با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۷ (۱۹۷۹) حمایت جمهوری اسلامی از جنبشهای آزادیخواه و گروههایی که سلاح مبارزه با رژیم صهیونیستی را به دست گرفته بودند در دستور کار قرار گرفت و بذر اولیه گروههای مقاومت در لبنان کاشته شد.
گروههای مقاومت لبنان به ویژه «جنبش امل» پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، تحت رهبری امام موسی صدر بنای مبارزه با صهیونیستها را گذاشته بودند. پس از انقلاب با حضور برخی چهرههای مشهور ایرانی از جمله شهید مصطفی چمران و سیداحمد خمینی در بین مبارزان لبنانی، مبارزات گروههای لبنانی با حمایتهای ایران وارد مرحله جدیدی شد. درحالی که ایران در دهه ۱۹۸۰ درگیر جنگ با رژیم بعث عراق بود، رژیم صهیونیستی اشغالگری در خاک لبنان را کلید زد. با حمله اسرائیل به لبنان، شماری از نیروهای ایرانی برای کمک به گروههای مقاومت راهی لبنان شدند. برخی اعضای جنبش امل شروع به تشکیل یک گروه اسلامی تحت حمایت ایران کردند که هسته «مقاومت اسلامی» را تشکیل داد که سرانجام به حزبالله تبدیل شد و دفتر سیاسی این جنبش در سال ۱۹۸۳ شروع به کار کرد.
تجاوز رژیم صهیونیستی به خاک لبنان در سال ۱۹۸۲، در واقع آغاز مقاومت اسلامی از سوی حزبالله بود. با توجه به اینکه در جنگهای قبلی، سرزمینهای عربی اشغال شده بودند، وظیفه جهان اسلام برای آزادسازی آنها نیز مطرح بود. امام خمینی هم با بیان اینکه «اسرائیل یک غده سرطانی است»، بحث آزادسازی فلسطین و سرزمینهای اسلامی را مطرح کردند. به همین منظور، تجربیات نظامی نیروهای مقاومت تحت حمایت و زیر نظر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به سرعت رشد کرد. جنگ لبنان با اسرائیل در سال ۲۰۰۰، اولین آزمون جنگی حزبالله بود و در مدت ۱۸ سال، نیروهای این جنبش توانمندیهای زیادی را به دست آورده بودند که در نهایت توانستند دشمن صهیونیستی را از خاک لبنان بیرون کنند.
حزبالله که در ابتدا یک گروه چریکی سازماننیافته در جنوب لبنان بود، با گذشت زمان، در تاکتیکهای خود پیشرفت کرد و در اوایل دهه ۱۹۹۰، با حمایت سوریه و ایران به عنوان گروه پیشرو و قدرت نظامی ظاهر شد و مبدع فعالیت چریکی در جنوب لبنان شد. جمهوری اسلامی بر اساس اصل حمایت از مظلومان جهان، حزبالله را نوک پیکان مبارزه علیه اسرائیل به حساب آورد و حمایت معنوی از آن را در سرلوحه سیاستهای خود قرار داد.
رهبران و اعضای حزبالله، به تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر صحنه اجتماعی لبنان، به خصوص بر شیعیان این کشور اذعان دارند و با افتخار از آن یاد میکنند. سید ابراهیم الامین، سخنگوی حزبالله در دهه ۱۹۸۰ گفته بود: «صدور انقلاب به معنای تسلط نظام ایران بر ملتهای منطقه خاورمیانه نیست، بلکه به معنای تجدید حیات اسلامی منطقه است، تا آنچه بر این ملتها مسلط میشود، اسلام باشد». اصلیترین ویژگی حزبالله در مقایسه با دیگر گروههای اسلامگرا، پذیرش کامل نظریه ولایت فقیه و رهبری امام خمینی است. سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزبالله در خصوص پیروی این گروه از رهبری امام خمینی گفته است: «از نظر ما، امام خمینی مرجع دینی، امام و رهبر به تمام معنای کلمه است. همان گونه که هر رهبر بزرگ دینی در هر کیشی در جهان این گونه است، اما امام برای ما بیش از این است، ایشان سمبل و نماد انقلاب علیه طاغوتها، مستکبران و نظامهای استبدادی است. بدین ترتیب امام خمینی برای ما بیش از یک سمبل دینی مطرح است، این رابطه روحی و معنوی بین ما و امام، حتی قبل از تجاوز نظامی اسرائیل در سال ۱۹۸۲ نیز وجود داشت.» از طرفی، بهرهبرداری حزبالله از نماد و سمبلهای مذهبی شیعه، برای انتقال پیامهای انقلابی، جلوه دیگری از تأثیرپذیری این حزب از انقلاب اسلامی ایران است. استفاده از نماد هایی، چون مسئله عاشورا، حزبالله را در انتقال پیامهای مربوط به جهاد، شهادت، استقامت و تحمل مشکلات و مصائب توانمندتر میسازد.
