اما آنچه که بیش از هرچیز جای خالی طارمی را نشان میداد رفتار غیر حرفه ای سرمربی تیم بعد از به ثمر رسیدن گل سردار بود که تازه بازی را به تساوی کشانده بود. یورش به سمت نیمکت حریف و نشان دادن مشت های گره کرده به آنها که بهانه خوبی بود برای ایجاد درگیری و حاشیه نشان از عدم اطمینان اسکوچیچ به تصمیمی که گرفته بود داشت و ذوق زدگی فرار از باختی که اگر رقم میخورد بدون شک مقصر صد در صدی آن بود
این نخستین باری نیست که یک مربی واکنشی احساسی از خود بروز می دهد. پیش از این کی روش نیز با آن مشت های گره کرده خود سوژه رسانه های دنیا شده بود. اما عکس العمل کی روش بعد از به صدا در آمدن سوت پایان بازی به مردی بود که قبل از مصاف با ایران حرفهای بیهوده ای به زبان رانده بود و سرمربی سابق تیم ملی بعد از دادن پاسخی کوبنده در زمین مقابل او مشت هایش را گره کرد و یادش داد که دیگر سخن به گزاف نگوید. این بار اما خبری از آن داستان ها نبود و همه ماجرا برمی گشت به لجبازی مردی که در پی سخن گزاف خود طاقت انتقاد را نداشت و با تصمیمی کاملا غیر حرفه ای و احساسی شانس تیمش را برای پیروزی کاهش داد که اگر غیر ازاین بود بعد از گلزنی آزمون و نورالهی در وقت های اضافه تا آن اندازه از خود بیخود نمی شد.
واکنش اسکوچیچ در واقع کشیدن نفسی راحت برای فرار از باختی بود که آن را بیخ گوش خود احساس می کرد که اشتباها مقابل نیمکت لبنان به نمایش در آورد تا حاشیه ای دیگر برای مرد کروات رقم بزند و همین رفتار غیر حرفه ای یک بار دیگر ثابت کرد خود کرده را تدبیر نیست!
حرف سر حمایت یا عدم حمایت از طارمی نیست. مسئله مردی است که از روز نخست حضورش در تیم ملی رفتارهایی را از او شاهد بودیم که بی شک در شان سرمربی تیم ملی فوتبال ایران نیست. از آن بازیهای دراماتیک برای جدایی از نفت به بهانه مشکلات خانوادگی که در واقع تدارک برای نشستن روی نیمکت تیم ملی بود گرفته تا مصاحبه ای که فوتبال ایران را زیر سوال برد و حالا هم شادی بی حد و حصر برای فرار از باخت که هیجان کنترل نشده اش نیمکت لبنان را نشانه رفته تا پازلی را تکمیل کند که نشان میدهد این مربی در قد و قواره های فوتبال ایران نیست چه رسد به نیمکت تیم ملی که مملو از است لژیونرهای موفق و بازیکنان تکنیکی لیگ برتر که البته چشم های سرمربی بعد از این همه مدت و در پی موفقیت های اخیر هنوز آنها را ندیده و شاید هم دیده اما در خیالاتش خود را بانی تمام موفقیت ها می داند که صراحتا در گفتگو با رسانه های کشورش بازیکنان ایرانی را تاکتیک ناپذیر می خواند. اما برد سخت و نفس گیر برابر لبنان یک بار دیگر نشان داد که موفقیت های اخیر فوتبال ایران نه به دلیل توانایی های مرد کروات که به دلیل توانایی های فردی بازیکنان است که رقم خورده است و این را درخشش دقیقه نودی سردارآزمون و نور الهی بیش از هر زمان دیگری ثابت کردند.
اما آنچه در تمام بازی مشهود بود عدم حضور یکی از لژیونرهای خوب فوتبال ایران در ترکیب تیم ملی بود که طی ماههای اخیر بارها و بارها به واسطه درخشش های خود نظر رسانه ها را به خود جلب کرده اما سرمربی تیم به واسطه اشتباهی که خود مرتکب شده تیم ملی را از وجود او محروم کرد . محرومیتی که در بازی بعد مقابل سوریه بی شک می تواند کار را برای فوتبال ایران سخت تر هم کند وقتی علاوه بر سرمربی که به وساطه رفتارهای غیرحرفه ای خود با کارت قرمز مواجه شده، تیم ملی جهانبخش را هم به دلیل محرومیت به همراه ندارد و حالا عدم حضور جهانبخش و طارمی صحبتهای چندی پیش یکی از لژیونرهای فوتبال ایران را یادآور می شود که در واکنش به استفاده از جادو وجنبل در تیم ملی و ارتباطش با موفقیت های تیم گفته بود همین امروز اگر طارمی و جهانبخش را از تیم ملی بگیرند ببینید تیم می تواند به مسیر موفقیت هایش کمافی سابق ادامه دهد یا نه. و حالا آن روز که شاید حتی خود آن لژیونر هم تصورش را نمی کرد خیلی زود از راه رسیده است. روزی که تیم ملی باید بدون طارمی و جهانبخش و البته سرمربی حاشیه ای خود به مصاف سوریه برود و بی شک روز سختی در پیش دارد . روزی که باید دید پایانش به مشت های گره کرده اسکوچیچ و هیجان کنترل نشده او ختم می شود یا .....