هرچند تحولات اخیر افغانستان به صورت سریع و غیرمنتظره اتفاق افتاد و مورد پذیرش هیچ کشوری به خصوص همسایگان نبود، اما هیچ راه چارهای برای این کشورها باقی نگذاشت، مگر اینکه به ناچار به دلیل تأثیرپذیری مستقیم از ناامنی، بیثباتی، فقر و گرسنگی وارد تعامل با حاکمیت جدید شوند سرویس بینالملل جوان آنلاین: هرچند تحولات اخیر افغانستان به صورت سریع و غیرمنتظره اتفاق افتاد و مورد پذیرش هیچ کشوری به خصوص همسایگان نبود، اما هیچ راه چارهای برای این کشورها باقی نگذاشت، مگر اینکه به ناچار به دلیل تأثیرپذیری مستقیم از ناامنی، بیثباتی، فقر و گرسنگی وارد تعامل با حاکمیت جدید شوند. پس از برگزاری دومین نشست وزرای خارجه همسایه افغانستان در تهران، حسن کاظمی قمی، نماینده ویژه جدید ایران برای افغانستان روز دوشنبه (۲۴ آبان) در رأس هیئتی راهی کابل شد تا درباره موضوعات مختلف با مقامهای دولت سرپرستی طالبان دیدار و از نزدیک پیرامون منافع دو کشور، به خصوص منافع مشترک مذاکره کند.
الف: تأثیرپذیریهای امنیتی
اولین مسئلهای که ایران را وادار به رویکرد و دیپلماسی فعال میکند، تأثیرپذیری از این تحولات افغانستان، به خصوص آسیبهای امنیتی آن است. درست است با روی کار آمدن طالبان در افغانستان، از میزان ناامنی و بیثباتی به شدت کاسته شده، اما گزارشهای نگرانکنندهای در مورد فعالیتهای پنهان و آشکار گروههای تروریستی به خصوص گروه داعش و سایر گروههای تروریستی و جابهجایی و حضور آنها در نزدیکی مرزهای دو کشور وجود دارد. آماده نبودن طالبان برای تأمین امنیت پایدار و جلوگیری از حملات بزرگ تروریستی، میتواند مثل حملات تروریستی هفتههای گذشته، فاجعه بیافریند. به همین خاطر، نیاز به تعامل و برقراری ارتباط، یک امر اجتنابناپذیر است.
گزارشهای میدانی حاکی از هجوم سیلآسای موج جدید مهاجران افغانستانی از طرق غیرقانونی به سوی ایران، میتواند با برخی تهدیدهای امنیتی نیز همراه باشد و برخی نیروهای تروریستی در قالب همین مهاجران غیرقانونی وارد کشور شوند. از اینرو، ناکامی دولت سرپرست کنونی در افغانستان و رفتن این کشور به سوی هرج و مرج و بیثباتی و جنگ داخلی، تبعات زیانباری برای ایران خواهد داشت.
در پاسخ به برخی منتقدان رویکرد کنونی ایران نسبت به تحولات افغانستان که به صورت مشخص از عدم حمایت از جبهه مقاومت در پنجشیر ناراضی هستند و در این زمینه، پیوندهای گذشته را برجسته میسازند نیز به نظر میرسد واقعاً وضعیت افغانستان، منطقه و تهدیدهایی که متوجه آنهاست، نسبت به دهههای ۶۰ و ۷۰ متفاوت است و منطقه دیگر توان تحمل یک جنگ دیگر و تداوم بیثباتی در افغانستان را ندارد. به همین خاطر، هیچ گزینهای جز رویکرد صلحآمیز و تعاملگرایانه با هیئت حاکمه سرپرستی جدید در این کشور، نه تنها برای ایران و سایر کشورهای همسایه و منطقه، بلکه برای خود گروهها و جریانهای افغانستانی باقی نگذاشته است. در شرایط کنونی افغانستان، دیپلماسی، گفتگو و مذاکره راهگشاست و باید به تشکیل یک دولت فراگیر و همهشمول با حضور جریانهای مختلف سیاسی، قومی و مذهبی در این کشور کمک کرد تا جلوی تبعات زیانبار فراملی و ادامه بیثباتی در افغانستان گرفته شود.
