کد خبر: 107700
تاریخ انتشار: ۱۳ آبان ۱۳۸۸ - ۱۶:۰۴
محمد احمدی آن‌موقع 20 سال داشت. در آن روز خاص او حواسش بیشتر به بلیتی بود که باید می‌خرید و از اصفهان به شهرکرد می‌رفت نه به حرف‌های سرپرست گردانشان که در مورد «وندال‌ها» که در استادیوم با آنها مشکل پیدا خواهند کرد، اما در لحن فرمانده‌شان چیزی بود که او را نگران می‌کرد.او به فرمانده چشم دوخت و ساکت شد اما افسر جزء گارد حفاظت از ورزشگاه تختی اصفهان حرف‌هایش را قطع کرد و این باعث شد که محمد موضوع را فراموش کند و به ادامه مسیر خود فکر کند، بعد از شهرکرد باید به سروشجان می‌رفت، روستایی که در آن به دنیا آمده بود و کسانی را داشت که در غیبت پدر، چشم به راهش بودند، اما زمانی که چند ساعت بعد صورتش مورد اصابت ترقه تماشاگرهای تیم سپاهان اصفهان قرار گرفت و برای همیشه کور شد، دیگر دیر بود به یاد حرف‌های فرمانده‌اش بیفتد. شوک ناشی از این حمله- که برای تمام عمر، عصای سفید را به دستش داد - باعث شد محمد احمدی زندگی نابسامانی پیدا کند. او از آن کسانی شد که مردم در خیابان برایشان راه باز می‌کنند و با دلسوزی او را به یکدیگر نشان می‌دهند و لب ور می‌چینند: «حیوونکی! اول جوونیش کور شده»! با این همه به‌رغم آنکه پلیس تحقیقات در این مورد را خاتمه‌یافته اعلام کرد و پرونده این ماجرا با انواع و اقسام ترفندهای باشگاه ثروتمند فوتبال بسته شد، او همچنان کور باقی خواهد ماند، چون «وندال‌ها» کارشان را به نتیجه رسانده بودند: «آسیب و تخریب»! وندال‌‌ها، از فوتبال تا اسکناسولی با وجودی که استادیوم‌های فوتبال به عنوان یکی از اساسی‌ترین پایگاه‌های وندال‌ها یا همان تخریبگران اموال عمومی شناخته می‌شود، در ایران پایگاه‌های جدیدی برای این افراد به وجود آمده است. حوادث بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری دهم ایران باعث شده است نوع نگاه جنبش «وندال»ها به بسیاری از حیطه‌های زندگی اجتماعی انسان‌ها کشیده شود. پس از آتش‌زدن سطل‌های پلاستیکی حمل مکانیزه زباله در تهران که باعث شد نزدیک به سه هزار ظرف حمل و نقل مکانیزه آشغال‌های پایتخت‌نشینان، نو شود، «وندال‌های دوآتشه» به سراغ اتوبوس‌ها، موتوسیکلت‌ها و خودروها رفتند. فیلم‌های متعددی از جوانانی که سر و روی خود را بسته‌اند و با هر چه دم دستشان می‌رسد به جان اموال عمومی و خصوصی مردم افتاده‌اند، در اخبار شبکه‌های متعدد داخل و خارج از کشور پخش شد. بسیاری با دیدن این صحنه‌ها از آن به عنوان خروش مردم، یاد کردند و متفکران زیادی هم با دیدن شعله‌های آتش که از پنجره‌های اتوبوس‌های شرکت واحد زباله می‌کشید، زجر و رنج مردمی که کتک می‌خوردند و سر و کله شان خرد می‌شد و شیشه‌های شکسته پراید و پیکان مردم، سری به تأسف تکان می‌دادند. ولی به راستی چرا کسانی که فکر می‌کردند با اعتراض خود می‌توانند بر حیات سیاسی جامعه تأثیر بگذارند، خود را در جایگاه تخریب‌کنندگان اموال عمومی قرار دادند؟ قسمت‌هایی از اعتراف یکی از متهمان دادگاه‌های پس از انتخابات، آه تأسف را از نهاد بسیاری از ایرانیان برآورد. او در دادگاه می‌گفت پس از مصرف مواد مخدر شیشه، در حالتی که وضعش طبیعی نبوده، قسمتی از کیوسکی را در بلوار کشاورز تهران به آتش کشیده و بعد باز در پای آتشی که افروخته بود، باقیمانده «شیشه»اش را به بدن زده بود تا «حالش» دو چندان شود. یکی دیگر از متهمان که با لباس آبی رنگ زندان و سر تراشیده در مقابل قاضی شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران قرار گرفته بود، می‌گفت برای امتحان کردن، دو بمب دستساز «کوکتل مولوتف» را درست کرده و در خیابان گاندی تهران، آزمایش کرده بود. بعد که دیده