«سر نخواستنش دعواست»، این دیالوگ معروف بهخوبی شرایط این روزهای عزیزیخادم را نشان میدهد. انتظارها به پایان رسید و امروز را باید در تاریخ فوتبال ایران ثبت کرد؛ جلسه فوقالعاده هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال برای عزل رئیس تا رودررو به شهابالدین عزیزیخادم بگویند به آخر خط رسیده و قبل از یک سالگی ریاستش باید میز و صندلیاش را تحویل بدهد. «سر نخواستنش دعواست»، این دیالوگ معروف بهخوبی شرایط این روزهای عزیزیخادم را نشان میدهد. انتظارها به پایان رسید و امروز را باید در تاریخ فوتبال ایران ثبت کرد؛ جلسه فوقالعاده هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال برای عزل رئیس تا رودررو به شهابالدین عزیزیخادم بگویند به آخر خط رسیده و قبل از یک سالگی ریاستش باید میز و صندلیاش را تحویل بدهد.
تحرکات علنی و غیرعلنی رئیس و شرکا به جایی نرسید و طبق وعده اعضای هیئت رئیسه در نشست فوقالعاده خود عزل موقت و قانونی عزیزیخادم را رسماً اعلام میکنند. اینکه چطور حامیان رئیس فدراسیون بعد از چند ماه به صف مخالفانش پیوستند و برای برکناری زودهنگامش متحد شدهاند، دلایل زیادی دارد، دلایلی که فوتبال کشور را به سمت قهقرا سوق داده است.
تحرکات غیرقانونی و پرحاشیه مدیریت فعلی فدراسیون کاسه صبر همه را لبریز کرد و در نهایت اعضای هیئت رئیسه (مهرداد سراجی، احسان اصولی، بهرام رضاییان، شهره موسوی و میرشاد ماجدی) برای پایان دادن به این وضعیت پیشقدم شدند. محرومیت کذایی سراجی از سوی کمیته اخلاق هم لغو شده و امروز این پنج نفر نماینده فوتبال ایران هستند. البته خوبان عالم برای خنثی کردن این حرکت خودجوش که با حمایت حداکثری روبهرو شده دست به هر کاری زدند، حتی احسان اصولی یکی از اعضای هیئت رئیسه دیروز به دبیرکل نامه زد و نسبت به این مسئله هشدار داد. کامرانیفر هم آب پاکی را روی دست رئیس و شرکا ریخت و خیال همه را راحت کرد: «جلسه هیئت رئیسه به قوت خود باقی است و برگزار میشود. اگر مطلبی در مورد عدم برگزاری نشست منتشر شود صحت ندارد. موضوع عزل عزیزیخادم در اختیار هیئت رئیسه فدراسیون است و من دبیر جلسات هیئت رئیسه هستم و نمیتوانم نظری در این مورد بدهم، اما مطابق بندهای اساسنامه پیش میرویم و اساسنامه ملاک عملکرد فدراسیون فوتبال در تمام بخشهاست.»
برخلاف وعدههای انتخاباتی، عزیزیخادم برای نابودی فوتبال از هیچ کاری فروگذار نبود و یکتنه در صف مقدم قانونگریزی، رمالی، اقدامات خودسرانه و خودبزرگبینی قرار گرفت تا به اهداف خود برسد. از جمله فعالیتهای شائبهبرانگیز او انتخاب دو نایبرئیس غیرقانونی بود؛ حمیدرضا مهرعلی و حیدر بهاروند دوستان مورد وثوق رئیس هستند که به دلایل غیرفوتبالی به فدراسیون عزیزیخادم راه یافتند. کارشناسان، منتقدان و اهالی فوتبال هم هرچه نسبت به این موضوع اعتراض کردند و نسبت به حضور غیرقانونی نایبرئیسان واکنش نشان دادند نتیجهای نگرفتند. علاوه بر این بحث ارتباط فدراسیون با جادوگران و رمالان، نه تنها از سوی رئیس تکذیب نشد، بلکه با به کار بردن واژه «خوبان عالم» سوژه جدیدی به رسانهها داد. اینها تنها بخشی از واقعیتهای رئیس فدراسیونی است که اعضای مجمع ۱۰ اسفند سال گذشته به او رأی اعتماد دادند!