ب: تأثیرپذیری اجتماعی - اقتصادی
تداوم فقر و گرسنگی که این روزها افغانستان را درگیر یک بحران انسانی کرده نیز میتواند هم موج جدید مهاجرت به سوی ایران را تقویت کند و هم زمینه سربازگیری و فعالیت بیش از پیش گروههای تروریستی و تبعات امنیتی تحولات افغانستان را بیش از پیش کند.
از اینرو ایران ناچار است درهای خود را به روی صادرات به افغانستان بگشاید و سهولتهای ویژه تجاری و اقتصادی را برای تاجران دو کشور فراهم کند تا روند مبادلات تجاری به حالت عادی برگردد و چه اینکه نسبت به گذشته تقویت شود. الان مواد غذایی و سوختی دو نیاز فوری مردم افغانستان است که میبایست روند صادرات به این کشور با شرایط ویژه تسهیل یابد. کما اینکه در دو سفر استانداران پیشین و جدید خراسان رضوی به شهرهای هرات در غرب و کابل، پایتخت افغانستان و مذاکراتی که به نیابت از وزارتهای امورخارجه و همچنین اقتصادی با طالبان انجام داد، دو طرف به توافقات بسیار خوبی در ۱۶ بند دست یافتند که قطعاً در سفر نماینده ویژه ایران به کابل و هیئت همراه او، مورد بحث و بررسی و مذاکرات بیشتر دو طرف خواهد بود.
نکته دیگری که ضرورت تعامل با دولت سرپرستی کنونی در افغانستان را برای ایران حیاتی کرده است، نگرانی از عقب ماندن از روند سریع توسعه اقتصادی و همکاریهای منطقهای است. افغانستان به لحاظ موقعیت ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی، عملاً به عنوان یک چهارراه در قلب آسیا عمل میکند و بخشهای مختلف قاره کهن را به هم متصل ساخته است.
این اتصال منطقهای حمل و نقل و تبادلات کالا را میان این بخشها و کشورهای مختلف تسهیل و نزدیک میسازد. به دلیل همین اهمیت کشورهای آسیای مرکزی و پاکستان در برقراری ارتباط و تعامل با دولت موقت طالبان پیشدستی کرده و مقامهای ارشد آنها، از جمله وزرای خارجه و نمایندگان ویژه در امور افغانستان به کابل سفر کرده و با طالبان پای میز مذاکره نشستهاند.
یکی از محورهای مهم تمام این سفرها و مذاکرات، زمینهسازی برای تداوم اجرای پروژههای بزرگ اقتصادی منطقهای در محور افغانستان، از جمله خطوط انتقال گاز (تاپی)، انتقال برق و همچنین جاده و آهن است. هرگونه تأخیر در دیپلماسی و تعامل با شرایط جدید افغانستان سبب خواهد شد در حوزه منافع مشترک اقتصادی، دیگران گوی سبقت را بربایند. این در حالی است که به خصوص در حوزه استفاده افغانستان از بندر استراتژیک چابهار، شاهد افت شدید هستیم. هرچند در این زمینه، رویکرد اخیر هند نیز تا اندازهای تأثیرگذار بوده است.
ناگفته نباید گذاشت که رویکرد طالبان نسبت به روابط اقتصادی و تجاری با ایران، به دلیل نیازمندی شدید دولت موقت که حالا کاملاً وابسته به درآمدهای گمرکی و تجاری با همسایگان خود به خصوص ایران، برای تأمین بودجه مورد نیاز دولت است و همچنین نیازمندی شدید مردم این کشور، میتواند فضای جدیدی فراراه تعاملات اقتصادی و مبادلات تجاری بین دو کشور ایجاد کند. کما اینکه توافقات ۱۶ بندی استاندار پیشین خراسان رضوی با طالبان در کابل، تداعیگر چنین فضایی است.
