روزنامه اطلاعات در مطلبی نوشت: «یکی از علل عدم شفافسازی، ارائه تحلیلها و تفسیرهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی در رسانهها بهویژه در برنامههای صدا و سیماست که در بعضی از آنها تلاش میشود حوادث جاری دنیا و کشور وارونه جلوه داده شود. این شیوه اطلاعرسانی حتی در دولتهای کمونیستی هم که به گِرد افکار مردم سیم خاردار کشیده و آنها را با تحلیلهای دروغین و انحرافی چندین دهه فریب دادند منجر به شکست شد.» روزنامه اطلاعات در مطلبی نوشت: «یکی از علل عدم شفافسازی، ارائه تحلیلها و تفسیرهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی در رسانهها بهویژه در برنامههای صدا و سیماست که در بعضی از آنها تلاش میشود حوادث جاری دنیا و کشور وارونه جلوه داده شود. این شیوه اطلاعرسانی حتی در دولتهای کمونیستی هم که به گِرد افکار مردم سیم خاردار کشیده و آنها را با تحلیلهای دروغین و انحرافی چندین دهه فریب دادند منجر به شکست شد.»
نحوه اطلاعرسانی صداوسیما از رویدادهای مهم ایران و جهان همواره مورد انتقاد بوده است. خاستگاه این انتقادات هم همه جریانهای سیاسی کشور را شامل میشود. چرا صداوسیما نتوانسته نخبگان را در حوزه خبر راضی نگه دارد؟
صداوسیما اصلیترین رسانه ایران در مواجهه با جنگ رسانهای غرب است. دهها رسانه صوتی و تصویری غربی علیه ایران فعالیت میکنند؛ هر روز شایعهسازی، اطلاعرسانی کانالیزه و جهتدار و ارائه تحلیلهای دروغ بخشی از فعالیت این رسانههاست. حال صداوسیما برابر این جنگ رسانهای چگونه باید عمل کند؟
صداوسیما تلاش میکند مقابل دروغهای آنان بایستد، اما گاه آنچنان تحت تأثیر شیوههای خبری آنان قرار میگیرد که بهجای کار حرفهای در عملیات رسانهای و جنگ روانی، در تله غلو، بزرگنمایی یا سیاهنمایی میافتد. با افشای این موارد، اعتماد از صداوسیما سلب شده و مخاطب بیشتر سراغ رسانههای غربی میرود. در واقع این مدل کار نتیجه عکس میدهد و صداوسیما، مخاطب را بهجای رسانههای ضدایرانی، از خود میراند. آیا رسانههای غربی صادق هستند و دلیل جذب مخاطبشان این صداقت است؟ طبعاً خیر؛ آنها فقط بلدند که حرفهای دروغ بگویند تا مخاطب نفهمد!
اما همه ماجرا این نیست. خیلی اوقات تحلیلهای درست یا خبررسانیهای حرفهای صداوسیما هم مورد انتقاد جمعی در داخل قرار میگیرد. مثلاً چرا از پیشرفت کشورهای غربی گفته نمیشود؟ در حالی که در جنگ رسانهای دنیای امروز، خیلی عادی و طبیعی است که یک رسانه، روی نکات مثبت دشمن خود خیلی مانور ندهد، گرچه طبعاً پیشرفتها و توسعهها بیان میشود. فرض کنید شما در جنگ با لشکری هستید؛ آیا سر خود را جلو میبرید بیسپر و بیسلاح، تا دشمن شمشیر بزند؟
به رسانههای دشمن نگاه کنید؛ آیا آنها از پیشرفتهای ایران گزارشهای تحلیلی مثبت میروند؟ بیایید به موضوع انرژی هستهای و پیشرفت هستهای ایران نگاه کنیم. رسانههای غربی چگونه به آن پرداختند؟ آیا آن را یک نکته مثبت برای ایران نشان دادند یا آنکه ابزار سیاسی قدرت شدند و از علم و فناوری ایران، موضوع تحریم اقتصادی و تهدید نظامی علیه این ملت ساختند؟
صداوسیما نکات ضعف زیاد دارد. در عرصه اطلاعرسانی باید میان اخبار خام و تحلیلهای رسانهای تفاوت قائل شود. خبر خام بیان شود و بعد تحلیلها بتوانند آن را تکمیل کنند. اما کدام رسانه در ایران و جهان همچون صداوسیما نیست؟ کدام رسانه بیطرف است و بدون جهتگیری و خام اطلاعرسانی میکند؟ فقط ممکن است جهتها متفاوت باشد وگرنه جهتگیری حتماً وجود دارد.
به همان جملات آغازین مطلب که نقل قولی از روزنامه اطلاعات است، توجه کنید. چرا برای شاهد مثال آوردن از جریان اطلاعرسانی کانالیزه، فقط کمونیستها را مثال میزند؟ مثلاً چرا نمیگوید شبکههای مختلف تلویزیونی بیبیسی هم همین مسیر را میروند و تصویری وارونه از مخالفان خود ارائه میدهند؟ از همین رو است که گفته میشود رسانه بیطرف نداریم. حتی روزنامهای مثل اطلاعات هم که میخواهد منتقد نحوه اطلاعرسانی یک رسانه دیگر باشد، خود با جهتگیری مطلب را مینویسد.
اینجا به نکته دیگری میرسیم؛ چرا انتقادات اصلاحطلبان به صداوسیما اغلب کمتر مورد اعتنا قرار میگیرد؟ زیرا همواره و در هر موضوعی منتقد بودهاند و به نظر میرسد هیچگاه هیچ نکته مثبتی در برنامههای صداوسیما ندیدهاند. انبوهی سریال و برنامههای مختلف در شبکههای مختلف تلویزیونی و رادیویی ایران پخش میشود، اما آنها فقط نقاط ضعف را میبینند و هیچگاه چیزی برای تحسین در این همه فعالیت اهالی صداوسیما ندیدهاند. فقط هم صداوسیما نیست. آیا رسانههای اصلاحطلب در مورد نکات مثبت رقبای سیاسی خود مینویسند؟ آیا با سیاهنمایی از اقدامات مسئولینی که همجهت با آنها نیستند، وارونهنمایی نمیکنند؟ میبینید؛ ما همه صداوسیماییم، جهتهایمان شاید فرق بکند، اما در اصل وجود «جهتگیری» همه با هم تفاهم داریم!