کد خبر: 1079065
تاریخ انتشار: ۲۴ بهمن ۱۴۰۰ - ۱۴:۰۸
دنيا حيدري
همه واقعیت را نمی‌توان به تصویر کشید. حتی در عصر رسانه و ارتباطات که به آنی می‌توان از هر اتفاقی در هرگوشه از زمین باخبر شد. واقعیت، اما گاه لا به لای دوز و کلک‌ها پنهان و باعث فریب افکار عمومی می‌شود. درست به مانند کلید منزلی که در مقابل دیدگان بسیاری و تصاویر ضبط شده دوربین‌های مختلف در دست ورزشگار گذاشته می‌شود و دو روز دیگر به بهانه‌های جالبی از او گرفته می‌شود، اما آنچه که مردم در قاب تصویر دیده اند تحویل کلید خانه است و وعده‌ای که عملی شده نه واقعیتی که بعد از خاموش شدن دوربین‌ها رخ داده است!
گا‌ها از زبان مردم کوچه و بازار می‌شنویم در خصوص رسیدگی به فلان ورزشکار و سنگ تمامی که چه قبل از مسابقات و چه بعد از آن برایش گذاشته شده است. لحنی که در خصوص آن‌ها که جلای وطن کردند با اندکی دلخوری بیشتر ادا می‌شود. اما آیا واقعیت دقیقا همان چیزی است که در تصورات ما وجود دارد؟
هیچ چیز تلخ‌تر از کوچ سرمایه‌های ورزشی نیست. حضور ستاره‌هایی که روزی پرچم پر افتخار ایران را بر فراز آسیا و جهان به احتزا در می‌آوردند زیر پرچم کشور‌های دیگر دردناک‌ترین صحنه‌ای است که می‌توان به چشم دید. لحظه‌ای که بی شک گذر زمان هم باعث هضم آن نمی‌شود. با این وجود، اما درد دل آن‌هایی که راضی به مسابقه دادن برای دیگر کشور‌ها شدند نیز شنیدنی است و بی طرف که هم کلامشان شویم به سادگی می‌توان دریافت که نه با میل و رغبت که از سرناچاری و اجبار تن به چنین کاری داده اند.
قضاوت از بیرون کار ساده‌ای است، اما نگاهی گذرا به گلایه‌های هر روزه ورزشکاران در رسانه‌ها ثابت می‌کند که گاه کارد به استخوان می‌رسد که عده‌ای قید حضور در ایران یا حتی ورزش قهرمانی را می‌زنند. اتفاقی که بی شک نه یک شبه که به مروز زمان رخ می‌دهد و صبر بسیاری را چنان لبریز می‌کند که چشم بر دلشان بسته و تصمیمی می‌گیرند که بی شک با احساساتشان نیز مقایرت دارد، اما شرایط آن‌ها را ناچار به کاری کرده که نه فقط خود که مردم را نیز دلخور کرده است. حال آنکه مقصر اصلی نه ورزشکاران که آقایان مدیر و مسئولی هستند که با شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت، عدم پایبند بودن به وعده‌هایی که می‌دهند و عدم فراهم کردن شرایط و امکانات لازم قهرمانان ورزشی کشور را ناچار می‌کنند به اتخاذ تصمیماتی، چون بوسیدن و کنار گذاشتن ورزش قهرمانی یا جلای وطن که هر دو نیز آزار دهنده است و به ضرر ورزش کشور.
نامیدی و دلزدگی، مهم‌ترین عاملی است که طی سال‌های اخیر ورزشکاران رشته‌های مختلف ورزشی را بر آن داشته تا در تیم‌های ملی کشور‌های دیگر به میدان بروند. اتفاقی که نگاهی گذرا به گلایه‌های امثال گرایی به خوبی ثابت می‌کند که تحت چه شرایطی رخ می‌دهد. پسر برنزی کشتی فرنگی ایران در قهرمانی جهان بعد از بازگشتش به کشور با مسئولان بسیاری دیدار کرد و یک پای ثابت عکس‌های آقایانی بود که افتخارات کسب شده توسط او و هم تیمی هایش قرار بود نربان ترقی آن‌ها باشد. اما از تمام نمایشی که برای او به پا شده بود هیچ چیزی دست خود این دو بنده پوش را نگرفت و باوجود مصوبه‌ای که برای اشتغال قهرمانان وجود دارد او و خیلی‌های دیگر هنوز هم از این ارگان به ارگان دیگر پاس داده می‌شوند و دغدغه هایشان گذاشتن نان در سفره خانواده است. دغدغه‌ای که در صورت عملی شدن وعده‌های آقایان گوشه از آن‌ها را برطرف می‌کند، اما آیا امیدی برای عملی شده این وعده‌ها هست؟ پاسخ این سوال را می‌توان با نگاهی به گلایه‌های هر روز ورزشکاران و قهرمانان در رسانه‌ها به خوبی دریافت
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار