
گفتوگو با علی مطهری در شرایطی انجام میشود که موجی از انتقادات از طرف اشخاص سیاسی و نمایندگان اصولگرای مجلس متوجه مطهری است و صحبتهای این نماینده مجلس در مورد لیبرال بودن دکتر احمدینژاد و انتقادات به رویکرد فرهنگی دولت نهم در صدر اخبار رسانههای مختلف قرار دارد. مطهری، نماینده وعضو کمیسیون فرهنگی مجلس هشتم، فرزند شهید مطهری و همچنین برادرهمسر علی لاریجانی رئیس مجلس هشتم است. گفت وگوی چند ساعته ما با علی مطهری در منزلش انجام شده است.
--------------------------------------------------------------------------------
*شما یک نماینده اصولگرا هستید، اما در سابقه مصاحبههای شما بیشتر روزنامهها و سایتهای اصلاحطلب دیده میشود، آیا دلیل خاصی دارد که با این نوع رسانهها گفتوگو میکنید؟
آنها بیشتر به سراغ من میآیند. من با هر رسانهای که بخواهد مصاحبه میکنم، میخواهم حرفهایم را بزنم.
*یعنی خط مشی سیاسی یک رسانه و یا اهدافی که پشت یک روزنامه است برای شما اهمیت ندارد و چنانچه صدای آمریکا و شبکه بیبیسی هم بخواهند با آنها مصاحبه میکنید؟
من با صدای آمریکا و بیبیسی فارسی به هیچ وجه مصاحبه نمیکنم، یک بار شبکه بیبیسی فارسی برای مصاحبه با من تماس گرفت اما جواب منفی دادم. البته این شبکهها مطالبی را غیرمستقیم و از رسانههای دیگر از من نقل میکنند که این موضوع در اختیار من نیست. اما در مورد رسانههای داخلی، روزنامههای اصلاحطلب خودشان بیشتردرخواست مصاحبه دارند ومن فقط میخواهم که صحبتهایم منتشر شود. روزنامههای اصولگرا معمولا میخواهند آنچه مورد نظر آنهاست گفته شود، بنابراین کمتر درخواست مصاحبه میکنند. به هر حال رسانههای اصلاحطلب بیشتر درخواست مصاحبه میکنند و من هم کاری به اهداف پشت پرده آنها ندارم و البته آنها را دشمن نمیدانم.
*اما شاید رسانههای مختلف اهداف سیاسی خاص خود را داشته باشند و به دنبال بهرهبرداری از صحبتهای اشخاص باشند، این اهداف برای شما اهمیتی ندارد؟
من حرف خودم را میزنم و صحبتهایی نمیکنم که آنها بخواهند و خوششان بیاید، دربرخی ازموارد هم صحبتهای من به ضرر آنها تمام شده است. گاهی به خود آنها و حتی به رهبرانشان انتقاد کردهام، همان طور که در مصاحبه با رسانههای اصلاح طلب بارها از آقای موسوی انتقاد داشتهام و آنها هم تمام انتقادها را چاپ کردهاند. اگر رسانههای اصولگرا هم صحبتهای اشخاص را بدون سانسور منتشرکنند، در آزادی بیان پیشرفت خواهیم داشت.
متأسفانه تعدادی از رسانههای اصولگرا فقط صحبتهایی را که مطابق میل آنهاست به چاپ میرسانند. من معتقدم که برخی از رسانههای اصولگرا اعتقاد چندانی به آزادی بیان ندارند. به عنوان مثال روزنامه کیهان فقط مطالبی را درج میکند که مورد قبولش باشد و از درج نظرمخالف امتناع میکند و این درست نیست. اما روزنامههای ایران و جوان مطالب را آزادانهتر و شفاف تر درج میکنند.
این موضوع به ضعف رسانههای اصولگرا برمیگردد. اگر من با رسانهای مصاحبه کنم باید تمام متن یک مصاحبه عیناً به چاپ برسد که این موضوع در برخی از موارد باعث اختلاف میشود و برخی رسانهها دوست دارند مطالبی را به نفع خود حذف کنند.
*به نظر شما روزنامه جوان چگونه متن مصاحبهها را چاپ میکند؟
روزنامه جوان آن مقدار که دیدهام نسبتاً مطالب را عیناً به چاپ میرساند. البته به دلیل اینکه این روزنامه در مجلس توزیع نمیشود، من کمتر این روزنامه را میبینم.
*شما چندی قبل در یکی از صحبتهایتان اشاره داشتید که باید به مخالفان و معترضان به نتایج انتخابات مجوز داده شود که در خیابانها اعتراضات خود را بیان کنند، فکر نمیکنید این صحبت شما با توجه به فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر عدم لشکرکشی خیابانی برای اعتراض در تناقض است؟
اگر از همان ابتدا به معترضین نتایج انتخابات مجوز داده میشد، به شکل لشکرکشی خیابانی در نمیآمد. به طور مثال میتوانستیم در همان روزهای اول بعد از انتخابات مجوز تجمع در مصلای تهران را به معترضان بدهیم و دیگر موضوع به خیابانها کشیده نمیشد.
چنانچه افرادی بدون داشتن مجوز به خیابانها آمده باشند و اقدام به تخریب اموال عمومی و ایجاد ناامنی کرده باشند باید با قاطعیت با آنها برخورد میشد، اما صحبت من این است که چرا مجوز قانونی به این افراد داده نشد و این موضوع یکی از علل حوادث بعدی شد.
طبق اصل 27 قانون اساسی مردم حق اعتراض دارند و گاهی باید به آنها مجوزداد. همیشه برای تایید نظام نباید مجوز داد. فرهنگ اعتراض باید در کشور نهادینه شود. چنانچه به گروهی مجوزداده شود، خود آنها متولی نظم و امنیت در تجمع یا راهپیمایی میشوند و درگیری هم به مراتب کمتر میشود.
*فکر نمیکنید این موضوع باعث یک سری سوءاستفادهها میشد؟
در حوادث بعد از انتخابات هم در روزهای اول نیروهای امنیتی هیچ دخالتی نداشتند اما در روزهای بعد به تدریج این تجمعات به سمت اغتشاش و درگیری کشیده شد.
اگر مجوز برای تجمع یا راهپیمایی آرام ازطرف مسؤولان وزارت کشور به معترضان داده میشد این اتفاقات نمیافتاد. من معتقدم که روش درست همین است و اشکال ما در حوادث اخیر این بود که ما حساب رهبران اغتشاش را از حساب مردم جدا نکردیم. اگر فرض را بر این بگذاریم که رهبران این فتنه وابسته به خارج و به دنبال کودتای مخملی در کشور بودند، اما در بین معترضان، مردم هم وجود داشتند. نباید برخورد با این دو یکسان میبود، باید با مردم برخورد اقناعی میشد.
از طرف دیگر باید رهبران اعتراضها در صدا وسیما رو در رو با مردم صحبت میکردند و در مقابل، وزیر کشور و معاون سیاسی او پاسخ آنها را میدادند و در نتیجه به تدریج هیجانات فروکش میکرد و این بحران به این صورت اتفاق نمیافتاد اما ضایعات زیادی از این بحران بر ما تحمیل شد.
*شما اعتقاد دارید که هنوزهم در شرایط بحران هستیم؟
هنوز موضوع به صورت کامل حل نشده و به حال عادی برنگشتهایم علت آن هم این است که عدالت در برخی از موارد رعایت نشده و دلهای زیادی آرام نگرفته است.
دو طرف ماجرا یعنی آقایان موسوی و احمدینژاد باید در برابر مردم پاسخگو باشند و به اشتباهات خود اعتراف و از مردم عذرخواهی کنند. اگر این کار صورت نگرفت من معتقدم این دو نفر به طور همزمان باید در برابر قانون قرار گیرند.
آقای احمدینژاد به علت وارد کردن اتهامات مختلف به اشخاصی که قدرت دفاع از خود نداشتند و آقای موسوی هم به عنوان ادعای تقلب در انتخابات بدون ارائه مدارک کافی و تشویق مردم به حضور در خیابانها و صدور بیانیههای تحریک آمیز باید در برابر قانون قرار گیرند. بدین ترتیب عدالت اجرا میشود و ما باید به دوطرف این قضایا منصفانه و با بی طرفی نگاه کنیم. در حال حاضر دو طرف تعصب گروهی دارند.
البته توجه داشته باشید که من تقصیرات آقای موسوی را در حوادث بعد از انتخابات بسیار بیشتر از آقای احمدینژاد میدانم و آقای موسوی باید در برابر مردم پاسخگو باشد.
*یکی از انتقاداتی که همیشه متوجه شما بوده نگه نداشتن حد تعادل در انتقادات در بسیاری از موارد است و بسیاری از نمایندگان معتقدند شما در صحبتها و انتقادات خود به دوست و دشمن با هم انتقاد میکنید و راه اصلی شما مشخص نیست، چه پاسخی در قبال این انتقادات دارید؟
من معتقدم تعادل همین است که ما از افراد خودی هم انتقاد کنیم و اشکالات خود را هم ببینیم. این یک نقص بزرگ است که ما یک خط بین خود و رقیب – و نه دشمن - کشیده و اشکالات خود را نبینیم و فقط به انتقاد از رقیب بپردازیم.
من این صحبتها و انتقادات را قبول ندارم. خیلیها میگویند که ما نباید از آقای احمدینژاد به خاطر اصولگرا بودنش انتقاد کنیم. متأسفانه یکی از اشکالات بزرگ اصولگرایان این است که اشتباهات و نواقص خود را نمیبینند و این مطلب که من راه مشخصی ندارم صحیح نیست بلکه در جایی که دو طرف مقصر هستند راه درست همین است. با این حال من آقای موسوی را مقصر اصلی میدانم. ایشان با جملهای که در ساعات پایان انتخابات گفتند که من برنده انتخابات هستم و اگر غیر از این اعلام شود حتماً تقلب شده است، در حقیقت تخم آشوب را کاشت و به هیجانات جوانان دامن زد.
*اما دکتر احمدینژاد در حال حاضر با رأی بالای مردم رئیس جمهور کشور هستند، فکر نمیکنید این انتقادات در این شرایط نوعی دامن زدن به بحران باشد؟
این نوع انتقادات به عقیده من باعث فروکش کردن نا آرامیها واغتشاشات در جامعه میشود چرا که مردم اگر ببینند که به قضایا منصفانه نگاه میشود زودتر متقاعد میشوند و چنانچه ما یک طرفه و جانبدارانه از یک طرف حمایت کنیم این موضوع باعث دلسردی مردم میشود. اگر دنبال حکومت علوی و عدالت علوی هستیم راهش همین است. امام علی (ع) نیز گاهی در دادگاه حاضر میشد.
*شما در یکی از نطقهای پیش از دستور مجلس دکتر احمدینژاد را لیبرال دانستید و این صحبت واکنشهای مختلفی در داخل و خارج از کشور در پی داشته است؛ آیا بیان این موضوع آن هم از تریبون مجلس دلیل خاصی داشت؟
این صحبت من در مورد آقای احمدینژاد با توجه به دیدگاهها و نظرات مطرح شده در مباحث فرهنگی از طرف آقای احمدینژاد است و من فقط به این جهت از کلمه لیبرال استفاده کردم، در صورتی که از نظر سیاسی ایشان را لیبرال نمیدانم.
به نظر من آقای احمدینژاد در مسائل فرهنگی و دیدگاههای مربوط به این حوزه، لیبرال هستند که نمونه بارز آن را میتوان در تبلیغات انتخاباتی و گفتههای دکتر احمدینژاد در مخالفت با ممیزی کتاب و مخالفت با نظارت بر پوشش اسلامی مشاهده کرد.
البته این موضوع سابقه طولانی دارد. در حدود یک سال بعد از سال 84 که دکتر احمدینژاد رئیس جمهور شدند من ازبرنامهها و مشی فرهنگیشان احساس کردم که یک نوع تسامح و تساهل در برنامههای فرهنگی دارند و باز فکر میکنند و به نظارت بر مسائل فرهنگی اهمیت نمیدهند.
در دیدارهای خصوصی که با ایشان داشتم نیز این موضوع بیشتر برای من اثبات شد و در اولین سالگرد ریاست جمهوری ایشان در نامهای سرگشاده، دولت نهم را از همه ابعاد مورد بررسی قرار دادم و این نکته را که نگاه آقای احمدینژاد به عنوان یک اصولگرا به مسائل فرهنگی تقریباً همان نگاه آقای خاتمی است گوشزد کردم.
متأسفانه ایستادگی دکتر احمدینژاد در مقابل غرب فقط در بعد سیاسی است و درمسائل فرهنگی این ایستادگی وجود ندارد. بسیاری ازمردم متدین به احمدینژاد به عنوان یک فرد مکتبی و حزب اللهی رای دادند و این انتظار را دارند که نظارتهای فرهنگی بیشتر در جامعه وجود داشته باشد اما این نوع نظارتها در جامعه بسیارضعیف است و یا اصلاً ًوجود ندارد. من احساس میکنم این نوع نگاه با اسلام سازگارنیست. در اسلام بخشی از امر به معروف و نهی از منکر که مستلزم اعمال قانون است به عهده دولت اسلامی قرار داده شده است.
*با توجه به آغاز به کار دولت و گذشت چند ماه از انتخابات تفکرات آقای احمدینژاد را با توجه به برنامههای فرهنگی دولت دهم چگونه ارزیابی میکنید؟
در حال حاضر هم دکتر احمدینژاد در مسائل فرهنگی همان راه و روش را ادامه میدهد و این موضوع در برنامهها و دیدگاههای مطرح شده به وضوح قابل مشاهده است. به نظر من این موضوع یک نقطه ضعف در دولت دهم میتواند باشد، چرا که روح انقلاب اسلامی ما استقلال فرهنگی و عدم خود باختگی در مقابل غرب است و اگر ما به این مسائل اهمیت ندهیم هر مقدارهم که در تکنیک و صنعت پیشرفت داشته باشیم، اینها ارزش چندانی نخواهد داشت چون تا زمانی که مسیر و بستر و جهت حرکت ما درست نباشد و حرکت ما به سوی اهداف اولیه انقلاب اسلامی نباشد این پیشرفتها نه تنها مفید فایده نیست بلکه شاید باعث زیانهایی هم بشود.
ما در اسلام یک اصولی داریم. معیار همان احکام اسلام است. از نظر اسلام علاوه بر کار فرهنگی، یک نظارت عملی بر فرهنگ و اخلاق جامعه نیاز است که بخشی از آن بر عهده دولت اسلامی است و اساساً تفاوت دولت اسلامی با یک دولت سکولار در همین است که دولت سکولار تعهدی نسبت به عقاید و اخلاق جامعه ندارد و صرفاً عهدهدار رفع نیازهای معیشتی مردم خود است اما دولت اسلامی میخواهد علاوه بر رفع آن نیازها، مردم را به سوی خدا حرکت دهد.
به طور مثال در بخش نشر کتاب انتشار کتب ضلال حرام است و دولت موظف به نظارت بر این امر و ممیزی کتابها است و انکار اینها خروج از اصولگرایی و نوعی لیبرالیسم فرهنگی است.
*شما انتقادات گستردهای به حادثه کهریزک داشتهاید. در حال حاضر با توجه به تشکیل کمیته ویژه در مجلس و بررسی این موضوع ارزیابی شما از این حادثه و روند رسیدگی به وضعیت بازداشتشدگان چیست؟
من در ابتدا این را اعلام میکنم که به این حجم دستگیریها اعتراض دارم. این تعداد بازداشت مورد نیاز نبوده است و تعدادی بدون دلیل بازداشت شدند. در تمام دنیا پلیس ضد شورش دراغتشاشات سعی میکند با وسایل و امکانات مختلف از جمله گاز اشک آور و ماشین آب پاش مردم را فقط پراکنده کند. در اغتشاشات اخیرحتی یک بار ماشینهای آب پاش وارد میدان نشدند و نیروهای امنیتی بیشتر قصد بازداشت داشتند تا پراکنده کردن افراد.
