برگزاری مجمع انتخاباتی فدراسیون تیراندازی خبر امیدوارکنندهای برای ورزش است. فدراسیونها وقتی رئیس دارند چنان اسیر حاشیه و مشکلات جانبی میشوند که دیگر نمیتوان آنها را نجات داد، وای به حال فدراسیونی که چند ماه با سرپرست اداره شده و رئیس قبلی نیز صلاحیتش احراز نشده است. اینجاست که بحث بلاتکلیفی رشتهها به خاطر برگزار نشدن مجامع انتخاباتی یا حتی عدم اجرای صحیح قانون و معرفی سرپرست مطرح میشود، دردی که درمان دارد، ولی وزارت ورزش به آن بیتوجه است!
رشته مدالآور تیراندازی با درخشش جواد فروغی در توکیو حسابی در کانون توجهات قرار گرفت، نگاهها به این رشته تغییر کرد و مردم هم به تیراندازی روی خوش نشان دادند، ولی خزان تیراندازی از اواسط پاییز و زودتر از آنچه انتظار میرفت آغاز شد؛ اتمام دوران مدیریت علی دادگر و سپرده شدن مدیریت فدراسیون به سرپرست، تازه شروع حاشیه بود. ثبتنام از نامزدها انجام شد، ولی رئیس پیشین صلاحیتش تأیید نشد. همین مسئله برای به تعویق افتادن انتخابات کافی بود. البته تلاشهای او هرگز به نتیجه نرسید، ولی بهای تأخیر بدون دلیل در برگزاری انتخابات را ورزشکاران این رشته میپردازند. در ورزش ما، مدیران عاشق صندلی و میز خود هستند و برای حفظ آن هر کاری میکنند و برخلاف ادعاهایشان آینده رشته و تیمهای ملی نیز اهمیتی ندارد. حضور در مجمع و گرفتن آرا لازم، آن هم با شیوههای غیرقانونی و غیراخلاقی مرسوم، اصلیترین هدف این آقایان است. هیچ توضیح قابل قبولی در مورد تعویق انتخابات داده نشده، ولی خانواده تیراندازی خوشحال است از اینکه امروز قال قضیه کنده میشود.
داستان بلاتکلیفیها به تیراندازی خلاصه نمیشود و بسکتبال وضعیتی به مراتب بدتر دارد. وزارت ورزش سه تاریخ مختلف برای مجمع انتخاباتی این رشته تعیین کرده بود، ولی در کمال تعجب هر سه بار خبر لغو انتخابات منتشر شد. آخرین بار پای اومیکرون را هم وسط کشیدند تا به خیال خود حواس افکار عمومی و اهالی بسکتبال از اتفاقات پشت پرده منحرف شود، اما خودشان هم میدانند هیچ یک از فعالان این رشته و دوستداران بسکتبال دلیل مطرح شده را باور نکردند. آینده رشته المپیکی و دانشگاهی بسکتبال گره خورده به ردصلاحیت یک نامزد خاص و بعد از لغو سه باره انتخابات، آقایان به فکر ثبتنام دوباره و وارد کردن یک گزینه دیگر به این کارزار افتادهاند. انگار نه انگار انتخابی جامجهانی، کاپ آسیا و بازیهای آسیایی در پیش است.
به نظر میرسد علاوه بر برگزاری مجمع، انتخاب سرپرست هم یک کار طاقتفرسا محسوب میشود. وزنهبرداری دیگر رشته المپیکی و مدالآوری است که آیندهاش را به بازی گرفتهاند. حکم بازنشستگی علی مرادی آمد و او موقتاً رفت، ولی گویا وزارت میدانست که رئیس بازنشسته دوباره برمیگردد و به همین خاطر سرپرست جدید را هنوز بعد از نزدیک به دو ماه معرفی نکرده است. مرادی به فدراسیون برگشته و میگوید مشکل بازنشستگی ندارد، ولی هیچ مرجعی از جمله وزارت ورزش آن را تأیید یا رد نمیکند!
اینها شرح مختصری بود از احوالات رشتهها و تیمهایی که به خاطر نداشتن رئیس روزها، هفتهها و ماهها را با ابهام، نگرانی و ناامیدی سپری میکنند. برای هیچکس مهم نیست ملیپوشان چه رقابتهای حساسی پیشرو دارند و علاوه بر کمبودهای مالی، سختافزاری و تمرینی، باید با استرس و فشار روحی با بلاتکلیفی نیز کنار بیایند. چند هفته به رویدادهای مهم مانده، مدیران ارشد یاد تیمهای مدالآور میافتند و با بازدید از اردوها آلبوم عکسشان را تکمیل میکنند. اگر مدال و افتخاری به ارمغان بیاید آنها را به پای مدیریت خود مینویسند و در صورت ناکامی و شکست احتمالی نیز تمام کاسهوکوزهها را سر بازیکن و مربی میشکنند، درحالیکه خودشان میدانند روی هوا بودن ریاست یک فدراسیون تا چه اندازه میتواند روی نتایج رشتههای مربوطه تأثیرگذار باشد، ولی همین که گزینه مورد نظر رئیس شود برایشان کافی است. امروز که تیراندازی رئیس جدیدش را میشناسد، ولی سؤال اینجاست که تکلیف بسکتبال چه زمانی روشن خواهد شد و چرا وزارت ورزش تا این اندازه برای اعلام نفرات تأیید صلاحیت شده مقاومت میکند! چوب در برزخ نگه داشتن رشتههای مدالآور را در تورنمنتهای آتی از جمله بازیهای آسیایی خواهیم خورد.