سابقه تنگنظرانه
نکته قابل تأسف، نوع رویکرد دولت گذشته افغانستان به خصوص در حوزه تعاملات اقتصادی و تجاری با ایران است. بهرغم روی گشاده و سهولتهای زیادی که ایران در ۲۰ سال گذشته در حوزه روابط اقتصادی و تجاری با افغانستان فراهم آورده، متأسفانه نوع رویکرد دو دولت محمد اشرف غنی، رئیسجمهور فراری نسبت به ایران در این حوزه، تنگنظرانه و محدودکننده بوده است.
اشرف غنی و وزرای اقتصادی کابینه او، به خصوص وزیر سابق تجارت همواره به دنبال محدود کردن تجارت با ایران و فراتر از آن، قطع روابط تجاری بودند. حتی اشرف غنی به دنبال ابداع و تقویت کریدورهای منطقهای بود که بتواند ایران را دور بزند که مستندات آن به روشنی وجود دارد، اما این جایگاه و موقعیت استراتژیک ایران و ناچاری تاجران و مردم افغانستان سبب شد که نه تنها روابط اقتصادی و تجاری دو کشور محدود نشود، بلکه شاهد روند صعودی چشمگیر آن نیز باشیم. در بعد سیاسی- امنیتی نیز بهرغم اینکه ایران، تنها و مهمترین حامی دولت گذشته افغانستان درباره روند صلح و مذاکرات بینالافغانی در برابر توطئههای امریکایی بود، رویکرد اشرف غنی و کابینه او، به خصوص در حوزههای سیاسی و امنیتی، خصمانه بود که در نهایت سبب شد بهرغم چهار سال مذاکرات فشرده هیئتهای دیپلماتیک طرفین برای نهاییسازی سند جامع همکاریهای راهبردی بین افغانستان و ایران و نهایی شدن آن، این سند با کارشکنی به امضای دو طرف نرسد.
نیازمندی دولت موقت طالبان
البته شاید فراتر از نیامندیهای متقابل ایران به تأمین ثبات و توسعه در افغانستان، این طالبان است که به این رابطه و تعامل مهم و سازنده نیاز دارد. جدای از ضرورتهای کنونی برای ایران، این پیامهای مثبت و روشن دولت موقت طالبان به ایران نیز بوده که زمینهساز سفرهای دیپلماتیک به خصوص سفر نماینده ویژه در امور افغانستان به کابل شده است.
طالبان از یک طرف با بحران مشروعیت و انزوا روبهرو بوده و مهمتر از آن، درگیر بحران اقتصادی فرا روی دولت و مردم این کشور است. این در حالی است که پس از تلاشهای امریکا برای مشروعیت دادن به طالبان و توافق صلح با آنها، حالا در یک چرخش ۱۸۰ درجه، برای ناکامی مجدد روند دولتسازی در افغانستان و زمینهسازی تداوم بحران، بیثباتی و جنگ، از یکسو داراییها و پولهای دولت و ملت افغانستان را مسدود کرده و موجب تقویت بحران اقتصادی و فقر و گرسنگی شده است و از سوی دیگر، با تقویت گروههای تروریستی به خصوص داعش و ایجاد اختلاف و انشعاب میان طالبان، به دنبال تطمیع و تضعیف دولت موقت است. بدین ترتیب میخواهند پروژه تداوم بیثباتی و جنگ ادامه یابد و دولت جدید در افغانستان نیز همچنان تحت فرمان و نفوذ امریکا در راستای اهداف منطقهای این کشور باشد.
طالبان باید بداند که تنها راه نجاتش، در کنار دستیابی به دولت فراگیر و مشروعیت سیاسی در داخل افغانستان، به دست آوردن استقلال، عدموابستگی به امریکا و غرب و اتکا به ظرفیتهای عظیم در سطح منطقه، به خصوص همسایگان این کشور است. افغانستان به راحتی با بهرهبرداری از ذخایر عظیم معدنی و زیرزمینی و همچنین موقعیت ویژه جغرافیایی خود به عنوان چهارراه اتصال منطقهای میتواند تداوم حیات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و امنیتی خود را تضمین کند و قطعاً تعامل با امریکا و دیپلماسی التماسی از این کشور و غرب، مثل گذشته راهگشا نخواهد بود.