مدل حزبالله از انقلاب ایران تا حدی است که در محافل داخلی لبنان و نیز در منطقه و جهان، به این حزب به عنوان یک حزب ایرانی نگریسته میشود و همواره این اتهام به حزبالله زده میشود که ساخته دست ایرانیان است، اما این ادعاها درحالی است که جمهوری اسلامی تنها گروههای نامنظم مقاومت در لبنان را سازماندهی کرد و به آنها این اعتماد به نفس را داد تا در برابر اشغالگران از خود دفاع کنند. حزبالله که در ابتدا تنها مسئولیت دفاع از بخش کوچکی از جنوب لبنان را برعهده داشت، اکنون به چنان قدرتی دست پیدا کرده که حمایت از تمام خاک لبنان را وظیفه خود میداند و سخنرانیهای سیدحسن نصرالله، در مناسبتهای مختلف، تن دشمنان لبنان را به لرزه در میآورد تا در محاسبات خود علیه مقاومت اشتباه نکنند.
ایران در جنگ سیوسهروزه ۲۰۰۶ بین حزبالله و رژیم صهیونیستی، کمکهای معنوی و نظامی خود را به گروههای مقاومت ادامه داد و در سایه همین حمایتها بود که در نهایت رژیم اشغالگر برای کاستن از تلفات خود، ناگزیر به توقف جنگ تن داد. نیروهای حزبالله که هر روز ورزیدهتر از قبل میشدند و در جنگ با اسرائیل تواناییهای زیادی را کسب کرده بودند، با شروع جنگ سوریه وارد آزمونی بزرگتر شدند و در کنار ارتش سوریه و نیروهای ایرانی، توانستند گروههای تروریستی را شکست دهند. جنگ سوریه نیروهای حزبالله را توانمندتر از قبل کرد تا جایی که صهیونیستها اعتراف کردند که با بازگشت پیروزمندانه نیروهای حزبالله از سوریه به لبنان، نفوذ این گروه در همه سطوح لبنان افزایش خواهد یافت و تلاش برای تضعیف و مقابله با جایگاه آن در بین لبنانیها سختتر خواهد شد.
با گذشت ۳۹ سال از تأسیس حزبالله لبنان که تحت تأثیر گفتمان انقلابی ایران انجام شد، اکنون این جنبش به چنان بازدارندگی نظامی در برابر دشمن صهیونیستی دست پیدا کرده که مقامات تلآویو فکر هرگونه رویارویی با آن را از سر خود بیرون کردهاند. مقامات تلآویو اعتراف میکنند که در صورت جنگ تمام عیار، حزبالله روزانه ۲ هزار موشک به سرزمینهای اشغالی شلیک خواهد کرد و همه شهرهای صهیونیستنشین در تیررس این جنبش قرار دارند و همه این دستاوردها در سایه حمایتهای سیاسی و معنوی ایران به ثمر رسیده است. دشمنان مقاومت تلاش زیادی کردهاند با دامن زدن به سنت جاهلی عرب و عجم، بین ایران و حزبالله شکاف عمیقی ایجاد کنند، اما روابط دوطرف چنان به هم پیوند خورده که این حربهها توان گسست آن را ندارند. علاوه بر این، توان حزبالله از عرصه نظامی فراتر رفته و در سالهای اخیر این جنبش در عرصه سیاسی نیز به قدرتمندترین حزب در بین لبنانیها تبدیل شده است تا جایی که شیخنشینهای عربی به تبعیت از امریکا و اسرائیل، همه توان خود را به کار بستهاند تا حزبالله را از عرصه سیاسی لبنان کنار بزنند، اما همه این تحرکات به شکست انجامیده است.