بود این بمب‌ها درست جواب نمی‌دهد، فردا 4 بمب دیگر را با تکنولوژی جدید، ساخته بود تا با آن چند ماشین از خلق‌الله را به آتش بکشد! اگر بپذیریم قسمتی از اعترافات که در آن، قصد و نیت تخریبگر مخدوش اعلام می‌شود تا دستگاه قضایی را به اشتباه بیندازد، با این حال دقت در نوع عملی که آشکارا تنها «تخریب و آسیب» به مردم و اموالشان را هدف قرار داده است، مسائل فراوانی را روشن می‌سازد. مسائلی که به نظر می‌رسد انتهای تلاش کسانی است که برای اهداف و اغراض تخریبگرانه خود، بهانه‌های بی‌ربطی مانند اعتراض انتخاباتی یا کنش سیاسی را مطرح می‌کنند. چون هدف، تنها و تنها تخریب است و آسیب.تخریبگران دیوار، اسکناس، مترواگر شما هم دیده‌اید، باید به صف بی‌انتهای کسانی بپیوندید که با دیدن دیوارهای پر از شعار، الفاظ رکیک و شکل‌های بی‌هویت، سری به تأسف تکان می‌دهند و یا احیاناً از کوره درمی‌روند و برای روح رفتگان نویسنده این اشکال و الفاظ، طلب مغفرت می‌کنند. «خولیو کورتاسار» یکی از نویسندگان تبعیدی آرژانتین، داستانی بر اساس مبارزه با استفاده از «دیوارنگاره» را در کتاب خود بازگو می‌کند که در آن، فردی با هویت نامعلوم، در و دیوار شهر را پر از شکل می‌کند تا مثلاً مبارزه کند. این روزها، به نظر می‌رسد تخریبگران اموال عمومی مردم، پس از تجربه آتش زدن ماشین و شکستن شیشه و سوزاندن بانک‌ها و دستگاه‌های خودپرداز پول، رنگ کردن در و دیوار خانه‌های مردم بر اساس باورهای خود را یکی از روش‌های جدید اعلام کرده‌اند. آنها با نوشتن الفاظ رکیک، کشیدن شکل‌های متعارف و نامتعارف و شعارهای استعاری، همچنان آسیب می‌زنند و تخریب می‌کنند. انگار، تئوری «خولیو کورتاسار» درباره وندال‌های ایرانی هم صادق شده است، چون هویت نامشخص کسانی که سعی می‌کنند از هر فرصت و ظرفیتی برای تخریب و آسیب استفاده کنند، شباهت بی‌چون و چرایی با مبارزان سانتیمانتال داستان‌های «عمو خولیو» دارد.ولی چیزی که این نویسنده نتوانسته بود پیش‌بینی کند، استفاده از اسکناس برای تخریب و آسیب به اموال است. درست است که پول هر کس، متعلق به خودش است، ولی کیست که نداند اسکناس به عنوان ثروت ملی، متعلق به تمامی افراد یک جامعه است و تخریب و از بین بردن آن، شکل جدیدی از همان وندالیسم قدیمی مخرب و بی‌منطق است. اگر به اعتقاد آنها نوشتن یادداشت، پیام‌های رمزی، رنگ کردن برگه‌های اسکناس و در یک کلام، تخریب سرمایه ملی ایران، راه و رسم مبارزه سیاسی است، دیگر خدا باید به داد سیاستمداران مورد حمایت این وندال‌ها برسد، چون مگر جز این است که «از کوزه همان برون...»؟ وندالیسم در گذر تاریخوندالیسم مشتق از واژه وندال است. وندال نام قومی از اقوام ژرمن ـ اسلاو است که در قرن پنجم میلادی در سزمین‌های واقع در میان دو رودخانه اودر و ویستول زندگی می‌کردند. آنان مردمانی جنگجو، خونخوار و مهاجم بودند که به کرات به نواحی و سرزمین‌های اطراف قلمرو خود تخطی و تجاوز کرده به تخریب و تاراج مناطق و آبادی‌های متصرفه می‌پرداختند. روحیه ویرانگرانه قوم وندال سبب گردیده است که در مباحث آسیب‌شناسی کلیه رفتارهای بزهکارانه‌ای که به منظور تخریب آگاهانه اموال، اشیا و متعلقات عمومی و نیز تخریب و نابودی آثار هنری و دشمنی با علم و صنعت و آثار تمدن صورت می‌گیرد به گونه‌ای به وندالیسم منتسب گردد.