*اما بسیاری از این افراد به دنبال تخریب اموال عمومی بودند...
تخریب را قبول دارم. اگر افرادی به دنبال تخریب اموال عمومی بودهاند باید با قاطعیت با آنها برخورد کرد اما متأسفانه در برخی از موارد افرادی دستگیر شدهاند که فقط برای تماشا به خیابانها آمده بودند یا فقط شعاری داده بودند. در مورد عملکرد کمیته ویژه مجلس هم به نظر من این کمیته ضعیف عمل کرده و باید جدیتر کار خود را ادامه دهد و به صرف دادن گزارش محرمانه به مقامات کشور اکتفا نکند. این کمیته تا زمانی که مجرمان معرفی و مجازات نشدهاند، نباید کار خود را پایان دهد.
*بعد از عدم اثبات بسیاری از ادعاهای کروبی فکر میکنید که وقت آن نرسیده که کروبی در برابر مردم پاسخگو باشد؟
آقای کروبی باید قبل از اینکه این ادعاها را به صورت عمومی مطرح میکرد آنها را با مسؤولان نظام در میان میگذاشت و چنانچه به نتیجه نمیرسید این موضوع را بدون ورود به جزئیات آن رسانهای میکرد.
من معتقدم که آقای کروبی یک اشتباهی را مرتکب شدهاند اما نباید در این شرایط به این نوع مسائل دامن زد، خصوصاً که من فکر میکنم ایشان از روی حسن نیت این کار را انجام داد نه برای اینکه آبروی نظام بریزد و اگر مسؤولان قضایی هم زودتر مستندات ایشان را بررسی میکردند و زمان را از دست نمیدادند این مقدار آبروریزی نمیشد. در مجموع آقای کروبی را آدم خوش ذاتی میدانم.
*به نظر شما اصلاحات و رهبران آن باز هم میتوانند در جامعه فعالیت داشته باشند؟
اصلاحات به معنی عام یعنی اصلاح مستمر جامعه - که همان امر به معروف و نهی از منکراست - و احیای اصول بر زمین مانده قانون اساسی و تاکید بر آزادی بیان و تأمین حقوق فردی و اجتماعی و حقوق شهروندی مردم و معانی مشابه آن همیشه میتواند فعال باشد و در حال حاضر بسیاری از اصولگرایان هم به دنبال تحقق این اهداف هستند.
اما اصلاحات به معنای خاص خود که برخی گروههای اصلاح طلب مطرح میکنند بستگی به عملکرد آنها دارد. اگر به دنبال اصلاحات واقعی و دفع آفات وارد شده به نظام باشند و بخواهند آزادیهای مدنی را تحقق ببخشند و از حقوق مردم دفاع کنند میتواند ادامه داشته باشد. اما اگر بخواهد به عنوان ساختارشکنی مطرح شود و اصل ولایت فقیه را هدف گرفته باشند و یا در صدد حذف شورای نگهبان باشند و در واقع بخواهند ساختار نظام را تغییر دهند، باید بگوییم که پایان عمر چنین اصلاح طلبی فرا رسیده است.
*درهمین راستا موسوی هم تشکیلاتی را تحت عنوان راه سبز امید به راهانداخته است؛ فکر میکنید این تشکیلات بتواند فعالیت سیاسی داشته باشد؟
مهم این است که آقایان بتوانند این حرکت اجتماعی را مدیریت کنند و مانند روز قدس نشود که شعارهایی علیه نظام جمهوری اسلامی و علیه اسلام سر داده شود.
آقای موسوی باید راه خود را مشخص کند و با صراحت به مردم اعلام کند که راه ما مخالفت با اهداف جهانی اسلام و ترویج تعصب نژادی و ملیت پرستی نیست و راه ما ترویج بی بند و باری نیست تا اینکه گروههای ضد اسلام از حرکت آنها سوء استفاده نکنند.
*ارزیابی عضو کمیسیون فرهنگی مجلس از هشدار مقام معظم رهبری در رابطه با جنگ نرم و راهکارهای مقابله با آن چیست؟
من معتقدم که بیشترین وظیفه بر عهده صدا و سیما است. این رسانه سراسری و ملی باید نظام اطلاع رسانی خود را اصلاح و از کتمان حقایق پرهیز کند. امروزه دیگر وضعیت اطلاع رسانی در دنیا به گونهای است که هیچ خبری را نمیتوان از مردم پنهان کرد.
در حوادث بعد از انتخابات، صدا و سیما نتوانست اعتماد عمومی مردم را جلب کند و به همین علت درصد بالایی از مردم به سراغ رسانههای بیگانه مانند بیبیسی فارسی و صدای آمریکا رفتند.
اگر مردم مطمئن باشند که صدا و سیما حقایق را بیان میکند منتظر میشوند که ببینند صدا و سیمای خودمان چه اطلاعاتی به آنها میدهد.
نباید اعلام اخبار اعتراضات را مخالفت با نظام تلقی کنیم بلکه باعث حل شدن موضوع و کاهش آسیبهای یک اعتراض بدانیم. از طرف دیگر باید توجه داشت که جوانان به ویژه دانشجویان تحت تأثیر پایگاههای اطلاع رسانی، شبکهها و ماهوارههای مختلف قرار میگیرند و یکی از راههای مقابله با این امر آگاه سازی و آشکار ساختن ماهیت این رسانهها و روشن کردن اهداف آنهاست و اینکه خودمان بهاندازه کافی پایگاههای اطلاع رسانی مفید داشته باشیم که جوانان نیازمند بیگانگان نباشند. ما میتوانیم فعالیتهایی داشته باشیم که خانوادهها بتوانند شبکههای ماهوارهای سالم و برنامههای مفید برخی شبکههای ماهوارهای را دریافت کنند و صدا و سیما هم به دنبال اجرا کردن این طرح است.
اگر چنین موضوعی اتفاق بیفتد و مردم به ویژه جوانان احساس کنند که علاوه بر شبکههای داخلی به طور مثال 50 شبکه خارجی هم در اختیار آنها است کمتر به سمت شبکههای خارجی استعماری و غیراخلاقی میروند. میتوان با این کار جنگ نرم را تا حد زیادی خنثی کرد.
*نقش اصلاح رشتههای علوم انسانی را در این زمینه با توجه به سخنان مقام معظم رهبری در مقابله با جنگ نرم چگونه ارزیابی میکنید؟
ما از علوم انسانی جدید استفاده میکنیم اما نباید آنها را مبنا و معیار قرار دهیم، باید یک اصول و مبانی داشته باشیم که همان اصول و مبانی اسلامی است. باید علوم انسانی جدید تجزیه و تحلیل شود و قسمتهای مفید آن جذب شود و قسمتهای مضر دفع گردد. به عبارت دیگر معارف اسلامی باید از این علوم تغذیه کند و آن را هضم کند، بخش مفید را جذب و بخش مضر را دفع کند.
شهید مطهری هم همین شیوه را داشتند و این گونه نبود که نظرات روانشناسی و جامعه شناسی غرب را بدون تطبیق بر مبانی اسلامی بپذیرند و بیان کنند بلکه با تجزیه و تحلیل و مقایسه با مبانی اسلامی مورد ارزیابی قرار میدادند.
نفی کامل این علوم کارغلطی است و جذب کامل هم کارغلطی است بلکه مطالعه و تجزیه وتحلیل این علوم و تغذیه از آن، راهکار اساسی است و این کار هم یک کار تخصصی است که از عهده کسانی چون شهید مطهری بر میآید. البته در سالهای اخیر اقدامات خوبی در این زمینه انجام شده است اما این اقدامات کافی نیست. در حال حاضر برخی کتب غربی در دانشگاهها تدریس میشود. این نوع کتب باید با مبانی اسلامی تطبیق داده شود.