عزیزیخادم با تشکیل یک جلسه آنلاین با رؤسای هیئتهای استانی آخرین جلسهاش را هم به امید تغییر وضعیت موجود برگزار کرد و اتفاقاً ادعاهای خندهدار و بیپایه و اساس زیادی نیز به زبان آورد. او به شکل عجیبی خود را منجی فدراسیون میداند و صعود بیدغدغه به جامجهانی را به پای مدیریت فشل خود مینویسد: «خوشحالیم با عبور از یک فدراسیون بدهکار امروز به یک جایگاه امیدوار و الگوی توسعه ورزش در کشور تبدیل شدهایم. با رفتن به جام جهانی، مبلغی حدود ۴۰۰ میلیارد تومان به حساب فدراسیون واریز و درآمدزایی شده است که بعد از گذر از این تحریمهای ظالمانه این پاداش را برای فوتبال ملی هزینه خواهیم کرد. میتوانستیم مثل خیلیها عمل کنیم و این درآمد را به عنوان دستمزد سرمربیان میلیون دلاری پرداخت کنیم، اما این کار را نکردیم و به همین دلیل فدراسیون از بدهی به ثروت رسیده است.» گویا رئیس و مشاورانش به آلزایمر زودتر از موعد دچار شدهاند، چراکه یادشان نمیآید یکی از شعارهای انتخاباتیشان درآمدزایی ۱۰ میلیون یورویی بود، درحالیکه عزیزیخادم از ابتدای شروع مدیریتش برای کسب بودجه لازم جلوی همه دست نیاز دراز کرد و تا توانست از دولتیها پول گرفت. همان فدراسیون مدعی در تأمین البسه ملیپوشان و داوران نیز عاجز بود! آنها حتی جایزه فیفا برای تیمهای صعودکننده را هم به حساب تواناییهای مدیریتی خود گذاشتهاند و احتمالاً اگر این ادعا به گوش اینفانتینو برسد از خنده رودهبر خواهد شد.
هنوز تکلیف نامه ارسال شده به فیفا مبنی بر تصویب اساسنامه مشخص نشده و عزیزیخادم برای این اقدام غیرقانونی خود توجیهی ندارد. فدراسیون با این کار قصد تحت فشار قرار دادن مجلس شورای اسلامی را داشت، ولی نمیدانست این اقدام عزل رئیس را سرعت میبخشد. عدم شفافیت مالی و مشخص نبودن خرج و مخارج را نیز به انتقادهای وارده اضافه کنید. کسی که قرار بود میلیونها یورو درآمد نصیب فوتبال کند و تحریمها را دور بزند به جای درآمدزایی دست به دامن جادوگری و رمالی شد تا واقعیت قضیه برای همه عیان شود. او حتی حذف سرخابیها از آسیا را نیز به گردن نگرفته و در آخرین ساعات عمر مدیریتیاش به همه هشدار داده فدراسیون فوتبال جای تسویهحسابهای شخصی نیست: «فوتبال اتاقی شیشهای است که در آن به روی همه باز است و میتوانند مواردی که مدنظرشان است را مطرح کنند و ما هم بیلکنت به حول و قوه الهی پاسخگو هستیم.» منظور از اتاق شیشهای احتمالاً همه تحرکات پشتپرده و آسیبزایی است که در این مدت از سوی قدرت حاکم بر فدراسیون انجام شده است.
مخلصکلام اینکه عزیزیخادم دیگر جایی در فدراسیون ندارد و جامعه فوتبال منتظر است تا امروز اتفاقی تاریخی و در جهت کمک به این رشته رقم بخورد. استیضاح قانونی و عزل رئیس فعلی یک گام رو به جلو برای رسیدن به فوتبال حرفهای است و این فرصت باید مغتنم شناخته شود.