محمدرضا هنرمند درباره وضعیت سینمای ایران میگوید: مشکلات سینمای ایران آنقدر بزرگ، عمیق و ناامیدکننده است که نه با حضور یک نماینده کانون در شورای پروانه ساخت که با هیچ ترکیبی از شوراهای مختلف حل نمیشود.
محمدرضا هنرمند، کارگردان پیشکسوت سینمای ایران درباره شرایط سینما و تنزل کیفی آثار به ایسنا گفت: راه را اشتباه رفتهایم. مشکل سینمای ایران شوراهای مختلف نظارتی نیست بلکه خود سینمایی است که خودمان ساخته و پرداختهایم. بدبختانه سینمای ما با وجود معضلاتی که گرفتارش شده، خودش تبدیل به ذات مشکل شده است. بقیه حرف است و بهانه و اتلاف وقت و شاید هم آدرسهای غلطِ تعمدی. من متجاوز از ۴۰ سال است در فضای سینما کار و زندگی میکنم، پس، از منِ کوچکترین بپذیرید که در طول این سالها هرگز سینمای ایران را تا این اندازه ذلیل، منفعل و خجالتآور ندیده بودم.
به گفته این فیلمساز پیشکسوت، سینمای امروز ایران از بیسوادی و سوداگری و دغلبازی رنج مضاعف میبرد. از ستارگان باسمهایاش خجل است، از تازه تهیهکنندگانی که پولهای به چنگ آورده از بیعدالتیهای اجتماعی را در مقابل فقر شرافتمندانهاش به رخ میکشند، منفعل است. شبهتهیهکنندگانی که هیچ نسبت و علاقهای به سینما ندارند و امروز در معرکه سینما صرفاً عقدهگشایی میکنند.
منظورم همان بلای آوارگونه تهیهکنندگانی است که اگر «ئیتی» به گوششان بخورد، تصور میکنند که یک میوه استوایی است، اگر بگویی «پستچی همیشه دو بار زنگ میزند» میگویند حتماً زنگ خانهتان اشکال دارد! یا اگر از «توت فرنگیهای وحشی» بگویی، میگویند جای شما خالی در شب یلدا خوردیم یا تصور میکنند که در همان مهمانی «پرتقال کوکی» هم بود ولی در بشقاب! اگر بگویید «جاده»، یاد جاده منتهی به ویلایشان در لواسان خواهند افتاد. آنها هرگز و هرگز لذت «پرواز بر فراز آشیانه فاخته» را تجربه نکردهاند، فرقی بین «راننده تاکسی» و راننده اسنپ قائل نیستند. اصلاً توی باغ نیستند و «کتاب» برایشان دوران دبیرستانشان را تداعی میکند و بس.
هنرمند در ادامه میافزاید: افسوس که تهیهکنندگان عاشق و فهیممان کناره گرفتهاند؛ همانهایی که روزگاری سینمای ما را با تعامل هوشمندانه، تلاش و ریسک به اوج بالندگیاش رساندند و امروز قانع به سود ۱۸ درصدی سپردهای بانکیشان زندگی آرام و بیدغدغهای را سپری میکنند تا همچنان مدال خفتبار ابتذال بر سینه خالقان بیکفایت و صاحبان پولپرستش باشد.
بهتر از همیشه میفهمیم که سینمای اندیشمند و متعهد ایران در مقابل این هجوم بیرحمانه بیپروا، چنان به حاشیه برده شده است که معدود فیلمسازان جوان و فهیم و کاربلد سینما که در این آشفتهبازار بیسروسامان همچنان با خون دل و خلق آثار ارزشمندشان میدرخشند، دست و دلشان برای خلق آثار بعدی به ترس و لرز افتاده است.
کدام شورایی میتواند در این اوضاع کار مؤثری بکند؟ کدام نماینده در شورای پروانه ساخت توان رویارویی با این سطح ابتذال و آشفتگی را دارد؟ من تردید دارم که اعضای جدید شورای پروانه ساخت که به فهم من از دانش، سلیقه، تشخیص و حسننیت هم بهرهمند هستند، بتوانند کاری از پیش ببرند. عنان سینمای مظلوم و غارت شده ما در دست نامحرمان بیکفایت است. باید کاری کرد تا خیلی دیر نشده.