
کارنامهها توزیع شد و دانشآموزان حاصل 9 ماه تلاش خود را در قالب یک برگه و چند نمره مشاهده کردند.
آنها که قبول شدهاند از تلاش و کوشش و شببیداریهای خود صحبت میکنند و آنها که تجدید آورده از ...
«معلم باهام لج کرده بود وگرنه...»
«خوندما اما نمیدونم چرا نمره نداده...»
« نمره کلاسی(مستمر) همهرو کم داده..»
« از 80 نفر فقط چهار نفر قبول شدن، بقیهرو انداخته...»
شاید شما هم این جملات را بسیار شنیده باشید و شاید خودتان برای فرار از کمکاری و تنبلی و درسنخواندهایتان از آنها استفاده کرده باشید.
معلمان همیشه مقصرند، بهخصوص وقتی که دانشآموزان درس نخوانند. در طول سال اگر معلمی با دانشآموزان«خو» بگیرد و به قول معروف«بگو، بخند» کند، میگویند«چیزی بلد نیست فقط خودمونی میشه...»
اگر سعی کند خود را از بچهها دور کند و فقط درس بدهد و امتحان بگیرد و برود، میگویند« عجب آدم خشکیه، خنده بلد نیست...»
اگر در امتحانات یکی، دو نمره به هر کس کمک کنه، میگویند:« کیلویی نمره میده تا همه قبول بشن»
و اگر مو را از ماست بیرون بکشد و 25 صدم هم به کسی ندهد، میگویند«عقدهایه، اگه بچهها تجدید بشن حال میکنه...»
و...
حال باید دید در دنیایی که دانشآموزان آن بسیار منظم و منضبط و درسخوان و مؤدب هستند چطور عدهای از آنها تجدید میآورند و بعضاً مردود میشوند؟!
فرار از واقعیت و نپذیرفتن اشتباهات مسألهای است که دانشآموزان ما به شدت به آن گرفتارند، به همین دلیل با هزار دلیل و برهان، زمین و زمان را به هم میدوزند تا ثابت کنند که آنها کوتاهی نکردهاند و در این مسیر اولین قربانی«معلم» است. پس به دانشآموزانی که تجدید آوردهاند توصیه میشود از هم اینک شروع به درسخواندن کنند، تا مبادا باز هم گرفتار قهر معلمان شوند که در شهریور دیگر جای جبران نیست...