در مبحث علت و چرایی مهاجرت ورزشکاران نخستین مسئله این است که مهاجرت پدیدهای تاریخی است و حداقل از دوره مشروطیت و قبل از آن، از اواخر قاجار وجود داشت و از این منظر پدیده نوظهوری نیست که نسبت به آن دغدغه یا نگرانی داشته باشیم. نکته دوم اینکه ما باید تحلیل و توصیف دقیقی از مفهوم مهاجرت داشته باشیم تا بتوانیم دلایل آن را به منطق و واقعیت نزدیک کنیم، زیرا مهاجرت دو روی یک سکه است که یک روی آن فرصت و روی دیگر آن تهدید است. اکثر مهاجرتهایی که تا امروز انجام شده با انگیزه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی یا علمی بوده است و مهاجرت ورزشکاران عمدتاً با رویکرد منزلت خواهی، امنیتخواهی، درآمدزایی و انگیزههایی از این قبیل بوده و ما با انگیزه سیاسی در مهاجرت ورزشکاران مواجه نیستیم.
اینجا ما با یک توطئه و جریانسازی بینالمللی مواجه هستیم. امریکاییها در حوزه اقتصادی تحریم گسترده و بیرحمانهای، در حوزه سیاسی انزوای حداکثری و در حوزه اجتماعی ناامیدی و سرخوردگی ملی و در حوزه ورزش هم خروج ورزشکاران و تعلیق ورزش قهرمانی را در دستور کار خود قراردادهاند. این موضوع مهمترین مسئله مدیریت ورزشهای قهرمانی برای مهار و پیشگیری از آن است.
در انگیزهشناسی مهاجرت ورزشکاران با منزلتخواهی، امنیتخواهی، ثبات و آرامش و انگیزه روحی و روانی، درآمدزایی و رفاه زیستی مواجه هستیم. مطالعهای که روی ورزشکاران مهاجرت کرده انجام شده است، نشان میدهد که انگیزه اصلی هیچکدام از این افراد تنفر، قهر یا سیاسی نبود و این ورزشکاران فاقد عقاید خاص سیاسی هستند به طوری که حتی متنی که برایشان نوشتند و منتشر کردند خود آنها از محتوای متن بیاطلاع هستند.
اما پیامدشناسی این پدیده بسیار مهم است. افزایش مهاجرت ورزشکاران و قهرمانان به افول پرستیژ ملی منجر خواهد شد و از این جهت مسئله خروج یا مهاجرت ورزشکاران در صورتی که به یک موج تبدیل شود به تصویر غلط ذهنی در جهان یعنی احساس ناامنی در ایران و همچنین افول پرستیژ ملی تبدیل خواهد شد.
انگیزهشناسی مهاجرت ورزشکاران ناشی از شکاف نسلی، گرایش به زیستمدرن، سبک خوراک، سبک پوشاک، سبک بهداشت، احساس امنیت اجتماعی، آزادی اجتماعی، دسترسی به شغل و درآمد لازم برای رفاه است. مطالعات نشان میدهد که ما در بخشی از قهرمانان ورزشی با چالشی به نام هویت ملی یا تعلق به جغرافیا و سرزمین و ایران عزیز مواجه هستیم. این موضوع ناشی از ضعف نظام آموزشی است یعنی باید همزمان در نونهالی، نوجوانی، جوانی و از دبستان تا دانشگاه، عناصر اصلی هویتی ارزشهای بنیادی این سرزمین را به نسل خردسال، کودک، نونهال، نوجوان و جوان آموزش دهیم.
توجه به منزلت اجتماعی قهرمانان و پیشکسوتان از اهمیت بالایی برخوردار است، آنگونه که باید، منزلت آنان دیده نمیشود و این احساس منزلت برای ورزشکار بسیار مهم است. هر فرد نیاز دارد در محیطی که قرار میگیرد مورد توجه قرار بگیرد و نبود منزلتخواهی باعث سرخوردگی، یأس و ناامیدی شده و شرایط را برای ایجاد انگیزه جهت مهاجرت فراهم میکند.
