کد خبر: 1079087
تاریخ انتشار: ۲۴ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۰:۲۱
دکتر حجت‌الله نوری‌ساری

هر چند حمایت همه‌جانبه و مستمر رژیم امریکا از پهلوی دوم که نقطه آغازین آن با سرنگونی دولت مصدق و اجرای کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ همراه بود، موضوع پنهان و یافته جدیدی نیست، با این حال هنوز برخی اذهان آلوده به تئوری توطئه، به رغم اعتراف مقامات کاخ سفید به تلاش برای حفظ پهلوی و تضعیف نهضت اسلامی مردم ایران، پیروزی انقلاب اسلامی را به خواست امریکایی‌ها نسبت می‌دهند. این گروه بدون توجه به قدرت رهبری معنوی امام خمینی (ره) و نقش برجسته مردم در سرنگونی رژیم، دولت امریکا را قدرت بلامنازع ایران تصور می‌کردند.
به طور مشخص خود محمدرضا پهلوی و بسیاری از اطرافیان وی به این عارضه دچار شده بودند و قدرت‌های غربی را عامل اصلی سرنگونی رژیم تصور می‌کردند، همچنانکه محمدرضا شاه در کتاب خود با عنوان «پاسخ به تاریخ» مدعی می‌شود: «این مبارزه پس از سال ۱۳۵۲ و کوشش من برای فروش نفت به قیمتی عادلانه روزبه‌روز شدت یافت... لحن مطبوعات غربی به تدریج تغییر یافت و مرا مسئول افزایش قیمت نفت و گناهکار اصلی می‌دانستند» (پهلوی، ۱۳۵۸: ۲۳۶).
واقعیت ماجرا آن بود که هر چند در مناسبات دوجانبه رژیم پهلوی و امریکا اختلافات جزئی و گلایه‌هایی نسبت به افزایش قیمت نفت نیز مطرح می‌شد، اما به دلایل متعدد، این موضوع در نگرش و جهت‌گیری کلان واشنگتن در قبال رژیم پهلوی چندان اثرگذار نبود، به طوری که در یکی از اسناد لانه جاسوسی آمده است:
«اگرچه ایران یکی از اولین افزایش‌دهندگان قیمت نفت بوده و وجود ما را در این موضوع فراموش کرده ولی به هر حال ایران مقدار زیادی نفت برای امریکا و متحدانش صادر می‌کند و بیش از ۸ درصد نفت وارداتی ایالات متحده از ایران وارد می‌شود و بیش از ۱۶ درصد نفت ایران برای اروپای غربی و تقریباً ۲۴ درصد برای ژاپن و ۷۰ درصد نفت اسرائیل از ایران تأمین می‌شود. با وجود کشمکش‌های لاینفک در روابط خرید و فروش، ایران برای ما یک منبع نفتی مستقل بوده است. ایران در سال‌های ۷۴- ۱۹۷۳ برخلاف پیمان اعراب در تحریم حمل و نقل نفت به اسرائیل، شرکت نکرده و صدور نفت خود را به این کشور ادامه داده است. رهبران ایران غالباً اظهار داشته‌اند ایران در جنبش‌های سیاسی تحریمی [اسرائیل]شرکت نخواهد کرد» (اسناد لانه جاسوسی امریکا، ۱۳۸۶، ج ۱: ۴۲۶- ۴۲۵).
اینجا این سؤال مطرح می‌شود که چرا به رغم ملاحظات متعدد مقامات امریکا برای حفظ روابط نزدیک با شاه و حفظ رژیم پهلوی، شاه مخلوع ایران تصور می‌نمود حکومتش تنها به خاطر افزایش قیمت نفت با حمایت دولت‌های غربی سرنگون شده است. مؤید این سخن که قیمت نفت نسبت به مؤلفه‌های راهبردی دیگر مدنظر واشنگتن جایگاه بالایی نداشته، گزارش سری وزارت خارجه امریکا در اکتبر ۱۹۷۴ است که با قید «توزیع محدود» به صراحت بیان می‌کند:
«ایران برای امریکا از نظر جغرافیایی و نفت حائز اهمیت است. ایران تحت نظر شاه که امریکا را واجد نقش حیاتی در مساعی خود برای متجدد ساختن کشورش می‌داند... محیط مناسبی برای تعقیب مقاصد امریکا می‌باشد... امریکا از یک موقعیت بسیار ممتاز در ایران برخوردار است و یک همکاری نزدیک و متقابلاً سودمند در مورد طیف وسیعی از موضوعات فرهنگی، نظامی، اقتصادی و سیاسی وجود دارد. به جز نظرات متفاوت قابل توجهی که درباره قیمت و عرضه نفت میان ما وجود دارد، هیچ اختلاف عمده‌ای در روابط ایران و امریکا نیست» (اسناد لانه جاسوسی امریکا، ۱۳۸۶، ج ۱: ۳۹۵).
همچنین در سند دیگری همین رویکرد مورد تأکید قرار گرفته و حتی تصریح شده است تغییر شدید سیستم دولت یا همان انقلاب می‌تواند منافع حیاتی امریکا را تهدید کند. در این سند آمده است: «از مسئله موضع ایران در مورد قیمت نفت گذشته، به نظر نمی‌رسد ایران هیچ گونه موضع‌گیری که زیان جدی به منافع حیاتی ایالات متحده وارد سازد، بنماید، مگر آنکه تغییری شدید در سیستم دولت آن روی دهد» (اسناد لانه جاسوسی امریکا، ۱۳۸۶، ج ۶: ۷۵۲).

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار