کد خبر: 105674
تاریخ انتشار: ۰۵ آبان ۱۳۸۸ - ۱۳:۳۸
با شروع فصل تابستان و طولانی شدن روزها اوقات فراغت از زمان کار رسمی بیشتر می‌شود لذا مردم به دنبال هر راهی هستند تا این اوقات فراغت را پر نمایند. نبود امکانات کافی در بسیاری از شهرها باعث گردیده تا مردم به فرصت سوزی و یا به عبارت بهتر روزگذرانی مشغول شوند.عدم تخصیص وقت به امور مهمی همچون مطالعه، ورزش، تفریح و... از جمله مسائلی هستند که باعث می‌گردد شهروندان نتوانند برای خود برنامه‌‌ریزی مناسبی انجام دهند. نداشتن برنامه مدون برای اوقات روزانه خود باعث می‌گردد تا قشر وسیعی از جامعه اوقات خود را به تماشای تلویزیون اختصاص دهند؛ تلویزیونی که بیشتر برنامه‌های آن ممکن است متناسب با نیاز او نباشد ولی او به اجبار به تماشای آنها می‌نشیند. و تماشای برنامه هایی که برای قشر خاص یا رده سنّی خاص تولید شده‌اند برای دیگران اثربخشی مثبت ندارد. همواره رسانه‌های جمعی در جهت دهی افکار عمومی و آموزش نکات مثبت به جامعه نقش مؤثری داشته‌اند. در این میان نقش رسانه‌ای به نام تلویزیون از سایر رسانه‌ها بسیار پررنگ‌تر است. رسانه ملی با تولیدات خود چه در زمینه آموزش صحیح زندگی کردن یا مباحثی همچون آموزش علوم و برگزاری نشست‌های خبری بسیار مناسب عمل کرده به گونه‌ای که با نوع فعالیت سازمانی مناسب، افکار عمومی را به سوی بایسته‌های اجتماعی هدایت کرده است. اما این رسانه در پاره‌ای از موارد با نقایصی نیز روبه‌رو است و آن هم عدم استفاده از کارشناسان مجرب در تولید برنامه‌هایی با عنوان سریال‌های 90 قسمتی است. سریال‌هایی که در ساعات پیک یا به عبارت دیگر ساعات پر مخاطب جمعیت زیادی را به پای تلویزیون‌ها می‌کشند.سرعت بالای ساخت، تدوین و پخش این سریال‌ها ( که بعضاً صبح ضبط و همان شب به روی آنتن می‌روند) باعث شده تا کارشناسی مناسبی در فیلمنامه، کارگردانی و نیازشناسی مخاطب برای داشتن یک شب آرام مورد توجه قرار نگیرد.در این رابطه دکتر احمد به‌پژوه دانشیار دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران به خبرنگار ما گفت: نقش فرهنگ در پایداری یک جامعه بسیار وسیع است لذا می‌طلبد تا به آن به شکل یک ساختار منطقی نگاه کرد. انسان اساساً در یک فضای فرهنگی رشد و نمو می‌یابد که این فضا در ابتدا در اختیار خانواده می‌باشد. خانواده نخستین پایگاه و باثبات‌ترین و تأثیرگذارترین آموزشگاه و پرورشگاه فرهنگ است.وی در ادامه به نقش آموزش و پرورش رسمی و غیررسمی در فرهنگسازی اشاره کرد و گفت: آموزش و پرورش رسمی به طور خاص برای همه معنادار است، یعنی کسی که به مدرسه می‌رود در طول دوران تحصیل انواع آموزش‌ها را می‌بیند؛ ولی متخصصین امر تربیت بر این باورند آموزش و پرورش رسمی نقش کمتری در پرورش و تربیت انسان‌ دارند و این آموزش غیررسمی است که نوع برخورد‌ها و نوع زندگی را به انسان آموزش می‌دهد. آموزش و پرورش غیررسمی در آغاز از خانواده با الگوبرداری و سرمشق‌گیری آغاز می‌گردد و بعد در مدرسه و جامعه این روند ادامه پیدا می‌کند.در امر آموزش این مساله مطرح است که هرچه حواس بیشتری از انسان در آموزش دخیل گردند آموزش نیز موثرتر واقع می‌گردد. از آنجایی که تلویزیون حواسی همچون شنوایی و بینایی را تحت کنترل خود دارد و تفکر را نیز به سوی خود می‌کشد در این امر بسیار موثر می‌باشد. تلویزیون به عنوان نهاد آموزشی غیر رسمی بر نگرش‌ها و باورهای فرد و جامعه تأثیر می‌گذارد و به تعبیری دیگر تلویزیون می‌تواند هم در نقش یک نهاد فرهنگساز و هم در نقش یک نهاد فرهنگ سوز عمل نماید. تعابیری همچون احترام به پدر و مادر، آرام صحبت کردن، رعایت تواضع و ... همه از جمله مواردی هستندکه هم در آموزه‌های دینی و هم در رفتار اجتماعی ایرانیان مورد قبول می باشد ولی صدا و سیما در اشاعه این گونه رفتارها نتوانسته است نقش خود را به خوبی بازی کند و با آموزش‌های غیر مستقیم در قالب برخی برنامه‌ها این گونه رفتارها را مورد تمسخر قرار داده است. در ادامه دکتر به پژوه گفت: حضرت امام (ره) در فرمایشات خود از تلویزیون به عنوان یک دانشگاه بزرگ عمومی یاد کرده‌اند، پس مدیران و برنامه‌ سازان تلویزیون می‌بایست به این نکته توجه داشته باشند که هرکس که در مقابل تلویزیون می‌نشیند به عنوان یک دانشجو است که از برنامه‌های پخش شده چه دارای بار مثبت فرهنگی و چه بار منفی در حال الگو برداری است. حال یک سؤال پیش می‌آید: آیا اصحاب تلویزیون با خود می‌گویند که چه آموزشی به مردم می‌دهند و چه نوع غذای فکری برای آنان فراهم می‌نمایند؟ به نظر می‌رسد «خنداندن به هر روش ممکن» اولین گزینه در ساخت این نوع سریال‌هاست. زمانی که استفاده از واژه‌های نامأنوس، کوچه‌بازاری و بعضاً بی‌ادبانه اوج طنز به حساب می‌آیند، این ذهنیت را به مخاطب انتقال می‌دهند که هیچ کارشناسی نظارتی بر ضبط این سریال نداشته است. در خبری که از تلویزیون پخش شد، آمده بود هشت روانشناس، سه جامعه شناس و دو رفتارشناس اجتماعی در ساخت برنامه‌های طنز «مستربین» حضور دارند تا نظر بدهند که در چه زمانی چه حرکتی از طرف بازیگر ماهری چون شخصیت «مستربین» می‌تواند بیننده را بخنداند چون کارشناسان معتقدند هر رفتار اضافی در یک برنامه طنز به شدت مخاطب را عصبانی می‌کند.به همین دلیل ضروری است تا صدا و سیما تهیه کنندگان برنامه‌ها را ملزم کند تا در تهیه همه برنامه‌ها از کارشناسان مربوط استفاده نماید. این کارشناسان می توانند با نظریات خود قبل از تولید یک برنامه آن را بسیار پربارتر از تولیدات حال حاضر نمایند.با توجه به این موضوع حال باید دید در سریال‌هایی که حتی کارگردان آن فرصت ندارد آن را بازبینی کند، جایگاه کارشناسان کجاست؟ تعارض در تولید، خوره بنیان فرهنگ بزرگترین عاملی که تعلیم و تربیت را آسیب می‌رساند وجود تعارض در گفتار و اعمال است؛ یعنی همان چیز که خداوند در قرآن می‌فرماید چرا به آن چیز که می‌گویید عمل نمی‌کنید. تعارض باعث می‌گردد تا تاثیرات منفی بیشتر گردد. وجود تعارض در برنامه‌های صدا و سیما از این لحاظ که در برنامه‌های خانواده الگوهای مناسب رفتاری آموزش داده می‌شود و در برنامه‌های طنز آنها در معرض تخریب قرار می‌گیرند عاملی است که این در برنامه را در مقابل یکدیگر قرار می‌دهند که در این جدال نابرابر بازنده اصلی برنامه‌هایی هستند که با هزینه‌های بسیار برای پی‌ریزی فرهنگ ساخته می‌شوند؛ چرا که آموزش غیرمستقیمی که از طریق فیلم‌ها و سریال‌ها داده می‌‌شود به مراتب موثرتر از برنامه‌های آموزشی مستقیم است. کارشناسانی که نظر نمی‌دهنددر پشت صحنه برنامه‌های آموزشی ابر رسانه‌های جهان یک گروه کارشناسی و متخصص متشکل از روانشناسان و جامعه شناسان در تولید و پخش انواع برنامه‌ها نقش موثری را ایفا می‌کنند. ضروری به نظر می‌رسد برای ساخت انواع برنامه‌ها می‌بایست با متخصصان امر تعلیم و تربیت به مشورت نشست. صدا و سیما در تولیدات خود نباید صرفاً به دنبال پر کردن وقت مخاطب خویش می‌باشد.نباید از کارشناسانی بهره می‌گیرد که در امر تولید نظر خاصی ندارند و مطیع اوامر تولید کنندگان می‌باشند یا به عبارت تلویزیون به دنبال کارشناسانی است که به حرف کارگردان و تهیه کننده گوش دهند و در نقش سرعت‌گیر در تولید ظاهر نشوند. بازیگران، الگوی بخشی از جامعه بدون شک بازیگران و مجریان تلویزیونی از جمله المان‌هایی هستند که نقش موثری در الگوسازی در سطح جامعه دارند؛ این قشر که در معرض دید عمومی و یا به عبارت دیگر در زیر ذره‌بین مخاطبان خود هستند همواره در بحث‌های مختلفی چون پوشش و نوع صحبت و نوع آرایش بر روی مخاطب تأثیرگذار می‌باشند. لذا این افراد نه تنها می‌بایست در جلوی لنز دوربین مراقب رفتارهای خود باشند می‌طلبد تا در پشت دوربین و در جلوی چشم دوستداران خود نیز تمام رفتار و سکنات خود را مراقبت نمایند. وقتی یک بازیگر در فیلمی در نقش یک پدر بازی می‌کند که فرزندش به استعمال سیگار رو آورده و او مخالف حرکات وی است انتظار می‌رود که خود نیز در جامعه از چنین انحرافاتی دوری نماید. پرهیز از کم‌گویی و زیاده گوییتولید برنامه‌هایی در خور خانواده‌های ایرانی که در برابر صفحه جادویی می‌نشینند کمترین خواسته‌ای است که مردم از دست اندرکاران تلویزیون دارند. تولید کنندگان می‌بایست به این موضوع توجه داشته باشند که برنامه‌‌ها باید از حقایق جامعه سخن به میان آورند و در آن سمت و سو دچار کم‌گویی و زیاده گویی نشوند. در ساخت برنامه‌های فرهنگی دو مساله حائز اهمیت می‌باشد: 1- در تولید به حقیقت توجه شود و 2- برنامه به سمت کلاس درس شدن نرود. این دو عامل می‌توانند ذائقه تصویری خانواده ایران را تحت تأثیر خود قرار دهد و فرد دیگر به خاطر زیاده‌گویی و کم‌گویی‌ها اقدام به مشغول کردن خود در دیگر کارها نکند. امید است مسوولین با تفکری که نسبت به این موضوع دارند از تهی شدن تلویزیون از مخاطب جلوگیری نمایند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار