سه پسر جوان که پس از خوردن مشروب در یکی از پارکهای شهرری، مرتکب قتل شده بودند، جرمشان را گردن هم انداختند.
به گزارش جوان، آذرسال ۹۹ مأموران پلیس تهران از درگیری خونین در یکی از پارکهای صالح آباد شهرری باخبر و به محل حادثه رفتند. با حضور مأموران در محل شواهد اولیه نشان میداد، چند پسر جوان بعد از خوردن مشروب با هم درگیر شده و در آن درگیری یکی از آنها به نام داوود ۳۳ساله بر اثر ضربه چاقو زخمی و راهی بیمارستان شده است. تحقیقات برای یافتن عامل یا عاملان قتل آغاز شد تا اینکه از بیمارستان خبر رسید داوود بر اثر شدت جراحات فوت کرده است.
با مرگ پسر جوان، پرونده با موضوع قتل عمد تشکیل شد و تحقیقات در این زمینه به جریان افتاد. در گام اول تحقیقات شاهدان درگیری مورد تحقیق قرار گرفتند. آنها گفتند عاملان درگیری سهدوست به نامهای بهزاد، طاهر و محسن بودند که بعد از ارتکاب به قتل گریختند.
با گذشت ۱۲روز از حادثه سرانجام متهمان در باغی در شهرستان شهریار شناسایی و بازداشت شدند.
متهمان با انتقال به اداره پلیس به قتل اعتراف کردند و در جریان بازجوییها بهزاد به مأموران گفت: «روز حادثه همراه طاهر و محسن به پارک رفته بودیم. بعد از خوردن مشروب در حال عادی نبودیم که داوود را دیدیم. او در یکی از آلاچیقهای پارک نشسته بود و در حال خوردن مشروب بود. او هم حال طبیعی نداشت به همین خاطر وقتی ما را دید شروع به فحاشی کرد. این رفتارش باعث درگیری شد و در آن درگیری با چاقو و قمه به او حمله کردیم و مقتول با ضربات من کشته شد.»
به این ترتیب بهزاد به اتهام مباشرت در قتل و دیگر متهمان به اتهام شرکت در نزاع دستهجمعی راهی زندان شدند. پرونده بعد از کامل شدن تحقیقات و صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
متهمان در اولین جلسه محاکمه بعد از تعیین شعبه در وقت رسیدگی مقابل هیئت قضایی شعبه هفتم دادگاه قرار گرفتند.
ابتدای جلسه اولیایدم درخواست قصاص را مطرح کردند. سپس برادر مقتول در جایگاه ایستاد و گفت: «احتمال میدهم بهزاد به دروغ خودش را قاتل معرفی کردهاست و قاتل طاهر است. بهزاد و محسن در درگیری حاضر بودند، اما طاهر که از اراذل و اوباش منطقه است قبل از حادثه با برادرم اختلاف داشت و بارها با هم درگیر شدهبودند. برادرم در یک درگیری او را کتک زدهبود به همین خاطر طاهر کینه او را به دل گرفته بود. همین انگیزهای بود تا او روز حادثه برادرم را با ضربههای قمه به قتل برساند.»
در ادامه متهم در جایگاه ایستاد و خلاف اظهاراتش این بار قتل را انکار کرد. او درباره اظهارات اولیهاش گفت: «در دادسرا تحت فشارهای بازجویی به قتل اعتراف کردم، اما حالا میخواهم حقیقت را بگویم. ضربههای کشنده را من به مقتول نزدم. من در آن درگیری حضور داشتم، اما فقط با چاقو چند ضربه به کمر داوود زدم.
این طاهر بود که با قمه به گردن مقتول ضربه زد و عامل قتل شد.» با این دفاعیات طاهر نیز در جایگاه ایستاد و در دفاع از خودش گفت: «بهزاد دروغ میگوید. او در این مدت تحت تأثیر حرفهای دیگران جرمش را انکار میکند و میخواهد قتل را گردن من بیندازد. قبول دارم در درگیری حاضر بودم، اما ضربهای به مقتول نزدم. این بهزاد بود که به خاطر خوردن مشروب حال طبیعی نداشت و مقتول را کشت.»
دیگر متهم نیز با اقرار به شرکت در درگیری منجر به قتل گفت ضربه کاری به مقتول نزده است.
با ادعای دو متهم که سعی داشتند قتل را گردن هم بیندازند، هیئت قضایی بعد از شور دستور داد تا پرونده برای تحقیقات بیشتر به دادسرا فرستادهشود تا بعد از کامل شدن آن بار دیگر در نوبت تعیین شده رسیدگی شود.