیف کنند.
از سوی دیگر امریکا به طور غیرمستقیم با تحریمهای گسترده اقتصادی روسیه را به بهانه حمله به اوکراین تضعیف میکند. هر چند کارشناسان مطرح میکنند که همین تحریمها روسیه را بیشتر مصمم میکند جنگ را در اوکراین ادامه دهد چراکه چیزی برای از دست دادن ندارد و اگر آتشبس نیز در اوکراین صورت گیرد، تحریمهای امریکا علیه روسیه لغو نمیشود و اتمام جنگ از سوی روسیه یک شکست دوسویه خواهد بود، با این حال اصلاحطلبان در یک تحلیل قابل توجه امریکا را دست برتر این جنگ معرفی میکنند. اگر این تحلیل را درست بدانیم معنای اصلی آن این است که امریکا مردم اوکراین را قربانی منافع خود کرده و دوباره طرحی خونین رقم زده تا خود را که در مدار تضعیف قرار گرفته است، نجات دهد! البته اصلاحطلبان در این حوزه یک کار رسانهای نیز به نفع خود انجام میدهند و سوار بر موج ضدروس خود را طرفدار اوکراین و رقیب سیاسی را طرفدار روسیه عنوان میکنند و از این جهت جالب است که بدانیم اصلاحطلبان نیز ماهی خود را از رودخانه خونین اوکراین صید میکنند و در واقع آنان نیز به نوعی با قربانی شدن مردم اوکراین برای خود وجهه دست و پا میکنند.
در این رابطه سایت جماران با مطرح کردن این سؤال که «آیا پوتین در «تله غرب» افتاده است؟» نوشت: همدردی فزاینده بینالمللی با غیرنظامیان اوکراینی، پوشش شدید رسانههای غربی از آن جنبه بشردوستانه و تصویر روسیه از یک کشور نازی که به دنبال بلعیدن یک کشور دموکراتیک در اروپاست، وجود دارد، این جنبهای است که روسیه نمیتواند با روایت غرب همگام شود، بنابراین همه این عوامل انزوای روسیه را افزایش میدهد و منجر به سقوط پوتین در «تله غربی» در خاک اوکراین میشود که هدف آن تخلیه روسیه است.
روزنامه اصلاحطلب ستاره صبح نیز نوشت: همانطور که غربیها در سال ۱۹۹۱ توانستند اتحاد جماهیر شوروی - ابرقدرت دوم جهان- را از جغرافیای جهان حذف کنند، چهبسا اکنونکه پوتین در تله غرب افتاده است، بتوانند او را نیز حذف کنند.
جماران در مطلب دیگری در همین رابطه نوشت: روسیه خطا کرد! در یک جمله: غرب نمیتواند دندان این خرس سیبری را بکشد، اما خرس را مجبور کرد طعمه گوشتتلخ و چغری را به دندان بگیرد تا یا مجبور شود سریع آن را رها کند یا ناگزیر شود سالها آن را در آروارهاش بفشارد و بدینسان دندانش از ریشه سست شود. آدم عاقل با خرس سرشاخ نمیشود، آن را در تله میاندازد.
آنچه از این تحلیلها به خوبی دریافت میشود، قربانی شدن مردم اوکراین برای منافع غرب است. جالب این است که اصلاحطلبان که همنوا با غرب از مظلومیت مردم اوکراین سخن میگویند و دیگران را متهم میسازند که چرا به داد مردم اوکراین نمیرسند و با امریکا و اصلاحطلبان علیه روسیه در یک جنگ روانی همنوا نمیشوند، خود اوکراین را به عنوان یک تله و طعمه برای روسیه قلمداد میکنند. آنچه در این میان باید مورد توجه قرار داد، بیارزشی و ابزاری بودن مسائل انسانی و حقوق بشر برای غرب و حامیان آنان است که در ماجرای اوکراین و تحلیلهای اصلاحطلبان از این موضوع به خوبی میتوان آن را دریافت کرد. در واقع اصلاحطلبان برای اوکراین اشک تمساح میریزند و دوستی آنان با مردم این کشور یک دوستی خاله خرسه است.
به گزارش جهاننیوز، اصلاحطلبان در سیاست خارجی راههایی را انتخاب میکنند که نه تنها منافع ایران را تأمین نمیکند بلکه باعث میشود کشورمان بیشتر در تنگنا قرار گیرد، با این حال اینکه عنوان میشود ایران باید از اوکراین حمایت کند، نمیتواند برای اوکراین جنگزده مفید باشد. در این حوزه آنچه ایران انتخاب کرده جانب بیطرفی و برقراری صلح است، اما اروپا و غرب تنها به اوکراین به مثابه ابزاری برای رسیدن به مقاصد کاملاً امپریالیستی خود نگاه میکنند؛ موضوعی که باعث شد اوکراین به تله امریکا بیفتد و آتش جنگ در این کشور روشن شود و حالا غربیها نه تنها کمکی به اوکراین نمیکنند بلکه تنها در حال تحریم روسیه و ضربه زدن به این کشور هستند و همین امر باعث میشود روسیه برای عدمشکست در دو حوزه جنگ نظامی و اقتصادی اوکراین را رها نکند.