
وجود گدا که بدون ارائه هیچ کار و خدمتی برای دیگران از آنها چشمداشت کمک و توقع پرداخت پول دارد آثار و عوارض مختلفی در جامعه برجای میگذارد. طبیعت وجود گدا علاوه بر زشت کردن چهره شهر و به جا گذاشتن تأثیرات روحی و روانی بر افراد میتواند عامل مهمی در تنپروری، کاهلی و گرایش به بیعلاقگی به کار و تلاش باشد. وقتی یک متکدی بتواند بدون زحمت و دردسر در طول یک روز هزاران تومان پول مفت به چنگ آورد و در پس پرده باندهایی باشد که افراد را به این کار وادارند و خود آنها نیز از این راه پولهای کلانی به جیب بزنند، مشخص است این حرکت چه ضربهای به اقتصاد جامعه وارد خواهد ساخت. بارها در گزارشها و اخبار دیده و شنیده و خواندهایم که آنان نه یک گدا بلکه سرمایهدارانی هستند که ثروتشان سر به فلک کشیده است. خلاصه آنکه اکثر افراد متکدی نه به خاطر برطرف کردن نیازهای زندگی فردی بلکه به خاطر حاکمیت روح حرص و طمع دست به این عمل زشت میزنند. گدایی سبب کسالت و تنبلی و عامل از بین رفتن روحیه اعتماد به نفس میشود و نیروها و استعدادهای انسانی را که میتواند در مسیر و راههای مشروع و معقول قرار گیرند به انجماد و تخدیر میکشاند.