کد خبر: 107534
تاریخ انتشار: ۱۳ آبان ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۰
حوادث پس از انتخابات چرا روی داد؟
عبدالله گنجی- برای توضیح درباره چرایی حوادث پس از انتخابات دلایل و تحلیل‌های متفاوتی وجود دارد و هر كسی متناسب با اطلاعات و تحلیل خود نقطه شروعی را برای آن لحاظ می‌‌كند. در این نوشتار ضمن برشمردن همه راه‌های احتمالی، به استناد به آنچه در ادامه می‌آید درصدد هستیم تا اثبات كنیم آنچه پس از انتخابات اتفاق افتاده امری طراحی شده و آگاهانه بود و از قضا شخص موسوی نیز از آن اطلاع كامل داشته است.احتمال اول: برخی بر این عقیده‌اند كه موسوی نتوانست نسبت به شكست، واكنش مناسب نشان بدهد، ‌چرایی آن هم از بین رفتن هیبت این اسطوره 20ساله از یك سو و خدشه‌دار شدن جایگاه اجتماعی ایشان در مناظرات (تحصیل همسر، چیز و...) بنابر این تعادل روانی خود را از دست داده و حاضر به پذیرش شكست نشد. احتمال دوم: برخی بر این عقیده‌اند كه همه چیز از مناظره موسوی- احمدی‌نژاد شروع شد و تندروی احمدی‌نژاد باعث شد افرادی كه نامی از آنان به میان آمد با تمام قوا وارد میدان شوند و از همه امكانات برای به چالش كشیدن نظام و دولت استفاده كنند. اقدامات مهدی هاشمی و فائزه، نامه‌ هاشمی به رهبری و... از جمله دلایل این احتمال عنوان می‌شود.احتمال سوم: برخی بر این عقیده‌اند كه اعضای حزب مشاركت و سازمان مجاهدین و... با طراحی قبلی وارد صحنه انتخابات شده بودند اما گزینه آن‌ها برای ورود به انتخابات، خاتمی بوده است و پس از خروج خاتمی از صحنه انتخابات، برنامه طراحی شده به موسوی منتقل نشد و موسوی در طراحی مشاركتی‌ها گرفتار آمد.احتمال چهارم: برخی از تجدید نظر ‌‌طلبان معتقد بودند كه واقعاً تقلب شده است و در مقابل این مسأله نباید ساكت بود اما فاصله 11 میلیونی رأی، خود فریاد بلند حقانیت انتخابات بود و از سوی دیگر هیچ سندی مبنی بر تقلب 11میلیونی تا كنون ارائه نشده است. مراجع قانونی نیز انتخابات را تأیید كرده‌اند و نسبت به همه شبهات نیز پاسخ منطقی و عقلانی داده شده است.احتمال پنجم (احتمال قطعی): ‌شاید به كار بردن واژه‌هایی همچون«انقلاب رنگی» ، «كودتای مخملی» و«براندازی نرم» جهت اقدامات اصلاح‌طلبان مورد اعتراض آنان واقع شود و برخی از افراد غیر مغرض نیز اطلاق این واژه‌ها را گمانه‌زنی و تحلیل بنامند، اما اسناد موجود نشان می‌دهد كه اعضای حزب مشاركت در طراحی خود دقیقاً از واژه‌ انقلاب مخملین استفاده كرده‌اند و به دنبال حمایت خارجی نیز بوده‌اند و آقای موسوی نیز شخصاً در جریان این فتنه بوده است.تاریخ 19/4/87 را به خاطر داشته باشیماولین جلسه رسمی حزب مشاركت برای طراحی انقلاب مخملین در تاریخ 19/4/87 یعنی 11 ماه قبل از انتخابات برگزار می‌شود. در این جلسه كه« جلسه تدوین استراتژی حزب» نام دارد، مدل‌های مختلف برای در دست گرفتن قدرت بررسی می‌شود. در این جلسه سعید حجاریان به مدل« جین شارپ» اشاره می‌كند و با تأكید بر فشار توده‌‌ای و فشار از پایین می‌گوید: «این روش یعنی جلوی پارك ملت و این طور جاها شلوغی راه بیفتد، كم‌كم از این گوشه و آن گوشه شروع بشود و این كارگر بشود،رهبر (رهبر این حركت) برود با رژیم چانه بزند.»