
اصلاً نباید از اینکه ایران میخواهد فرانسه را از توافق بر سر برنامه غنیسازی اورانیوم خود در خارج بیرون کند، تعجب کرد. ایجاد دودستگی بین مخالفان و منزوی کردن تندروترین آنها نماد دیپلماسی تهران است، چون نیکلا سارکوزی رئیسجمهور فرانسه دائماً با ایران مثل یک پاسبان کلهشق رفتار کرده است. او پشت سر هم رهبران ایران را تهدید میکند، به آنها سیخک میزند و اصرار دارد که اوباما رئیسجمهور آمریکا خطمشی سختگیرانهتری علیه ایران در پیش بگیرد.
ایران روز سهشنبه قبل، سیلی محکمی بر گوش فرانسه زد و اصرار دارد که فرانسه باید از مذاکرات کنار گذاشته شود. تهران میگوید نمیتواند به دولتی اعتماد کند که سرسپردگی را افتخار خود میداند. دیپلماتهای ایرانی حتی تاریخ شروع مذاکرات وین را عقب انداختند و اصرار میکردند که نیازی به حضور فرانسه در اتاق مذاکرات نیست. اگرچه مذاکرات با حضور فرانسه آغاز شد اما ایرانیها پایشان را توی یک کفش کرده بودند که فرانسه را به عنوان طرف مذاکره قبول ندارند. آنطور که نیویورک تایمز گزارش کرده، دو طرف پذیرفتهاند که ایران با روسیه وارد معامله شود و بعد روسیه میتواند فرانسه را به عنوان پیمانکار وارد معامله کند.
منوچهر متکی، وزیر امور خارجه ایران میگوید: «ما نیاز فراوانی به سوخت نداشته و احتیاجی هم به حضور تعداد زیادی کشور نداریم. او تاکید داشت که تهران خواهان معامله با روسیه و ایالات متحده است. متکی گفت: «نیازی به حضور فرانسه نیست» و اضافه کرد که ایران معتقد است فرانسه «طرف قابل اعتمادی برای تامین سوخت ایران نمیباشد.»
در حالیکه مذاکره بر سر جزئیات گفتوگوی وین جریان دارد اعلام شده که ایران بیشتر اورانیوم غنی شده خود را برای استفادههای پزشکی رآکتور هستهای تهران به روسیه خواهد فرستاد.
وین میتواند نقطه آغازی باشد برای اینکه ایران، مشتهای گره کرده خود را به سوی دولت اوبامایی دراز کند که به شدت به آن نیاز دارد، در عین حال ایرانیها میتوانند با این تاکتیک یعنی آمادگی برای اشکالی از همکاری، از تحریمهای سخت علیه خود هم جلوگیری کنند. اما تهران ممکن است همزمان با منزوی کردن دولتهای افراطی غرب، آماده اعطای امتیازاتی باشد تا از سیخک زدن به شخص سارکوزی لذت ببرد.
رئیسجمهور فرانسه بعد از انتخابات سال 2007 موضعی همانند افراطیون دولت بوش علیه ایران اتخاذ کرده است. در ژولای 2007 او به جهان هشدار داد که باید تهران را مجبور کرد برنامه هستهای خود را به حالت تعلیق درآورد یا با آلترناتیو فاجعهبار دیگری مواجه شود: «بمب ایرانی یا بمباران ایران».
سارکوزی در جلسه مجمع عمومی شورای امنیت که ماه گذشته در نیویورک برگزار شد به استهزای مواضع معتدل اوباما علیه ایران پرداخت و سعی کرد تا این مجمع را با مواضع خود همسو کند. سارکوزی برنامه هستهای ایران را «تهدید اصلی امنیت جهانی» نامید و در برابر سخنان رئیس جمهور آمریکا موضع گرفت. او معتقد بود در مقابل تلاشهای ایران، تلاشهای سازمان ملل در طول سه سال گذشته کاهش یافته است.
سارکوزی با اخم از همتای آمریکایی خود پرسید: «ما باید در این باره چه کار کنیم؟» و در مقابل مواضع میانهروانه اوباما درباره وقایع پس از انتخابات ایران اعلام کرد «مردم ایران شایستهتر از رهبران کنونی خود هستند» بنابراین جای هیچ تعجبی نیست که مقامات ایرانی پس از بالا گرفتن اعتراضات، فرانسه را از اتوبوس دیپلماسی به بیرون پرت کردند.
جان کنت استاد روابط بینالملل مدرسه اقتصادی لندن میگوید«بدون تردید، ترکشهای رفتارهای تند به علاوه شخصیت خاص سارکوزی به خودش برمیگردد. او تا حدودی شبیه مارگات تاچر نخستوزیر اسبق بریتانیا است زمانی که او بر سر موقعیتهای سخت و متناقضی شرطبندی میکند که میخواهد به آرامی، رضایت عمومی بر سر مسألهای حاصل شود اما اعتبار او را در طول زمان زیر سؤال میبرند زیرا جوی که او ایجاد میکند خیلی نمایشی است.
صحبتهای سارکوزی علیه ایران به تهران اجازه داد تا از او به عنوان سپر بلا استفاده کند و همزمان با آنکه برنامههای مستحکمی را ترسیم میکند باب گفتوگو با ایالات متحده و روسیه را باز نگه دارد. البته سیلی دیپلماتیک سهشنبهاش ایران بیشتر نمادین بود تا اساسی. به رغم تمامی این مسائل، فرانسه هنوز هم یک عضو شورای امنیت است و به همین دلیل یکی از طرفهای مذاکرات هستهای ایران. ایران از مذاکره با فرانسه سر باز نمیزند و به این سادگیها هم این کشور را به عنوان یک عرضه کننده اورانیوم غنی سازی شده نخواهد پذیرفت.
یک دیپلمات فرانسوی به تایم گفت« به رغم درخواستهای ایران، کارشناسان ما مادام که مذاکرات در جریان باشد در گفتوگوها شرکت خواهند داشت. فردا ممکن است داستان دیگری باشد یا نباشد. چه کسی میتواند به ایران بفهماند؟»
مذاکرات وین بدون نتیجه پایان یافت و بر اساس گزارشهای بهدست آمده، جلسات بیشتری برگزار خواهد شد. اما آنها نشان دادند که یافتن راهحلی دیپلماتیک برای برنامه هستهای ایران، طولانی مدت و مخاطرهآمیز خواهد بود و نتایج آن احتمالاً کمتر از آن چیزی باشد که دولتهای غربی امید دارند. در هر صورت این کار تنها بازی شهر است.