محمدعلی مجاهدی در «محفل شعر فاطمی» با بیان اینکه وضعیت شعر فاطمی تا چند سال پیش به دلیل مسائل بسیار موهن که بعضی از آنها با عظمتِ فاطمی سازگار نبود، واقعاً گریهدار بود، گفت: در این چند ساله، بهویژه در این محفل هر چه شنیدیم شعر زبده فاطمی بود؛ حماسه، شور، شوق، همه چیز در آن است. محمدعلی مجاهدی در «محفل شعر فاطمی» با بیان اینکه وضعیت شعر فاطمی تا چند سال پیش به دلیل مسائل بسیار موهن که بعضی از آنها با عظمتِ فاطمی سازگار نبود، واقعاً گریهدار بود، گفت: در این چند ساله، بهویژه در این محفل هر چه شنیدیم شعر زبده فاطمی بود؛ حماسه، شور، شوق، همه چیز در آن است.
اولین محفل شعرخوانی شانزدهمین جشنواره بینالمللی شعر فجر با عنوان «محفل شعر فاطمی» از سوی خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.
محمدعلی مجاهدی با قرائت صلوات حضرت فاطمه زهرا (س)، «اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُک» بیان کرد: نمیدانم تا به حال درباره این صلوات حضرت فاطمه (س) کندوکاوی کردهاید یا خیر، این صلواتی مشهور است که ما از خداوند میخواهیم درود خود را بر فاطمه زهرا (س)، پدر بزرگوار، همسر بزرگوار و فرزندان او بفرستد. در ادامه آن نیز میخوانیم «و السِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُک». این الف و لامی که سر کلمه «السِرِّ» قرار دارد یا الف و لام تعریف است یا تخصیص. واژه «فیها» هم که یعنی در وجود نازنین حضرت فاطمه (س) به امانت و ودیعت نهاده شده است، این چه سری است که استمرار زمان او را از بین نبرده است؟ فلذا ما به خود اجازه میدهیم از خدا بخواهیم که برای السر صلوات بفرستد. بزرگترین نماد این السر میتواند وجود نازنین حضرت بقیه الله (عج) باشد که از پرده غیب بیرون بیاید و بشر مزه عدل را بچشد و هر چیزی در جای خود قرار گیرد. این شاعر و محقق شعر آیینی در پایان گفت: بنده تا چهارپنج سال پیش مجموعه شعرهای فاطمی را که رصد میکردم، گاهی واقعاً گریهام میگرفت، نه به دلیل سوگ آنها بلکه به دلیل مسائل بسیار موهن بعضی از آنها که با عظمتِ فاطمی سازگار نبود، ولی در این چندساله، به ویژه در این محفل هر چه شنیدیم شعر زبده فاطمی بود، حماسه، شور، شوق، همه چیز در آن است.
در بخش دیگر «محفل شعر فاطمی»
محمود حبیبی کسبی این شعر را خواند:
دلیل خلقت جهان! همه جهان فدای تو
همه زمینیان و آسمانیان فدای تو
نساء و کوثر و تکاثر و دخان فدای تو
فداییات محمد و علیست جانفدای تو
شرافت مدینه از عبور توست فاطمه
تمام کائنات غرق نور توست فاطمه
بهشت چیست؟ سبزهای که بیقرار بام توست
جهنم رمنده چیست؟ آتشی که رام توست
رضای حق رضای توست، راضیه مقام توست
فدک اگر که غصب شد همه جهان به نام توست
هنوز هم فدک به دور تو طواف میکند
فدک نه! نُه فلک به دور تو طواف میکند
پس از پدر ز گریه چشمهات آبدیده شد
و پای شعلهها به سوی خانهات کشیده شد
بگو چه شد که نام تو صدیقه شهیده شد
بگو چه شد که قامت رشیدهات خمیده شد
ابیات ذیل نیز از اشعار علی داوودی است که در این محفل خواند:
ما را دلیست خسته صداییست در سکوت
داغ حکایتیست دواییست در سکوت.
چون خانه خدا که سیهپوش ماتم است
این خانه نیز بغض رهاییست در سکوت
در سوخت خانه سوخت دلم سوخت بیصدا
دم برنیاورم که عزاییست در سکوت
قرآن اهل بیت لگدکوب جور شد
در خانهام که کرب و بلاییست در سکوت
ما از نژاد اشک که فرزند گریهایم
در این سرا که نوحهسراییست در سکوت
در بخش دیگر عباس احمدی
شعر زیر را خواند:
چنان پیچیده عطر بینظیرش در فضا، زهرا
نمیافتد دمی هم از لب باد صبا: زهرا
چه چشمانداز زیبایی است سمت مشرق عفت
به هر سو بنگری از ابتدا تا انتها زهرا
حلول شبنم رنگ است یا آغوش گلسنگ است
که گردش جمع میگردند جمع ما سوا، زهرا
انیس و مونس حیدر، مقامش سوره کوثر
یگانه یاس پیغبر (ص) و کانَت طیبا زهرا
زهراالسادات هاشمی
نیز شعر زیر را خواند:
از وااباه! و وا حبیبایت! خبر دارم
من هم شبیه تو به دل داغ پدر دارم
هر شب اگرچه در هوای گریه میسوزم
امشب هوای گریههایی بیشتر دارم
مادر بیا با من بگو از دردهایت... آه
باور کن آن داغی که داری بر جگر دارم
در خیمهگاه سینهام یک قوم زن، امشب
لطمه زنان با گیسوانی شعلهور دارم
یک قوم زن مویهکنان در من پریشانند
هر چه بخواهی ضجه دارم، چشمتر دارم
بانو! بیا در بیتالاحزان دلم بنشین
من روضهای جانسوز اگرچه مختصر دارم.