مصطفی تا‌ج‌زاده عضو مشترك حزب مشاركت و سازمان مجاهدین انقلاب می‌گوید:« راه چهارم هم صلاح آمریكاست و انقلاب مخملی كه من موافق راه چهارم هستم. تئوری جین‌شارپ و براندازی نرم خارجی و اینها‌ همه در همین راه چهارم است» بنابر این حزب مشاركت هم كمك آمریكا را می‌خواهد و انقلاب مخملی را رسماً به‌عنوان راه مطلوب برای براندازی تجویز می‌كند اما اگر همین اتهام را به آنان نسبت دهیم بلافاصله صداها بلند می‌شود كه دلسوزان نظام و یاران امام(ره) و... را به همسویی با دشمن متهم می‌كنند و به دنبال تك‌صدایی در كشور هستند و...محمدرضا خاتمی در این جمله اظهار می‌دارد:« در عین اینكه پشتوانه داخلی را حساب می‌كنیم، پشتوانه خارجی را هم حساب كنیم» بنابر‌این دبیركل سابق حزب نیز به دنبال كمك خارجی است كه قطعاً این كمك از غرب و به‌ویژه آمریكاست. تارج‌زاده در ادامه دو روش را برای تحقیق مخملی توصیه می‌كند و با اشاره به كشورهایی كه این پدیده در آنها اتفاق افتاده، می‌گوید:« مدلی كه در برخی كشورها به صورت مخملی اتفاق افتاد، دو تا كار می‌كنند یعنی اینكه شما در جامعه چطوری NGO بزنید و دوم اینكه آمریكا چه كمك‌هایی برای گسترش روند دموكراسی خواهد كرد.» جمله مذكور نشان می‌دهد كه اصرار دولت اصلاحات برای گسترش NGO‌‌ها چه بوده است كه ابطحی در دادگاه می‌گوید:«در دولت اصلاحات، وزارت ارشاد، سازمان ملی جوانان و وزارت كشور موظف شده بودند تا امكان دارد مجوزNGO صادر كنند.» در‌خصوص كمك‌های آمریكا برای گسترش دموكراسی مد‌نظر حزب مشاركت كه آقای تاج‌زاده بدان اشاره دارد منظور همان اقدامات بنیاد سوروس است كه حضور كیان تاجبخش در جلسات حزب مشاركت و وزارت كشور در دوران اصلاحات همین مدعا را اثبات می‌كند. در ادامه جلسه میردامادی، دبیركل حزب می‌گوید:« فقط قرار شد انقلاب مخملی را كه می‌خواهیم صحبت كنیم، آن را بومی كنیم.» لذا معلوم نیست اگر اصلاح‌طلبان به انقلاب مخملین متهم می‌شوند چرا برآشفته شده و به امام‌(ره) پناه می‌برند. معلوم نیست به چه دلیل انتخاب رنگ را برای انقلاب مخملین نمی‌داند، در حالی كه مطالب ذكر شده صراحت اعضای حزب مشاركت برای انقلاب مخملی را به اثبات می‌رساند.آنچه آورده شد مربوط به طراحی بود، در صحنه عملیات نیز اسناد موجود نشان می‌دهد كه حزب برای عملیاتی كردن طراحی مذكور برنامه‌ریزی كرده بود. سعید حجاریان« سازمان گلد كوئیستی رأی» موسوم به 88 را پیشنهاد میردامادی می‌داند كه در حزب نیز تصویب می‌شود. علاوه بر آن در جلسه كمیسیون زنان حزب بعد از انتخابات زهره آغاجری می‌گوید:« شوری كه ایجاد كردیم خود موسوی ایجاد نكرده. جوانانی كه الان دارند بیرون كتك می‌خورند، مسؤولشان ما هستیم، چون همه را ما آورده‌ایم، ما آنها را وارد صحنه كردیم.»