ورزشکاران ایران در ردههای پایه فشار تمرینی بیشتری نسبت به سایر کشورها تحمل میکنند، اما به رده بزرگسالان تزریق نمیشوند و این داستان باید آسیبشناسی شود. استعدادیابیها باید از مدارس شروع شود. اگر بخش مدارس قوی شود و تمام مدارس در این مسابقات حضور پیدا کنند، میتوان استعدادیابی درستی انجام داد. اما بعد از بازنشست شدن معلم ورزشهای دلسوز دهه ۶۰، ۷۰ و ۸۰ جایگزینهای خوبی برایشان نیامده، به همین دلیل تعداد ورزشکارانی که انتخاب میشوند از مدارس محدود است. فدراسیونها توانایی لازم در این زمینه را ندارند، چراکه استعدادیابی باید در سنین پایین انجام شود و بچهها در این سن محصل و تحت کنترل و مدیریت مدرسه هستند و فدراسیون فقط میتواند ابزار را در اختیارشان بگذارد. مثلاً در دوومیدانی همین امروز هم میتوان روی مدالآوری نوجوانان و جوانان فعال حساب باز کرد، اما اگر نگاه المپیکی و جهانی باشد باید دقیقتر و بهتر کار کرد تا ورزشکاران با پتانسیل بالاتر جذب شوند. ما در مقطع نوجوانان و جوانان از کل دنیا بیشتر کار میکنیم، یعنی فشاری که ورزشکاران ما در این مقاطع تحمل میکنند از ورزشکاران اروپا و امریکا بیشتر است. در اصل به این دلیل که نمیتوانیم در سطح بالا مدال کسب کنیم، فشار را به ردههای سنی پایینتر آوردهایم. به همین دلیل در چند وقت اخیر در این ردهها نتایج خوبی به دست میآوریم، اما از تعداد زیاد ورزشکاران نوجوان و جوان شاید یک یا دو نفر به رده بزرگسالان اضافه شوند. دلیل این مسئله الگوی اشتباه تمرینی است و اینکه خرج ورزشکاران در دوران تحصیل روی دوش خانوادههاست و فدراسیون دخالتی ندارد، ضمن اینکه آینده این ورزشکاران هم تأمین نیست. اگر مدال گرفتن و بالا بردن پرچم مهم است باید نگاه ویژهای وجود داشته باشد و اگر مهم نیست که شرایط همین است، چراکه برای موفقیت باید امکانات لازم فراهم باشد. پول قهرمان نمیسازد، بلکه به ابزار نیز نیاز است. مربی، سختافزار، فیزوتراپ، پزشک، ماساژور و ... ابزار و تیمی هستند که ورزشکار را به سطح جهانی میرسانند.