
ملک عبدالله، پادشاه عربستان، به همراه هیأت بلند پایه سیاسی- امنیتی و خیل عظیمیاز خبرنگاران و عکاسان راهی سفر به سوریه و ملاقات با بشار اسد، رئیسجمهور سوریه شد. گفته میشود این سفر ملک عبدالله در پاسخ به سفر سال گذشته بشار اسد به عربستان انجام گرفته است. با وجود آن که برخی از رسانههای غربی همچون خبرگزاری رویترز و آلمان این سفر را نویدبخش وحدت اعراب در مورد برنامه هستهای ایران، تعیین تکلیف دولت لبنان و قضیه فلسطین ارزیابی کردهاند اما به نظر میرسد که انتشار این اخبار بیشتر در راستای جنجال تبلیغاتی حول این سفر باشد و نه حکایتی از واقع امر.
در یک نگاه کلی، این سفر از سوی پادشاه عربستان به سوریه در راستای بهبود روابط بین دو کشور قلمداد شده که از فوریه سال 2005 و به واسطه ترور رفیق حریری، نخستوزیر پیشین لبنان، رو به تیرگی نهاده بود. علت تیرگی روابط اتهاماتی بود که عربستان بر سوریه مبنی بر دست داشتن در قتل حریری وارد کرد و محصول آن ایجاد جبههای در لبنان به خونخواهی از حریری و مخالفت با سوریه بود. برخلاف انتظار عربستان، تیرگی روابط آن کشور با سوریه بیشتر از آن که ضرری اساسی بر منافع سوریه وارد کند، جایگاه عربستان را تضعیف کرد و نشانه آن در اجلاس دوحه قطر طی جنگ 22 روزه رژیم صهیونیستی و حماس دیده شد. به همین دلیل، طی یک سال گذشته عربستان سعی کرده تا کم کم در جهت بهبودی روابط خود با سوریه برآید و در این جهت، عربستان پس از یک سال و نیم سفیر خود را به سوریه بازگرداند و سپس با دعوت از اسد زمینه سفر وی را به عربستان در اواخر سال گذشته آماده کرد تا به این وسیله جایگاه تضعیف شده خود در کشورهای عربی را ترمیم کند.
با وجود این اقدامات از سوی عربستان، اختلافات بین سوریه و عربستان کماکان بر همان محورهای گذشته در جریان است و همان گونه که رسانههای غربی بیان کردهاند بر حول سه محور عمده؛ لبنان، رابطه استراتژیک سوریه با ایران و چالش اعراب با رژیم صهیونیستی میچرخد. با وجود تلاشهای عربستان برای ترمیم روابط خود با سوریه اما روشن است که اختلافاتش با سوریه بر سر این سه محور اساسی نه تنها کم رنگتر نشده بلکه کماکان به قوت خود باقی است.
در واقع، این سه محور از موضوعاتی است که منافع استراتژیک سوریه را تأمین میکند و آن کشور نمیتواند با چشمپوشی از منافع خود در این سه حوزه، رضایت مقامات عربستان را تأمین کند. این مسأله در شکلگیری و منازعه بین دو گروه لبنانی 14 و 8 مارس کاملاً مشهود است. در حالی که عربستان به صورت مشخص از سعد حریری و گروه 14 مارس حمایت میکند، سوریه نمیتواند با انعطاف در برابر عربستان به خواستههای این گروه تسلیم شود. در واقع، تسلیم سوریه به خواستههای گروه 14 مارس به معنای چشمپوشی سوریه از منافع خود در لبنان است و این چیزی نیست که آن کشور بتواند با آن کنار بیاید.
این موضوع در دیگر محورهای مورد اختلاف سوریه و عربستان صادق است و از این جهت، اختلاف جهتهای دو کشور مانع از آن خواهد شد که سوریه تن به خواستههای عربستان دهد. به همین جهت است که برخی از تحلیلگران معتقدند که ملک عبدالله در سفر خود سعی خواهد کرد تا بشار اسد را به تجدید نظر در محورهای مورد اختلاف با عربستان تشویق کند اما چندان توفیقی را برای وی انتظار ندارند. به گفته مازن بلال؛ تحلیلگر سوری، «سعودیها نخواهند توانست مناسبات سوریه با ایران را قطع کنند ولی دست کم تلاش خود را برای کاهش نفوذ ایران خواهند کرد». همان گونه که این تحلیلگر بیان کرده، سفر ملک عبدالله تلاشی است که از دست پادشاه عربستان ساخته است اما معلوم است که نتیجه امر به دست او نیست و فقط این خیل خبرنگاران و عکاسان همراه او هستند که میتوانند از وی ژست یک پادشاه موفق را در رسانههای عربی به نمایش بگذارند تا به گمان خود هیبت وی را در جهان عرب حفظ کرده باشند.