یکی از مورخان درباره آنها می‌نویسد: «آنان بر سر راه خود از آبادی و آبادانی هر چه دیدند نابود و تاراج کرده چیزی برجای باقی ننهادند.» همین شهرت تاریخی سبب شده است که امروزه وندالیسم را به معنی ویرانگری، وحشیگری و خرابکاری به کار برند. وندالیسم در دنیای مدرنبرخلاف بسیاری از جرائم و انحرافات، آثار وندالیسم مشهود و پیداست. براساس گزارش‌های ارائه شده و آمارهای مربوط به موضوع وندالیسم در برخی کشورها نظیر ایالات متحده، کانادا، آلمان غربی، روسیه، سوئد، انگلستان، هلند، فرانسه، آلمان و استرالیا، جرایمی مانند تخریب اموال مدرسه، علائم ترافیک و تابلوهای راهنمایی، شکستن شیشه اماکن خالی از سکنه، شکستن لامپ خیابان‌ها و پارک‌ها، تخریب کیوسک تلفن و شکستن دستگاه تلفن عمومی، قطع سیم برق و تلفن، شکستن درختان خیابان‌ها و پارک‌ها، تخریب مجسمه‌های میادین، تخریب اموال پارک‌ها و اماکن عمومی، پاره کردن صندلی سینماها، تئاترها و اتوبوس‌های شهری، تخریب اموال کتابخانه‌ها، تخریب و صدمه زدن به اتومبیل‌های پارک شده در خیابان‌ها، تخریب برخی وسائل داخل هواپیماهای مسافربری و قطارها و ترن‌های زیرزمینی، تخریب ریل‌های راه‌آهن، تخریب اموال بیمارستان‌ها، کارخانه‌ها، مراکز تجاری، ایجاد آتش‌سوزی درجنگل‌ها، مراتع و برخی انبارهای عمومی، بمب‌گذاری با هدف تخریب اموال عمومی، استفاده از مواد منفجره نظیر ترقه و بمب دستی به منظور آسیب و تخریب برخی از متعلقات اشخاص حقیقی و حقوقی و موارد دیگر از رایج‌ترین صورت‌های رفتار بزهکارانه و وندالیستی در جامعه مدرن است. چرا وندال شدم؟تحقیقات علمی انجام شده بر روی جمعیت تخریبگران نشان می‌دهد غالب وندال‌ها مجرد و از نظر تحصیلی ناموفق‌اند. اغلب آنها با سرخوردگی‌ها، شکست‌ها و ناکامی‌های مختلفی در زمینه‌های تحصیلی، حرفه‌ای، مالی و اجتماعی و خانوادگی مواجه بوده، دارای نوعی شخصیت پرخاشگر، بی‌ثبات، ضدجامعه، نامطمئن، کینه‌جو، ناآرام، کنجکاو، انتقامجو، ناشکیبا و در عین حال مأیوس‌اند. آنان متعلق به خانواده‌های از هم پاشیده و دارای مناسبات و روابط خانوادگی نامطلوب با تجارب ناموفق از فرایندهای جامعه‌پذیری فرهنگ‌پذیری‌اند. وندال‌ها در عین حال در یک گروه سنی معین واقع‌اند و وندالیسم خاص گروه سنی معین است. براساس تحقیقات انجام شده کودکان، نوجوانان و جوانان بین سنین 10 تا 25 سال بیش از دیگر گروه‌های سنی به وندالیسم روی می‌آورند. در شهرها به علت تراکم جمعیتی، تراکم اخلاقی، وجود پاره فرهنگ‌های مختلفه، تشتّت ارزش‌ها، رقابت، فردگرایی و تضعیف روحی جمعی و انسجام مکانیکی و غلبه همبستگی ارگانیکی، انفکاک، بیگانگی، انحراف و جداافتادگی فرد از جامعه و هنجارهای اجتماعی و تجلی شرایط آنومیک بیش از مناطق روستایی مشهود است. درمان یک وندالپیشگیری از وندالیسم یا مقابله با آنآیا باید با وندالیسم مقابله کرد؟ اگر وندالیسم به عنوان یک بیماری و هنجار اجتماعی مطرح است، مسلماً باید دارای راه‌های پیشگیری و در موارد حاد درمان نیز باشد. نظارت با ابزار مکانیکی اولین راه‌حلی است که به ذهن می‌رسد که در اغلب موارد ناکارآمد است و حتی احتمال دارد به گستاخ شدن وندال‌های حرفه‌ای منجر شود. در این موارد هر چند که قوانین موجود، مجازات‌های نسبتاً سنگینی را برای متخلفان در نظر گرفته، اما واقعیت این است که برخوردهای جبری هیچ وقت موجب ریشه‌کنی وندالیسم نشده است. با این تفاسیر شاید راه حل مقابله زیاد کارآمد نباشد و چون مقوله وندال‌ها مقوله‌ای روانی است باید به راهکارهای روانشناسی در این زمینه متوسل شد. فائق آمدن بر مقوله وندالیسم به تمهیدات ویژه‌ای نیاز دارد که اغلب کارآمدی کارکردهای جامعه‌ شهری را هدف می‌گیرند. افزایش مشارکت و مسؤولیت‌‌پذیری اجتماعی، تبلیغ و اطلاع‌رسانی از طریق رسانه‌ها، درونی کردن فرهنگ شهروندی، آموزش و نمایش روابط دوستانه در محیط‌‌های شهری و برنامه‌ریزی مدیریتی تعدادی از راهکارهای آزموده شده برای کاهش وندالیسم هستند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار