صاحب یکی از رستورانهای شمال تهران که به اتهام قتل مرد سالخورده بازداشت شدهبود در دومین دور محاکمه جرمش را انکار کرد.
به گزارش جوان، رسیدگی به پرونده در ۱۹آبانماه سال۹۹ با کشف جسد پیرمردی در درهای حوالی امامزاده داوود آغاز شد. مرد کشاورزی که با پلیس تماس گرفتهبود به مأموران گفت: «پیرمرد را میشناسم. او اسکندر نام دارد و هر روز این مسیر را تا روستای وردیج وارش پیاده میآمد. اسکندر هر روز به رستورانی درکنار جاده میرفت. آخرین بار او را همراه صاحب آن رستوران به نام بهرام دیدم. بعد از آن بود که جسدش کشف شد.»
با انتقال جسد به پزشکی قانونی، بهرام ۵۲ساله که صاحب رستوران بود به عنوان اولین مظنون بازداشت شد. او ابتدا مدعی شد از سرنوشت پیرمرد اطلاعی ندارد تا اینکه در روند بازجوییها به قتل اعتراف کرد و در شرح ماجرا گفت: «من و برادرم ۲۰سال قبل این رستوران را راهاندازی کردیم. مشتری زیادی داشتیم، اما مدتی بود به خاطر شیوع کرونا کسب و کارمان کساد شده بود. به همین خاطر با دو نفر دیگر شریک شدیم. پیرمرد را میشناختم. او هر روز با سر و وضع نامناسب و لباسهای شلخته و کثیف به رستوران میآمد. قبل از کرونا مشکلی با او نداشتیم، اما در این مدت وقتی مشتریها او را پشت میز میدیدند وارد رستوران نمیشدند. این شد که از او خواستم دیگر به رستوران نیاید، اما فایده نداشت.»
متهم ادامه داد: «آخرین بار شاگردم به او اعتراض کرد سپس او را از رستوران بیرون کرد. از شدت عصبانیت دنبالش رفتم و وقتی به او نزدیک شدم او را به سمت دره هل دادم سپس با سنگ به سرش زدم و به رستوران برگشتم.»
متهم در اولین جلسه محاکمه در شعبه دهم دادگاه محاکمه شد. او در آن جلسه با درخواست قصاص از سوی اولیایدم قتل را انکار کرد و با اظهارات ضدنقیض به سئوالات هیئت قضایی پاسخ داد. در پایان هیئت قضایی با درخواست وکیل متهم درباره بررسی سلامت روانی وی موافقت کرد و صاحب رستوران را به کمیسیون پزشکی قانونی معرفی کرد.
با تأیید سلامت روانی متهم، وی برای دومین بار در آن شعبه به ریاست قاضی شجاعیان محاکمه شد.
متهم این بار نیز ادعای جدیدی مطرح کرد و گفت: «عاملان قتل چند نفر از دوستانم هستند که از من خواستند قتل را گردن بگیرم آنها به من یاد دادهبودند به پلیس چه حرفی بزنم. حالا حقیقت را میگویم باور کنید قاتل نیستم.»
در پایان هیئت قضایی جهت صدور رأی وارد شور شد.