در احادیث و روایات ما بسیار از سخن گفتن درباره چیزهایی که علم لازم آن را نداریم و حتی پیروی از ظن و گمان نهی شده و عواقب بدی برای آن ذکر شده است. در احادیث و روایات ما بسیار از سخن گفتن درباره چیزهایی که علم لازم آن را نداریم و حتی پیروی از ظن و گمان نهی شده و عواقب بدی برای آن ذکر شده است.
یکی از اصلیترین اصول سبک زندگی اسلامی درباره سخن گفتن این است که انسان همیشه مراقب زبان خود باشد، هرگاه که میخواهد از این عضو استفاده کند، با احتیاط رفتار کند و تا وقتی که دلیلی برای سخن گفتن نیافته است، سکوت کند. در کتاب شریف کافی آمده است شخصی نزد امام کاظم (ع) آمد و از ایشان درخواست کرد که توصیههایی بفرمایند. حضرت خطاب به او فرمودند: «احْفَظْ لِسَانَکَ تَعِزَّ»: زبانت را حفظ کن، عزت خواهی یافت. این مطلب آنقدر در سبک زندگی اسلامی ایرانی ما جا افتاده است که در میان ابیات بسیاری از شاعران بزرگ ایرانی اشارههای فراوانی به آن یافت میشود. حکیم ابوالقاسم فردوسی میفرمایند: «همی دور مانی ز رسم کهن / براندازه باید که رانی سخن.» نظامی گنجوی نیز در ضمن مثنوی معروف خویش به کم سخن گفتن توصیه میکند و میگوید: «کم گوی و گزیده گوی، چون در / تا ز اندک تو جهان شود پر.»
یکی از علتهای زیاد سخن گفتن میتواند کمبود شخصیت اجتماعی فرد باشد. بدین معنا که در اجتماع برای وی جایگاهی وجود ندارد و میخواهد با سخن گفتن در موضوعات مختلف جایگاهی اجتماعی برای خود کسب کند.
اصل دیگری که در اسلام برای سخن گفتن روی آن بسیار تأکید شده، این است که انسان همیشه از سخن گفتن درباره موضوعاتی که آگاهی و دانش مربوط به آن را ندارد، پرهیز کند. در روایتی امام صادق (ع) دو خصلت را هلاککننده میدانند که یکی از آن دو، سخن گفتن بدون آگاهی است. این امر از مسائلی است که در کتب اخلاقی، جزو رذایل اخلاقی دانسته شده است و مفاسد بسیاری برای آن برشمردهاند. وجه افتراق مکتب اسلام با سایر مکاتب اخلاقی در اینجا مشخص میشود؛ چراکه در اسلام علت بایدها و نبایدهای اخلاقی اموری حقیقی هستند که در کمال انسان تأثیرگذارند. برخلاف اکثر مکاتب اخلاقی غربی که مبانی مشخص و صحیحی برای بایدها و نبایدهای اخلاقی خویش ندارند.
البته این نکته را نیز نباید فراموش کرد در مواقعی که سخن گفتن ضرورت دارد نیز سکوت، صحیح نیست، بلکه سکوت در برخی موارد از بزرگترین گناهان کبیره است. مثلاً در جایی که شرایط امربهمعروف و نهیازمنکر وجود دارد، ترک این فریضه نهتنها گناهی بزرگ است، بلکه خیانت به جامعه نیز محسوب میشود.
به همین دلیل مرحوم علامه مجلسی روایتی که سخن گفتن را نقره و سکوت را طلا شمرده است محمول بر جایی میدانند که ضرورت یا رجحانی برای سخن وجود نداشته باشد.