بزرگترین سوال بی پاسخ فوتبال ایران در خصوص استفاده از مدیران امتحان پس داده است. مدیرانی که با وجود پروندههایی سنگین مکررا روی کار میآیند و گاها در همان سمتی که اشتباهات فاجعه باری را از خود به یادگار گذاشته اند.
مسئله نه عدم پاسخگویی مدیران که عدم مطالبه گری نهادهای نظارتی از بی کفایتیهای مدیریتی است که طی سالهای اخیر نه فقط چوب حراج به بیت المال زده، که آبروی فوتبال ایران را نیز در مجامع بین المللی برده است! داستانی که اگر چه به قلم مدیران بی کفایت به رشته تحریر در میآید، اما جرات نگارش این سناریوهای دهشتنک و پر هزینه را بی توجهی نهادهای نظارتی است که به این مدیران بی کفایت و نالایق میدهد.
نامها همواره آشناست و ناآشناها نیز بی هیچ شک و تردیدی از نزدیکان و هم پیالههای تصمیم گیرندههایی هستند که همواره روابط را بر ضوابط ترجیح میدهند و جای انتخاب مدیرانی اصلح دست روی گزینههایی میگذرند که یا رفیق گرمابه و گلستان شان هستند و یا دستشان با هم در یک کاسه است. حال میخواهد از نظر مالی باشد یا تفکرات سیاسی و جناحی! نگاهی که طی سالهای اخیر مانع از حضور افراد اصلح و مدیران کارآمد در راس امور در فوتبال شده است.
دست گذاشتن روافرادی با تفکرات سیاسی یا حتی جناحی یکسان را شاید بتوان با بهانههایی مختلف قابل هضم کرد، اما استفاده مکرر از مدیرانی امتحان پس داده و صد البته مردود که تجربه استفاده از آنها جز ناکامی برای فوتبال ایران نداشته را با هیچ بهانهای نمیتوان توجیه کرد. با این وجود، اما سالهاست که شاهد حضور چنین افرادی در اقصی نقاط فوتبال ایران هستیم. نفراتی، چون محمد حسن انصاریفرد که نقطههای سیاه کارنامه او علامت سوال بزرگی در انتخابهای دوباره و سه باره او برای مدیریت است! انصاریفردی که اگر مرتبه اول برای جذب رافائل هپاتیتی که التماس میکرد برای حضور در یک تیم به پای میز محاکمه کشیده میشد و موظف بود به پاسخگویی بابت هزینه نامعقولی که از جیب مردم کرده، برای مرتبههای بعدی چوب حراج نمیزد به بیت المال و با ندانم کاریهای خود هزینههای هنگفت و سرسام آورد از خود به جای نمیگذاشت.
انصاریفرد، اما مشتی است نشانه خروار و تنها مدیری نیست که با وجود داشتن تجربههای مردود بسیار بارها روی کار آمده و هرگز بابت اشتباهات فاحشی که مرتکب شده پای میز محاکمه کشیده نشده برای بازخواست! فوتبال ایران طی سالهای اخیر مدام با امثال انصاریفرد در ارتباط بوده است. مدیرانی که با شعارهای رنگارنگ در راس قدرت قرار میگیرند و با قیافههایی حق به جانب از طی کردن اصولی راهی که در پیش دارند داد سخن میگویند، اما نتیجه همواره یک چیز است. بدهیهای هنگفت و حیف و میل بیت المال و صد البته پروندههای شکایت متعددی که روانه فیفا میشود تا چهرهای مخدوش از فوتبال ایران به تصویر بکشد.
روند طی شده در فوتبال ایران ثابت کرده اشتباهات تاریخی هرگز ملاک انتخاب نبوده که اگر بود امروز شاهد این حجم از اتفاقات تلخ و سو استفاده از بیت المال نبودیم. اما آنچه که به این اتفاقات ناگوار دامن میزند نه مدیران بی کفایت و نه حتی تصمیم گیرندههایی هستند که با بدترین انتخاب بیشترین ضربه را به بدنه فوتبال میزنند، بلکه آنهایی هستند که وظیفه نظارت دارند. ناظرانی که بی شک برای هرگونه دست درازی به جیب مردم، حیف و میل بیت المال و هزینههایی که بر گرده فوتبال ایران گذاشته میشود باید مو را از ماست کشیده و با برخوردهایی جدی با متخلفات ادامه این مسیر را مسدود کنند. اتفاقی که، اما با وجود تمام وعدهها تا به امروز شاهد نبوده ایم، اما بی هیچ تردیدی مهمترین مطالبه مردم است برای آنکه فوتبال ایران جانی تازه گرفته و بار دیگر سرپا شده و در مسیر موفقیت و مهمتر از آن حرفهای شدن گام بردارد. موفقیتی که دست یابی به آن بی شک در گرو نظارت جدی و اصولی است