ایمان محمدی در کانال تلگرامی خود نوشت: افغانستان برای ما بیش از یک همسایه است. ۱۵۰ سال قبل، بخشی از خاک و پاره تن ما بود که با نیرنگ انگلیس و بیکفایتی قاجار از ایران جدا شد. دههها مستعمره انگلیس بود؛ تا اینکه پای شوروی و سپس امریکا به این کشور باز شد. چند بار هم در دو دهه اخیر، میان طالبان و دولت غربگرا دستبهدست شده است.
رنج و ناامنی و بیثباتی افغانستان، رنج و گرفتاری ما هم است. ترجیح ما «توقف اشغال و حاکمیت مبتنی بر زور و اسلحه» و «حاکمیت رأی مردم، در کنار احترام به همه اقوام و مذاهب» است. افغانستان در دوره ۲۰ساله اخیر (سیطره طالبان، اشغال امریکا و حاکمیت دولت بیریشه و غربگرای اشرف غنی)، بارها نابودی نسل و منابع و زیرساختها را به چشم دید و ضمناً زیرساختهای سیاسی و فرهنگی مقاومت برای تشکیل دولت مستقل از امریکا و طالبان را تا حدود زیادی از دست داد.
این هم مهندسی امریکا و غرب، با عبرت گرفتن از تحولات عراق بود. البته جمعیت شیعیان در افغانستان ۲۵ درصد است، بر خلاف عراق که اکثریت بالای ۶۰ درصد مردم شیعه هستند.
برخی میگویند ایران چرا مثل عراق و سوریه، وارد درگیری در افغانستان نمیشود؟ ایران، هرگز رأساً وارد هیچ جنگی نشده. ایران پس از درخواست رسمی دولتهای قانونی عراق و سوریه، به آنها برای مبارزه با تروریسم «کمک» کرد و هرگز طرف اصلی جنگ نبود.
دولتهای قانونی مستقر و ارتش آنها تصمیم به دفاع از خود گرفتند و وسط میدان آمدند و انبوه گروههای مردمی داوطلب هم کنار دولتها ایستادند. یعنی اقتضائات فراهم بود، بنابراین ایران هم عمدتاً با کمک مستشاری، به ساماندهی خط دفاعی و سپس تهاجمی علیه تروریستها پرداخت.
اما دولت و ارتش افغانستان، وامدار امریکا و فاقد ریشه مردمی بودند و ظرف چند هفته، همه شهرها و امکانات نظامی را بدون کمترین مقاومت تسلیم طالبان کردند. این اتفاق، مقارن با تصمیم امریکا برای خالی کردن پشت دولت اشرف غنی و جا گذاشتن انبوهی از امکانات نظامی برای طالبان بود.
همچنین گفته میشود برخی گروههای جهادی سابق، در چند سال گذشته با دولت فاسد اشرف غنی شریک شده یا لااقل کنار آمدند و آن روحیه سابق مبارزه را نداشتند. فساد گسترده در دولت غنی با وجود فقر عمومی، موجب شد بسیاری از مردم هم انگیزهای برای پشتیبانی از دولت یا توانی برای مقابله با طالبان نداشته باشند.
در چنین شرایطی آیا منطقی بود مثلاً چند هزار رزمنده پاکباخته و شجاع فاطمیون، وارد جنگی نابرابر شوند که تکلیف آن پیشاپیش - در اثر عوامل پیش گفته- معلوم است و ضمناً جنگهای مذهبی و قومی جدیدی بر پا میکند؟ امریکا در افغانستان شکست سنگینی خورده و میخواهد عواقب این شکست را (با کمک محافل غربگرا) در دامن ایران بیندازد. اما ایران در زمین احمقهای درجه یک امریکایی بازی نمیکند.
مطالبه ایران، عدم دخالت بیگانگان، حاکمیت رأی مردم افغانستان به دور از زور اسلحه و تأکید بر ملتسازی، فراتر از کشاکشهای قبیلهای و فرقهای است. روحیه مقاومت بر مبنای این منطق درست، باید تبدیل به گفتمان غالب میان مردم و نخبگان افغانستان شود و ایران در این زمینه از هیچ کمکی دریغ نمیکند. هرچند زمانبر است.