احمد بنافی در کانال تلگرامی خود نوشت: محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه ایران در تاریخ ۲۹ تیر و در ششمین سالگرد تصویب قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل نامهای به دبیرکل این سازمان ارسال کرد و جمعبندی از مجموع بدعهدیهای طرفهای غربی را یادآور شد. اما سؤال اساسی این است که چرا مذاکرات هستهای بهرغم توافق صورت گرفته، هیچگاه به نتیجه مطلوب نرسید؟
زمانی پاسخ به این سؤال میتواند منطقی گردد که به راهبرد امریکاییها در قبال ایران پی ببریم و بدانیم از اساس در چه محیطی بازی کردهایم. راهبرد امریکاییها در مواجهه با ایران همواره تحریم پایه بوده است. بر همین اساس است که امریکا به هیچ عنوان حاضر نیست ساختار و معماری تحریمهای خود را در مذاکرات نابود سازد. چارچوب ذهنی امریکاییها هیچگاه در طول مذاکرات هستهای بر لغو تحریمها استوار نبوده است. لغو تحریم در محاسبات گردانندگان کاخ سفید بهمنزله نابودسازی زیرساخت کلیه تحریمهاست؛ چیزی که امریکاییها را در رقابت راهبردی با ایران خلع سلاح میکند. این راهبرد برای امریکاییها زمانی مؤثر واقع شد و بر آن پافشاری کردند که دانستند، هندسه ذهنی مذاکرهکنندگان ایران بر پیوند میان اقتصاد با سیاست خارجی گره خورده است و راهحل جایگزینی ندارند. این ادراک از محیط ذهنی دستگاه دیپلماسی باعث شد امریکاییها جمهوری اسلامی را در یک محیط پرفشار همواره نگه داشته و با یک توافق یکطرفه و به گروگان گرفتن اقتصاد، ایران را وادار به امتیازدهی بیشتر کنند. بدعهدی، تاکتیک امریکاییها برای حفظ گفتگو و امتیازخواهی بیشتر بود؛ بر همین مبنا هیچگاه حاضر به برداشتن تحریمها نشدند. حتی در روند مذاکرات کنونی وین نیز امریکاییها حسن نیت نشان ندادند. از یک سو حاضر به لغو کلیه تحریمها نشدند و از سوی دیگر مذاکرات را برای مذاکرات آتی و پیوند زدن آن با حوزههای منطقهای و موشکی دنبال میکردند؛ و از همه مهمتر به هیچوجه حاضر به دادن تضمین نشدند. روند مذاکرات هستهای قبل و بعد از برجام نشان میدهد که امریکاییها در راهبرد خود چسبندگی بسیاری به تحریمها دارند. به عبارتی اگر راهبرد امریکا از تحریم تهی گردد، از اساس در مواجهه با ایران فاقد راهبرد میشوند؛ بر همین مبناست که مذاکرات هیچگاه به نتیجه مطلوب نرسید و ایران از آن منتفع نشد، حتی آن زمانی که توافق برجام حاصل شد. راه پایبند کردن امریکا به تعهدات خود و دستیابی به یک توافق مطلوب، هزینهمندسازی رفتار امریکاییهاست. اگر هزینه برای امریکاییها بالا رود در مقابل کسب فایده کمتر، امتیاز داده و تن به تعهدات عملی و واقعی میدهند.