محسن صفایی‌فراهانی نیز اظهار می‌دارد:« آن بچه‌‌ای كه امروز دارد درخیابان چوب می‌خورد، آن بچه‌ای كه تیر خورده، مقصرش من هستم، شما هستید، آن بچه‌ها كه سیاسی نیستند. شما كه دور این میز نشسته‌اید، سیاسی هستید. شما‌ها آنها را تحریك كردید راه بیفتند.» تا اینجا نشان از اطلاع موسویی از طراحی در دست نیست و ظاهراً حزب مشاركت و... به دنبال انقلاب رنگی هستند اما متأسفانه موسوی نیز برای بعد از انتخابات برنامه‌ داشته است و از سخنان وی برمی‌آید كه همان اقدامات حزب مشاركت (آوردن مردم به خیابان‌ها قبل از انتخابات) مطلوب موسوی بوده است. موسوی با صراحت براستفاده از تجمعات قبل از انتخابات، برای بعد از انتخابات اشاره می‌كند و ادعای ابطحی در دادگاه كه آن تجمعات تمرین‌ها برای شنبه بعد از انتخابات بود را تأیید می‌‌كند.خبرنگار هفته‌نامه تایمز در روز پنج‌شنبه 21/3/88( روز قبل از انتخابات) از موسوی می‌پرسد: با توجه به اختیارات رهبری شما چگونه می‌خواهید اهداف مد‌نظر را (در صورت رأی‌آوردن) اجرا كنید. موسوی در پاسخ بلافاصله به تجمعات قبل از انتخابات اشاره می‌كند و هدف خود و دوستانش از برپایی آن تجمعات را لو می‌دهد:« تجمعات چشمگیر هفته‌های گذشته احتمالاً ماهیت ساختار قدرت را به نحوی بنیادین دگرگون خواهد ساخت. در واقع این با فشار بر رهبری جهت پذیرش افكار عمومی رخ خواهد داد» بنابر این موسوی تجمعات گذشته را به آینده حواله می‌دهد؛« خواهد ساخت.» پس اگر وی را به كودتای مخملین متهم می‌كنیم نباید برآشفته شده و به دوران دفاع مقدس و امام‌(ره) پناه ببرد و مدعی مردم شود. موسوی در پاسخ به سؤال دیگری از خبرنگار نشریه تایمز اهداف خود را فراتر از پیروزی در انتخابات می‌داند و« انتخابات را بخشی از تغییر» مدنظر اعلام می‌كند. خبرنگار از موسوی می‌پرسد:« اگر شما پیروز نشوید به این جوانانی‌كه در خیابان‌ها رقص‌كنان و شادند؛ چه خواهید گفت؟» موسوی در پاسخ می‌گوید:«پیام من قبلاً به آنها رسیده است؛ تغییر از مدتی قبل آغاز شده است، تنها بخشی از این تغییر به پیروزی در انتخابات مربوطه می‌شود، بخش‌های دیگر ادامه پیدا خواهد كرد و هیچ عقبگردی در كار نخواهد بود.» بخش‌های دیگری كه ادامه پیدا خواهد كرد چه بوده است؟اگر انتخابات بخشی از «تغییر»است بخش‌های دیگر كه ادامه می‌یابد چیست؟ موسوی هنوز برای مردمی كه مدعی صداقت با آنهاست این سؤالات را باز نكرده است اما از پاسخ وی می‌توان فهمید كه انتخابات فقط بهانه و ستیزی برای تغییرات مدنظر بوده است. بستر انتخابات برای آنان یك خاصیت داشت و آن اینكه با القای دوگانه«تقلب- پیروزی» بتوانند مردم را به خیابان‌ها بكشانند تا تئوری جین‌شارپ محقق شود. آیا موسوی با اسناد فوق باز هم مدعی اعتقاد به انقلاب و نظام است و انقلاب رنگی و براندازی را اتهام طرف مقابل می‌داند؟ اسناد فوق قطعی بودن طراحی فتنه از قبل را به اثبات می‌رساند تا نیرو‌های مؤمن به انقلاب اسلامی از ساد‌ه‌اندیشی به‌در‌آیند و خود را برای یك مبارزه نرم آماده كنند. برای این مبارزه نرم باید جمله معروف میول مارگات آمریكایی را قاب كرده در همه جای شهرمان نصب كنیم كه «ما برای براندازی انقلاب اسلامی ایران از درون، دنبال انقلابیونی هستیم كه در عین ستودن خمینی بشود آنان را به خدمت گرفت.» نگاه اعضای حزب مشاركت به كمك‌های آمریكایی‌ها در طراحی و براندازی كه در این وجیره آمد، درستی سخن وی را تأیید می‌كند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار