کد خبر: 1069276
تاریخ انتشار: ۲۶ آبان ۱۴۰۰ - ۲۲:۰۰
محمد صادق عبداللهی

برنامه ششم توسعه کشور در انتهای سال جاری به پایان خواهد رسید و کشور آماده تقریر برنامه هفتم توسعه خواهد شد. بررسی برنامه‌های توسعه و البته عمده برنامه‌های مدیریتی و اجرایی کشور نشان می‌دهد که ما در سیستم برنامه‌ریزی با آسیب جدی کیفی بودن برنامه‌ها مواجه هستیم. به عبارت دیگر برنامه‌های ما محدود به برنامه‌هایی کیفی و بی‌هدف دقیق کمی است و عمدتاً گزارش‌های ارائه شده نیز گزارش‌هایی از همین جنس و سرشار از اعداد و ارقام تکراری و پراکنده است که همان کار‌های روتین دستگاه‌ها را به عنوان برنامه‌های توسعه جا می‌زنند. این وضعیت مانند آن است که قطاری را بر ریلی انداخته‌ایم و دائماً نیز از رسیدن قطار به جا‌های خوب و خوش آب و هوا سخن می‌گوییم، اما نمی‌دانیم دقیقاً این قطار قرار است در کدام ایستگاه با کدام موقعیت جغرافیایی توقف کند و ایستگاه‌های بین مسیر چه ایستگاه‌هایی هستند و هر بار هم که سکان‌دار قطار تغییر می‌کند با تصویر کردن مقصدی زیبا‌تر فرمان را به سوی دیگری می‌چرخاند، اما آنچه در عمل اتفاق می‌افتد حرکتی بی‌جهت دقیق است و اجزای قطار نیز فقط به سرویس‌های متداول که حرکت قطار را تضمین می‌کند، مشغولند!
در حالی که لازمه برنامه‌ریزی آن است که پس از شفاف شدن وجوه و زیروبم موقعیت کنونی (نقطه الف) با آمار و ارقام، مشخص‌سازیم مطابق سیاست‌های کلان قرار است به سمت کدام نقطه (ب) آن هم با تصویری شفاف شده به آمار و ارقام دقیق، حرکت کنیم و در این راه بناست چه مسیری و با چه کیفیتی طی شود. پس از آغاز به حرکت نیز بایستی گزارش‌های نقطه‌ای دقیقی از لحظه به لحظه حرکت، به شکل مکتوب تهیه شود تا اگر در میانه راه یا پس از رسیدن به نقطه (ب) سکان‌دار قطار تغییر کرد، نفر بعد بداند که دقیقاً در چه نقطه‌ای با چه پیشینه‌ای قرار دارد تا بتواند با رفع آسیب‌ها برای حرکت سریع‌تر و هموارتر از نقطه (ب) به (ج) برنامه‌ریزی نماید. در این صورت است که می‌توان قطار را ایستگاه به ایستگاه جلو برد تا به هدف و مقصد نهایی رسد.
رهبر معظم انقلاب نیز در سال ۱۳۸۲ ذیل سند چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۰۴ به کمی کردن اهداف و برنامه‌ها تأکید ویژه کرده‌اند و تحت عنوان «ملاحظه» در پایان سند آورده‌اند: «در تهیه، تدوین و تصویب برنامه‌های توسعه و بودجه‌های سالیانه، این نکته مورد توجه قرار گیرد که: شاخص‌های کمّی کلان آن‌ها از قبیل: نرخ سرمایه‌گذاری، درآمد سرانه، تولید ناخالص ملی، نرخ اشتغال و تورم، کاهش فاصله درآمد میان دهک‌های بالا و پایین جامعه، رشد فرهنگ و آموزش و پژوهش و توانایی‌های دفاعی و امنیتی، باید متناسب با سیاست‌های توسعه و اهداف و الزامات چشم‌انداز، تنظیم و تعیین گردد و این سیاست‌ها و هدف‌ها به صورت کامل مراعات شود.».
اما متأسفانه آنچه اکنون در عمل اتفاق می‌افتد نوعی برنامه‌ریزی دائمی در نقطه (الف) است و هر مدیری که سکان سازمان، دستگاه و اداره‌ای را در دست می‌گیرد، اولاً به دلیل نداشتن نگاه پیوستگی در برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری کلان و نقطه به نقطه و ثانیاً به دلیل نبود مکتوباتی دقیق که توصیف‌گر وضعیت و روند حرکت آن سازمان یا اداره در طول تاریخ فعالیت باشد، با نگاه بدبینانه به سابقه آن سازمان یا اداره و راه طی شده، دکمه ری‌استارت تمامی برنامه‌های آن را زده و سند و برنامه‌ای نو برای تحول در نهاد تحت امر تهیه می‌نماید. اینگونه است که همواره ادارات، سازمان‌ها و دستگاه‌های ما در نقطه (الف) بوده و هر برنامه‌ای نیز که تهیه می‌شود برای حرکت از (الف) به نقطه (ب)‌ای دلبخواه و سلیقه‌ای است که هر دوسال یا چهار سال و بسته به عمر مدیریتی شخص منصوب شده، تغییر می‌کند و تنها فعالیت‌های روتین و روزانه است که تداوم دارد. انگار کنتور پیشرفت‌های هر سازمان هر چهارساله صفر شد و دوباره از نو آغاز به کار می‌کند و اینگونه ادارات و سازمان‌ها دچار روزمر‌گی‌هایی شده‌اند که برنامه‌های تحولی در آن به سخره گرفته می‌شود و کارمندان به طعنه و کنایه مدیران را در شروع کار جوگیر تلقی می‌کنند که پس از چندی از شور خواهند افتاد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار