کد خبر: 1064996
تاریخ انتشار: ۲۰ مهر ۱۴۰۰ - ۲۱:۰۰
سمانه پیروی

چگونه ممکن است یک انسان عادی در کمال خونسردی آدم بکشد؟ داستایوفسکی ۱۵۰ سال پیش در پاسخ به این سؤال رمانی به اسم «جنایت و مکافات» نوشته است. این رمان یکی از برترین آثار داستایوفسکی و از شاهکار‌های کلاسیک ادبیات روسیه محسوب می‌شود.
جنایت و مکافات داستان دانشجوی حقوقی است که به علت تنگدستی تصمیم می‌گیرد پیرزن نزول‌خواری را که گاهی برایش گرویی می‌برد، بکشد. او بار‌ها نقشه قتل را با خود مرور می‌کند و از نظر خود برای این کار دلایلی اخلاقی نیز دارد، اما بعد از جنایت مجبور است مکافات عمل خود را بکشد.
داستایوفسکی بار‌ها در کتاب، ماهیت جرم و جنایت را مورد پرسش قرار می‌دهد و رابطه آن با اخلاق را به چالش می‌کشد. او در خلال گفتگو‌هایی که در کتاب شکل می‌گیرد، نظرات مختلفی را از زبان شخصیت‌های رمان خود بیان می‌کند ولی هیچ‌گونه تصمیم‌گیری نمی‌کند و در انتها قضاوت را به خود خواننده واگذار می‌کند. این رمان یکی از بنیادی‌ترین سؤالات بشر را مطرح می‌کند: «آیا جرم با ذات بشر سازگار است؟»
این کتاب در عین حال که جزو اولین کتاب‌های روانشناختی است، به خوبی به رابطه جرم و وضعیت اجتماعی و اقتصادی افراد می‌پردازد. همچنین با ارائه تصویر روسیه در قرن ۱۹ مشکلات اجتماعی و فضای حاکم بر روشنفکران و مردم عادی سن‌پترزبورگ را نمایش می‌دهد.
جنایت و مکافات به طرز عجیبی جمع اضداد است. گناهکارانی که در واقع خودشان قربانی شرایط شده‌اند. افراد متمدنی که به خوی حیوانی خود تکیه کرده‌اند. شهری که در عین اینکه پر از نابرابری و ظلم است، مجرمان را به سزای اعمال خود می‌رساند. هیچ شخصیتی وحدت کامل ندارد و دائماً در حال حرکت به سوی رستگاری یا ضلال هستند. عجیب نیست که در روسیه داستایوفسکی را پیامبر می‌دانند؛ او چنان با دقت مسیر انحطاط و مسیر رستگاری را در آثار خود نشان می‌دهد که این امر تنها از پیامبران برمی‌آید.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار