
به گزارش «جوان آنلاین»، ساعت 21 سوم تیرماه با اعلام مرکز فوریتهای پلیسی 110 مبنی بر ضرب و شتم شدید شخصی به نام «احمد» و انتقال وی به بیمارستان، مأموران کلانتری 139 مرزداران در بیمارستان فوق حاضر و در بررسیها متوجه میشوند که شخص مضروب بر اثر وارد شدن ضربات متعدد به ناحیه سر و کمر بیهوش شده که نهایتاً در تاریخ هفتم تیر به علت شدت ضربات وارد شده به سر، فوت کرده است که پرونده به دستور بازپرس شعبه اول دادسرا به اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ ارسال و جنازه مقتول هم به پزشکی قانونی منتقل شد.
پلیس پس از بررسی و تحقیقات به عمل آمده متوجه شد که مقتول در داخل انباری محل کارش در منطقه مرزداران مورد ضرب و شتم قرار گرفته که پس از اطلاع خانوادهاش از موضوع و با توجه به اینکه منزل وی در طبقه بالای انبار بوده، وی را به بیمارستان منتقل میکنند.
بدینترتیب کارآگاهان به تحقیق از خانواده مقتول پرداختند و متوجه اختلاف شدید مالی و خانوادگی مقتول با یکی از فرزندانش به نام «داوود» میشوند که داوود دستگیر شماره و به اداره دهم پلیس آگاهی منتقل میشود.
«داوود» که در ابتدا تلاش میکرد تا خود را بیگناه معرفی کند، با اطلاع پیدا کردن از تحقیقات پلیس مجبور به اعتراف شد و گفت: «با همدستی و اجیر کردن یکی از کارگران پدرم به نام «رضا» و پیشنهاد پرداخت مبلغ یک میلیون تومان به وی، پدرم را به قتل رساندم.»
با توجه به اعترافات داوود، تحقیقات جهت شناسایی «رضا» آغاز و مشخص شد که رضا پس از مورد ضرب و شتم قرار دادن پدر داوود، در زمان انتقال وی به بیمارستان با گرفتن مبلغ مورد توافق از محل متواری شده است.
داوود نیز پس از اعتراف به قتل روانه زندان شد. کارآگاهان در ادامه متوجه میشوند که رضا تبعه یکی از کشورهای همسایه ایران بوده که مدتی پیش در انبار متعلق به مقتول مشغول به کار بود و از این طریق با فرزند مقتول آشنا شده است.
پلیس با اطلاعات به دست آمده و تحت نظر قرار دادن محل تردد رضا سرانجام موفق به شناسایی مخفیگاه وی در حومه غربی تهران میشود و او را در ساعت 9 صبح 25 مهرماه در داخل مخفیگاهش دستگیر و به پلیس آگاهی منتقل میکند.
رضا با حضور در پلیس آگاهی با توجه به اعتراضات«داوود» به بزه انتسابی خود اعتراف کرده و به پلیس گفت: «من کارگر مقتول بودم و در انبار وی در منطقه مرزداران مشغول به کار بودم. مدتی پیش داوود پسر مقتول به من پیشنهاد داد که اگر پدرش را به قتل برسانم یک میلیون تومان به من میدهد که من با توجه به نیاز شدید مالی این پیشنهاد را قبول کردم و در شب حادثه پس از مخفی شدن در انبار و مطمئن شدن از اینکه مقتول تنهاست، با استفاده از چاقو و چوب وی را به قصد کشت مورد ضرب و شتم قرار دادم و بلافاصله متواری شدم.»
به گفته سرهنگ سعید لیراوی در حال حاضر این پرونده در حال طی کردن مراحل قانونی است و با توجه به اعترافات متهمان، در حال حاضر کارآگاهان در حال بررسی و تحقیق در خصوص دیگر علل احتمالی انگیزه قتل هستند.