محور بعدی شکاف درآمدی است، میزان درآمد ورزشکار در داخل با بیرون بسیار متفاوت است. حقوق و مزایای برخی از قهرمانان از ۲ میلیون تومان و برخی حداکثر تا ۵ میلیون تومان است و همین قهرمانان امروز در کشورهای اروپایی با پیشنهادهای بسیار بالایی مواجه هستند و از این جهت، شکاف درآمدی یکی از انگیزههای مهاجرت محسوب میشود. نکته بعدی نبود شغل و بیکاری قهرمانان است، مسئله بیکاری یکی از تهدیدات اصلی قهرمانان است که باید برای آن فکر اساسی اندیشه شود.
احساس بیعدالتی و عدمتوزیع عادلانه منابع، امکانات و ظرفیتها از دیگر دلایل مهم مهاجرت است. وقتی افرادی مشاهده کنند که به فرصتها دسترسی لازم و عادلانه ندارند، بالطبع برایشان انگیزه ایجاد میشود که خود را از این دایره خارج کنند، بحث عدالت در توزیع اعم از شغل، اماکن، تجهیزات و منابع مالی و حقوقی همه عناصری است که به تشدید ذهنیت بیعدالتی و مهاجرت کمک میکند.
نکته بعدی احساسگرایی افراطی است. احساس در مقابل عقلانیت شکل میگیرد. گاهی موج حمایت از یک قهرمان به ضدخودش تبدیل میشود. ما نیازمند یک مطالعه اساسی برای تعریف میزان توجه و تشخص هستیم که به عنوان نمونه یک قهرمان اصلاً دیده نمیشود و یک قهرمان دیگر در اوج منزلت اجتماعی است. این تعارضات یکی دیگر از عوامل قهر و سپس مهاجرت به شمار میرود.
موضوع پدیده مهاجرت ورزشکاران در حال حاضر در سطح چالش است نه تهدید؛ چراکه هم به لحاظ کیفی و هم به لحاظ کمی در مقایسه با کشورهای دیگر از وضعیت و شاخص بسیار پایینی برخوردار است. اما میتواند در صورت بیتوجهی به آن، به یک موج تهدیدکننده و حتی بحران تبدیل شود.
بدون تردید باید در مواجهه با مهاجرت ورزشکاران از هر نوع برخورد انفعالی و انتقامی پرهیز شود و به رویکرد سوم یعنی برخورد انعطافی و عقلانی روی آورد و درراستای حفظ منافع ملی و کرامت انسانی با سیاست جذب حداکثری و پرهیز از دفع حداقلی حرکت کرد. ما نیازمند برنامه راهبردی در سطح ورزش قهرمانی با هدف شناخت تبیین، توصیف و تحلیل مسئله و همچنین شناسایی راهبردها و راهکارهای لازم هستیم.
آیندهشناسی، راهبردشناسی، توجه به شکافها و تغییر در سبک زندگی، هویتخواهی و توجه به منزلت اجتماعی در کنار اهمیت نیازهای زندگی، توجه به رفاه، ایجاد اشتغال و تأمین خواستههای مادی و معنوی و همگرایی در جامعه باعث میشود به این موضوع فکر کنیم که در مهاجرت ورزشکاران باید رویکردی جامع و کلاننگر داشته باشیم.
بدیهی است مهاجرت ورزشکاران را باید همزمان در سه سطح ملی، منطقهای و جهانی توصیف و تبیین و برای آن به تناسب نیازها با برنامه حرکت کرد تا با پرهیز از شتابزدگی و رویکرد احساسی - سلیقهای و تقابلی در مسیر تعامل و رویکرد استراتژیک و ایجاد امید با راهبردهای تشویقی و انگیزشی به حرکت توأمان ورزشکاران در مسیر قهرمانی و پهلوانی کمک کرد تا علاوه بر توجه به منزلت اجتماعی و تأمین مالی این عزیزان به دیگر نیازهای آنها توجه لازم را داشته باشیم.
*رئیس کمیته ملی المپیک