نگاه دشمنان انقلاب اسلامی به مقاطع انتخاباتی در کشور ما (هر نوع انتخابات که مردم را به صحنه مشارکت سیاسی بکشاند، به ویژه ریاست جمهوری)، همواره با فرصت طلبی برای ایجاد دوقطبیهای دروغین، شیطانی و تفرقه افکن و با اهداف متعدد همراه بوده است.
دوقطبی شیطانی جدید در باره انتخابات ریاست جمهوری ایران۱٤۰۰ تابعی از انتخابات امریکا و پیروزی بایدن است. باند جدید حاکم بر امریکا به همان سبک و سیاق پیشین در دولت اوباما، بنا را بر دوقطبی سازیهای دروغین و شیطانی گذاشتهاند و شوربختانه عدهای بی بصیرت و فرصت طلب در داخل با شادی فراوان در کوره دوقطبیهای دشمن میدمند و در این میان نقش دنیای مجازی و شبکههای اجتماعی بهعنوان بازوی عملیاتی دشمن بیرونی و غربگرایان داخلی، از تمامی ظرفیتهای موجود مکتوب و شفاهی و... به مراتب پر رنگتر و خطرناکتر است.
مقام معظم رهبری طی هشت سال اخیر در دیدار با مردم و مسئولان، خطرات فراوان دوقطبی سازی (چه از ناحیه دشمن بیرونی و چه از طرف احزاب و افراد حقیقی و حقوقی داخلی) را گوشزد فرمودهاند. معظم له هفتم مهرماه ۹۵ در دیدار مردم نجفآباد فرمودند: «یکی از این ترفندهایی که اخیراً یاد گرفتهاند و دارند اعمال میکنند، ایجاد دوقطبیهای کاذب است؛ دوقطبیهای دروغین. این نکته، نکته مهمّی است.»، این ترفند به ویژه در هنگام انتخابات بیشتر به کار برده میشود.
«انتخابات مسابقه است؛ معلوم است در مسابقه همه تلاش میکنند برنده بشوند، همه تلاش میکنند جلو بیفتند؛ طبیعت مسابقه، شور و نشاط و دوندگی و مانند اینها است؛ انتخابات مسابقه است؛ یکی جلو میافتد، یکی عقب میماند؛ این دشمنی نیست، این عناد نیست، این دوقطبی شدن نیست. مرتّباً در رادیوها و در تلویزیونها و در رسانههای گوناگونشان خبر از دوقطبی شدن ملّت ایران (یعنی دودستگیای که با همدیگر دشمناند و علیه هم تلاش میکنند) میدهند.». دوقطبیهایی نظیر «تعامل سازنده/تقابل مستمر»، «نظامی/غیرنظامی»، «تندرو/معتدل»، «رفاه/مقاومت» و... برای دشمن بیرونی آوردههایی نظیر «ناامیدسازی مردم»، «عصبانی کردن و به میدان آوردن مردم»، «کم کردن مشارکت و بی فروغ کردن انتخابات و کاهش مشروعیت نظام» و... و برای احزاب واداده و غربگرای داخلی آوردههایی نظیر: «برنده شدن در انتخابات»، «فرار از پاسخگویی»، «توجیه ناکارآمدی و دادن آدرس اشتباهی» و... را در پی دارد اصلاحطلبان که تا دیروز از توسل به دوقطبیهای پسابرجامی ناامید شده بودند، اینک با پیروزی بایدن، به او به چشم ناجی خود (و نه کشور و ملت ایران) نگریسته و برای تروریست جدید کاخ سفید جایگاه روحالقدسی حضرت عیسی علیه السلام برای دمیدن در کالبد بیجان برجام قائل شدهاند. نظرسنجیهای صورت گرفته متعدد در دو ماهه اخیر نشان میدهد که مردم ایران به سردمداران کاخ سفید مطلقاً اعتقاد و اعتماد نداشته و در نظر مردم ایران، آقای بایدن نه غول چراغ جادو و نه سامانتا بلکه روباهی است که مأمور است با نشان دادن درِ باغ سبز و فریب مجدد غربگرایان ایران، کار نیمه تمام امریکا برای تحقق برجامهای ۲ و ۳ و... را تمام کند. در نگاه مردم ایران نه برجام بدفرجام و نه آمدن و یا رفتن افراد به کاخ سفید فاقد کمترین اهمیت است. برای مردم ستمدیده و رنج کشیده و سوءمدیریت و فرصتسوزی ها، فقط و فقط لغو فوری و کامل همه تحریمها و برداشتن همه فشارها مطرح است و بس. اصلاحطلبان و فرصتسوزان هشت سال گذشته به جای دمیدن در کوره دوقطبیهای دروغین، نسبت به عملکرد بسیار ضعیف خود باید پاسخگو باشند و ناکارآمدی، بی برنامگی و سوءمدیریت خود را با آدرسهای غلط به تحریم و ترامپ و... ربط ندهند چرا که صنعت دفاعی و امنیتی کشور و درخشش ایران در زمینههای هوافضا، موشکی، پهپاد، زیردریایی و... برای خنثی سازی تهدید و فشار سیاسی و نظامی دشمن در سایه شوم همین تحریمها صورت گرفته است. اصلاحطلبان بدانند که اعتماد مجدد به شیطان بزرگ و چوب زدن به مرده هفت کفن پوسانده مذاکره با شیطان بزرگ جز بدبختی و نکبت دستاورد دیگری ندارد. بازندههای داخلی خوب میدانند که دوقطبی کردن جامعه در جریان انتخابات، نه تنها به انسجام و همبستگی مردم و نیروهای انقلابی منجر نمیشود بلکه باعث ایجاد و تشدید خصومت و دشمنیها و کشیده شدن موج نفرت، واگرایی و بی اعتمادی به آحاد ملت هم میشود و با خاموش شدن چراغ امید، شور و نشاط انتخاباتی هم تحتالشعاع دوقطبیهای دروغین و عوامفریب دشمن قرار خواهد گرفت.
تجربه نشان داده که دل بستن به مذاکره با دشمن، همان قدر که ناشیانه و اشتباه است به همان میزان خطایی بزرگ و نابخشودنی، فرصتسوز، پرهزینه و خسارت بار، احمقانه و خیانت بار هم هست. به آنانکه به جای عذرخواهی از ملت برای تمام ناکارآمدیها، فرصتسوزی ها، سوءمدیریت ها، اینک ملت، نظام، آرمانها، ارزشهای حیاتی، استقلال، عزت ملی و... را فدای مطامع سیاسی خود کرده و با کلید زدن دوقطبی «رفاه/نظامی» طرحی نو برای فریب ملت درانداختهاند میگوییم که حتی اگر نقش بایدن در کلاه گذاشتن بر سر دولت روحانی در تحمیل برجام را نادیده بگیریم، مروری سطحی بر اظهارات و مواضع انتخاباتی بایدن، آشکارا نشان میدهد که نقشههای پلیدی برای کشور و مردم ایران در سر دارد و امیدوار ساختن مردم به آثار توهمی بازگشت بایدن به برجام بدون رفع و دفع بالمره تمامی تحریمها، کمک به شیوع و همه گیری دوقطبیهای شیطانی امریکا خواهد بود.
عقل سلیم و منطق علمی و تجربه تاریخی بر این نکته تأکید میکند که بین ترامپ و بایدن بر سر مسائل جهانی و از جمله ایران، هیچ فرق محتوایی وجود ندارد و نقطه اختلاف این دو شکلی و ظاهری است (او میگفت باید سر ایران را با دشنه جدا کرد و این میگوید باید با بیهوش کردن و خوراندن سم مهلک، ایران را از پیش پا برداریم) اختلاف فقط در این نکته ظریف است که ترامپ عدم خروج از برجام را مشروط به قبول مذاکره از سوی ایران بر سر عمق استراتژیکی و منطقهای و توانمندی موشکی جمهوری اسلامی موکول کرده بود، اما بایدن بازگشت به برجام را به همان زیاده خواهیها مشروط نموده و تنها چیزی که در این میان مطلقاً مورد نظر شیاطین امریکایی نیست، انجام تعهدات برجامی و رفع تحریمها است و این همان چیزی است که رهبر معزز انقلاب پیشتر فرموده بودند که خرشان که از پل گذشت به ریشتان میخندند. خواست به حق و منطقی مردم از مسئولان این است که فریب دوقطبیهای دروغین و شیطانی دشمن را نخورده و برای ماندن در قدرت با معامله بر سر امید و اعتماد مردم تن به دوقطبیهای دروغین ندهند.